این نوشته مربوط به درس بازاریابی دیجیتال آقای طالبی می باشد .

امروزه زندگی ما با فضای دیجیتال گره خورده هرچقدر هم که برامون سخت باشه که با این فضا ارتباط بگیریم یا فکر کنیم که ما یا کسب و کارمون سنتیه دور ماندن از این فضا در دراز مدت مشکلات جدی برای ما به وجود میاره.انسان ها به آگاهی رسیده اند و تولید محتوا به قدری زیاد شده که کافیه چندتا حرف موضوع مورد نظرتونو سرچ کنین .این موضوع باعث شده که توجه گیری مخاطب به مراتب سخت تر از قبل بشه،اونقدری باید حرفه ای عمل کنیم که مخاطب ما رو دنبال کنه و برای ما وقت بزاره و حس نکنه که قراره گول بخوره. یکی از کارایی که میشه انجام داد تولید محتوای آموزشی مرتبط با کسب و کار خود ماست ، اما باید خیلی به روز عمل کنیم، ایده پردازی به یک نقشه ذهنی نیاز داره که روی کاغذ کشیده بشه و قشنگ بتونیم نقاشیش کنیم ، دست افراد سازمان و تیم را باز بزاریم تا قشنگ بتونن ایده های خودشونو روی کاغذ بیارن و خیالشون راحت باشه که قرار نیست قضاوت بشن یا اینکه کسی اونارو قضاوت کنه.
با توجه به اینکه رشته من مدیریت اجرایی هست تصمیم گرفتم چندتا ایده پیدا کنم که اگر خواستم یه مکان آموزشی یا دوره های آموزشی آنلاین یا پست های مدیریتی توی اینستاگرام داشته باشم می تونم در مورد چه مسائلی صحبت کنم. برای این تکلیف قراره ما سه تا ایده انتخاب کنیم و تیترهایی را که شامل میشه بنویسیم. توجه داشته باشین که پی دف اف هایی که تولید میکنید نبیاد به زبان خیلی سخت و بسشتر از 30 تا 40 صفحه باشد .
ایده یک:
هوش
بله هوش! آیا تا به حال به این فکر کردین که بخش مدیریت منابع انسانی خودتونو جوری آموزش بدین که با توجه به هوش افراد آن ها را مدیریت کنن یا باهاشون رفتار کنن به جای اینکه مدرک گرا باشن؟ چرا همیشه ما سعی میکنیم خودمون یا بچه ها یا کارمندان سازمانمونو توی چیزی که ضعیف هستن و استعداد ندارن تحت فشار بزاریم و براشون کلاس های اضافه و دوره آموزشی بزاریم به جای اینکه سعی کنیم نقاط قوت آن ها را بهبود ببخشیم و این طوری هم به اونا احساس مفید بودن بدیم هم برای رسیدن به اهداف سازمان از افراد در جایگاه درست که خودشان هم به آن علاقه دارند استفاده کنیم . وقتی داشتم در مورد انواع هوش مطالعه می کردم به این نتیحه رسیدم چقدر مهمه که چه فردی با چه هوشی مثلا برای مذاکره بره، کی باید در بخش خدماتی باشه و یا کی با چه هوشی رهبر کارهای تیم محور.
هوش درجه زیرکی شخص و توانایی ذهنی اشخاص می باشد .هوش یک توانایی ذهنیه و قابلیتهای متنوعی مثل استدلال، برنامهریزی، حل مسئله، تفکر انتزاعی، استفاده از زبان و یادگیری را توی دل خودش جا میده. اما قرار نیست همه ی افراد بتونن در همه ی این مسائل بهترین باشن .
اینجا با انواع هوش آشنا میشیم و یه توضیح کوتاه و تیتروار در مورد هر کدوم می نویسم تا یک آشنایی نسبی با اونا پیدا کنیم.
