آیا خطر نابودی سواد عمومی جدی است؟

فصل گذشته برنامه دورهمی در یکی از قسمت‌های این مجموعه، موضوعِ برنامه خبر و خبررسانی بود. موضوعی که به دلیل حساسیت‌های ذات خبر به نظرم موضوع جالبی اومد و برنامه رو دیدم. در بخشی از برنامه، مهران مدیری از ۲ نفر فرد «خوش صدا و با بیانِ خوب» دعوت کرد که جلوی جمعیت قرار بگیرن و متن خبری را بخوانند.؛ یک آقا و یک خانم.

مهران مدیری متن خبر نوشته شده رو به آقای شرکت کننده داد و مردی که فکر می‌کرد خوش صداست و بیان خوبی داره شروع کرد به خواندن؛ مرد شروع به خواندن کرد و گفت که: «به خبری که هم اکنون به دستم رسید توجه فرمایید. …»و در ادامه هم که البته چه خواندنی!

در همون یک یا نهایت دو پاراگراف متن، غلط خواندن، عدم پردازش چیزی که می‌خواند که دلیلش عدم فهمیدن متن بود، اشکالات واضح رفتاری که هر بار غلط خواندنش را به بدخطی ربط می‌داد، مهران مدیری را وادار به عکس‌العمل کرد. شاید یکی از دلایل این موضوع رو بشه به قرار گرفتن جلوی دوربین ربط داد که البته باتوجه به حاضر جواب بودن شرکت کننده خیلی نمیشه روی این موضوع پافشاری کرد. ولی چند نکته برای من جالب بود.

اون قسمت از برنامهٔ دورهمی چند موضوعی که در جامعه زیاد دیده میشه رو به رخ کشید. موضوعاتی مثل:

۱. نداشتن مطالعه روزانه. خیلی ساده می‌شد از سبک و شیوه روخوانی این فرد متوجه شد که بخش عمده‌ای از اشکالات خواندنش، عدم تسلط روی کلمات بود. مشکلی که سرچشمه‌اش به نظر می‌رسید به نداشتن مطالعه روزانه برمی‌گشت. متن ساده‌ای که با غلط‌های زیاد خوانده شد وعدم تسلط فرد روی کلمات.

۲. فرافکنی ضعف‌ها. هر بار که مرد شرکت کننده متن را اشتباه می‌خواند، دلیلش رو به بدخطی، کلمات سخت و … انداخت و حتی یکبار هم حاضر نشد قبول کنه که «من مشکلی در خواندن دارم.» موضوعی که باعث میشه این فرد در خواندن پیش‌رفت نکنه اینه که هنوز خودش قبول نداره که مشکلی در کارش داره و می دونیم که بخشی از درمان در روانشناسی یا اینکه اگر بگوییم رفع نقص به پذیرش نقص برمی‌گرده. چیزی که در این فرد و در ابعاد بزرگتر در جامعه به راحتی دیده میشه.

۳. انداختن مشکلات گردن یکی دیگه. مردی که متن رو خوند، چندین و چند بار تقصیر را گردن نویسنده متن، بدخطی، عدم رعایت مساوات در مسابقه و … انداخت. موضوعی که به راحتی در جامعه دیده میشه. وقتی ایرادی هست، حتما تقصیر دیگری است و اگر اتفاق خوبی می‌افتد حتما تلاش‌ها و لیاقت خود من بوده که به اون موفقیت رسیدم.

اما مهمتر از هر چیزی میشه کم شدن یا در واقع نابود شدن سواد عمومی و مطالعه کردن رو در جامعه دید. موضوعی که با گسترش استفاده از موبایل و امثالهم و افتادن روی تلگرام و فوروارد کردن جوک‌ها و خبر‌ها و … تقریبا به نابودی مطلق سوق پیدا کرده. از بچه‌ مدرسه‌ای‌ بگیرید تا دانشجو و کارمند و بقیه، چقدر در روز مطالعه می‌کنیم؟

سواد عمومی که با یادگیری‌های غیر آکادمیک افزایش پیدا می‌کنه تقریبا در بخش عمده‌ای از جامعه رواج نداره و این می‌تونه به کشته‌شدن خیلی چیزها در جامعه منجر بشه. شاید اینجاست که تفاوت ما با این همه استعداد و منبع و ذخایر بزرگ با کشور‌های حتی کوچک آسیایی و اروپایی به خوبی دیده میشه.