1- هوش تحلیلی:
هوش تحلیل در تجزیه و تحلیل مسائل به افراد کمک میکند،یکی از روش های هوش تحلیلی روش زالتمن است. در اسن روش کلمات کلیدی موضوع مورد نظر مشخص میشه و نظر افراد مختلف در مورد این کلمات پرسیده می شود و ایده های بسیاری جمع آوری می شود.
هوش تحلیلی شامل موارد زیر است:
-تحلیل مسائل و مشکلات
-تحلیل وضعیت موجود
-تحلیل وضعیت مطلوب
-تجزیه و تحلیل شکاف وضعیت موجود و مطلوب
2- هوش ارتباطی:
هدف از هوش ارتباطی ایجاد تفاهم در روابط و معرفی فرد یا سازمان به عنوان یک فرد یا سازمان حرفه ای است.هوش ارتباطی به صورت های زیر نیز می تواند ظاهر شود
- هوش ارتباطی رو به بالا در ارتباط با سازمان و مدیران عالی سازمان
- هوش ارتباطی رو به پایین در ارتباط با مرئوسین
-هوش ارتباطی موازی در ارتباط با همکاران
-هوش ارتباطی رو به بیرون در ارتباط با سازمان های دیگر
در مورد هوش ارتباطی می توان به موارد زیر اشاره کرد
- پرهیز از ایجاد تعارض و تنش
-نوع دوستی و کار نیک
- مذاکره،گفتگو و متقاعد سازی
-توانایی کلامی و فن بیان
3- هوش درون فردی و هیجانی
هوش درون فردی و هیجانی ، میزان تسلط فرد بر احساست و رفتار خود است .
-خود کنترلی و تسلط بر خود
-درک رفتار خود
-درک رفتار با دیگران
-رویارویی یا پذیرش واقعیت
-انعطاف پذیری
-اقتدار و قاطعیت
-کنترل روابط بین فردی
-تحمل فشار کاری
-غلبه بر موانع و محدودیت ها
--ریسک پذیری
4-هوش الگویی
هوش الگویی، داشتن یک نظم ذهنی می باشد، ازجمله صحبت کردن به صورت طبقه بندی شده ، اولویت بندی اهداف و یا ترسیم چارچوب تحلیل در گزارشات تحلیل و مشخص نمودن جنبه های مختلف تحلیل، نمونه هایی از دارا بودن هوش الگویی می باشند.
در مورد هوش الگویی می توانیم به موارد زیر اشاره کنیم .
-رعایت نظم،انضباط و آراستگی
-توانایی مدل سازی در شناخت پدیده ها
-طبقه بندی مطالب در گزارشات کتبی و شفاهی
5 هوش عملی یا اجرایی
هوش عملی،درجه زیرکی فرد در اجرا و پیگیری امور است .
-شناسایی مسائل
-حل مسائل
-تخصیص منابع
-جدیت در پیگیری امور
-انجام وظایف محوله
-اشتیاق به کار،انگیزه و تمایل به انجام کار
-رقابت اجتماعی و هماوردطلبی
-پرکاری و سخت کوشی
-مسئولیت پذیری
-پاسخگویی
6- هوش موسیقی
در روانشناسی هوش موسیقی به حافظه مرتبط بوده و در کسب و کار نیز به قوت حافظه مربوط می شود.هوش موسیقی شامل اطلاعای است که شخص باید آن ها را به خاط بسپارد و ندانستن این اطلاعات باعث خدشه دار شدن اعتبار حرفه ای شخص می شود.
-توانایی کمی و محاسباتی
-حافظه و به خاطر سپاری
7- هوش فیزیکی
هوش فیزیکی قابلیت افراد در مدیریت فیزیک بدن خود برای انجام بهتر کارهایت
-ضریب تحمل فیزیکی در ساعات کار طولانی
-استفاده بهینه از فیزیک بدن و مهندسی ارگونومی
-تغذیه سالم ، رعایت ورزش و خواب مرتب
8- هوش خلاق
در مورد هوش خلاق می توانیم به موارد زیر اشاره کنیم :
-تولید اندیشه
-یافتن سریع راه حل در شرایط بحرانی
9- هوش شبکه ای
هوش شبکه ای توانایی افراد در ایجاد یک رابطه خوب با دیگران است.هوش شبکه ای پایه ایجاد شبکه های کاری و مافیا مدیریت است
-کار تیمی
-کمک به همکاران
-هماهنگی در کار
-همراهی در سیاست های سازمانی
-روابط درون سازمان
-رعایت سلسله مراتب
-رعایت احترام به دیگران
-پذیرفتن تابعیت سازمان
-همکاری و اطاعت
-وجدان کاری
10- هوش معنوی
هوش معنوی رعایت الگوهای اخلاقی بوده ، چرا که رعایت کدهای اخلاقی بر روی موفقیت در کسب و کار تاثیر می گذارد ،اگر هوش معنوی در افراد ضعیف باشد دچار بحران بی اعتمادی می شود و یا ممکن است فردی با عملکرد ضعیف ، دچار عذاب وجدان شود.
سعی کردم خیلی کوتاه و تیتر وار در مورد انواع هوش بنویسم. امیدوارم براتون جالب بوده باشه ...!!!!!!
ایده دو
مدیریت استراتژیک منابع انسانی
این روزها کمتر کسی در اطراف خودم دیدم که از مدیریت منابع انسانی چیزی ندونه یا از حقوق خودش در سازمان اطلاعاتی نداشته باشه . برای همه ی ما روشنه که نقش مدیریت منابع انسانی به طور چشمگیری متحول شده و در سازمان های پیشتاز ، منابع انسانی به شکل فزاینده ای به عنوان یک شریک استراتژیک حیاتی مطرح شده. این طور که به نظر میرسه این رویکرد جدید مسئولیت های دور از دسترس را به عهده ی منابع انسانی گذاشته . بیایید سازمان خودمون را در نظر بگیریم و به این سوال ها پاسخ بدیم :
-آیا فعالیت مدیرت منابع انسانی در راستای استراتژی های سازمان هماهنگ و یکپارچه شدن و آیا این هماهنگی لزوما باید شکل بگیره؟
-انتخاب های استراتژیک منابع انسانی بر چه اساسی صورت می گیره و آیا اصلا این استراتژی ها بر اساس استراتژی های رقابتی سازمان قابل تدوینه؟
- آیا استراتژی منابع انسانی، حوزه های وظیفه ای را در چارچوب یک سیستم جامع با سیاست های کلی یکپارچه کرده؟
-اجرای مدیریت استراتژیک منابع انسانی با چه چالش هایی مواجه است؟
طیف گسترده ای از این سوال ها هستن که باعث شکل گیری این رویکرد شدن و مدیران سازمان باید اونارو بررسی و سعی کنن بهشون به درستی جواب بدن . رویکردی که نتیجه آن ایجاد سازگاری و هماهنگی در مجموعه روش ها ، برنامه ها و اصول سیاستی برای رسیدن آسان و سریع تر به اهداف استراتژیک سازمانه .
مواردی که در این پی دی اف انتخاب کردم تا در مورد آن صحبت کنم به صورت تیتر وار به شرح زیر است
1- تفاوت مدیریت منابع انسانی جهانی با مدیریت منابع انسانی داخلی چیست؟
2-اتخاذ یک دیدگاه سرمایه گذاری
3-تغییرات و تنوع جمعیت شناختی نیروی کار
4-موانع موجود در برابر منابع انسانی استراتژیک
5-برنامه ریزی جانشین پروری
6-مسائل و چالش های نیروی انسانی در رابطه با تکنولوژی
7- شبکه سازی اجتماعی
8- چرا سیستم های مدیریت عملکرد اغلب با شکست مواجه می شود؟
10- چرا کارکنان تشکیل اتحادیه می دهند؟
11- نتیجه گیری
ایده سه
شما فقط هفت مرحله با تبدیل شدن به یک متن نوسی عالی فاصله دارید-متن نویسی در یک هفته
نوشته بالا براتون جذاب بود .نه؟ می دونین دلیلش چیه؟ یادم میاد که اسفند پارسال وقتی توی دوره تولید محتوا دانشگاه شریف کلاس متن نویسی داشتیم بهمون گفتن که توی تیتر نویسی از اعداد استفاده کنید ، انگار که به مخاطب یه برنامه ذهنی میده. فرد می دونه که قراره چندتا مطلب بخونه یل مثلا 504 تا لغت برای امتحان آیلتس حفظ کنه یا مثلا توی چند مرحله چند کیلو وزن کم کنه و خیلی از موارد دیگه که هر روز برای هممون اتفاق میفته.
خیلی جالبه وقتی به این فکر می کنیم که یک زمانی فقط تعداد خاصی از افراد با شرایط زندگی و رفاه خاص قادر به خواندن و نوشتن بودن و بقیه تکیه به سخن گفتن داشتن . کی فکرشو میکرد یک روزی دیگه از قصه گویی برای انتقال دانش از نسلی به نسل دیگه استفاده نشه؟ حالا بیشتر ما با سوادیم حتی خود من به واسطه ی جاهایی که رفتم می دونم بپه هایی که به خاطر شرایط زندگی و ملیتشون سواد خواندن ندارن از طریق فضای مجازی بلاخره توی گوشی اطرافیانشون می دونن کجا چه خبره!!!! الان دیگه ارتباطات ما جهانی شده و به صورت سریع و مداوم می تونیم از طریق رسانه های اجتماعی با هرجایی ارتباط بگیریم. با این حال به جای اینکه ما را از نیاز به ارتباطات شفاف و موثر بی نیاز کنه ، در واقع ارتباط خوب را مهم تر کرده.
اما دقت کردین یکی از مسائلی که فکر میکنم همه ی ما با اون تا حالا درگیر شدیم ایجاد سوءتفاهم ها و برداشت های اشتباه از پیام های متنی ماست؟ هرچقدر ما روابط رو در رو کمتری برقرار کنین ، فرصت بزرگتری برای برداشت های اشتباه پدید میاد. قطعا نوشتن، پیام ما را به مردمی که نمی توانیم ببینیم منتقل میکند ، پس خیلی باید مواظب باشیم که درباره خواننده حدسیاتی نزنیم، به خصوص آن هایی که پست های عمومی ما را میبینند. متن نویسی موفق از اونجایی شروع میشه که یاد بگیریم با دقت از کلمات و برای هدف مشخصی از آنها استفاده کنیم تا بتونیم احساسات، افکار و اقدام را برانگیزیم.
فکر کردم شاید یک ایده خوب برای جذب مخاطب در صفحه ی آموزشی صحبت در مورد همین متن نویسی و و تمرین تولید محتوا باشد زیرا موفقیت درنویسندگی می تونه ما را متمرکز نشان بده ، باعث میشه که مفاهیم ما قابل درک و تاثیرگذار تر باشه، حتی در بعضی مواقع می تونه دیگران را هدایت کنه و احتمال رسیدن به هدف ما را افزایش بده .
مسائلی که در این پی دی اف می توان به آن اشاره کرد بسیار زیاد است اما به عنوان مثال می توان به موارد زیر اشاره کرد:
1-استفاده از تکنیک ها ( استعاره،تشبیه،تجنیس،تداوم مطلب، ضد و نقیض بودن و تشابه صوتی)
2-کاربرد صفحه بندی، تصویر و رنگ برای به یادمانی کردن کلمات
3-ساختن کلمات جدید
4- چه چیزی باعث می شود مردم آن چیزی را که شما می نویسید بخوانند؟
5- استفاده از تبلیغات به نفع خود.
6-نوشتن اطلاعیه خبری، سرتیتر
7-پایان دادن به یک خبر مطبوعاتی
8- شخصی کردن یک متن
9-نوشتن طرح نامه
10-نوشتن متون تبلیغاتی و...