ویرگول
ورودثبت نام
الهام حبیبی
الهام حبیبیمی‌نویسم تا روحم آرام گیرد☁️🦋 عضو همسفران مدرسه‌ی نویسندگی شاهین کلانتری
الهام حبیبی
الهام حبیبی
خواندن ۲ دقیقه·۳ روز پیش

دو نوشتن برای نمایشنامه

ژان‌کلود کری‌یر
ژان‌کلود کری‌یر

جدایی اتی‌‌یِن از مادِلِن

وقتی نمایشنامه را به قصد یادگیری بخوانیم، دیگر یک نمایشنامه‌ی ساده نیست، بلکه بستری‌ست برای آموزش نوشتن. نمایشنامه‌هایی که می‌توان ازشان ایده گرفت تا نوشتن را سهل کند. نمایشنامه‌ی «تراس» در مورد زن و شوهری‌ست که می‌خواهند از یکدیگر جدا شوند اما این جدایی با دیگر جدایی‌ها فرق می‌کند. ورود آدم‌ها برای خرید خانه‌ی این دو به ماجرای تراس ختم می‌شود. تراسی که کری‌یر به ظاهر به عنوان حواس‌پرتی برای خواننده برگزید تا در خلالش به زندگی این دو بپردازد.

تراس برای تراس

ایده‌ی اولیه، ساده به نظر می‌رسد اما وجود مکانی برای گفت‌و‌گو و رفتارهایی که هر کدام از شخصیت‌های فرعی انجام می‌دهند، دیگر یک مکان ساده به نام تراس نیست. وقتی می‌توان برای رسیدن به مقاصد مضمونی از آن استفاده کرد، درنتیجه درون‌مایه داستان هم حول محور همان مکان می‌گذرد.

تراس، جایی که کری‌یر برای شکل‌گیری گفت‌وگوها، رفتارها و افکار شوم در نظر می‌گیرد. درواقع می‌توان گفت که تراس بخشی از وجودیت زن و شوهری‌ست که برای جدایی اقدام کردند. جایی که هیچ‌کدام پایشان را در آن نمی‌گذارند.

«تیمسار: ولی برای اثبات چی؟

موریس: اثبات اینکه غیرممکنه که آدم با افتادن از این تراس به خودش صدمه بزنه؟»

«تیمسار: ...یه چیز بسیار رنج‌آور و تحقیرکننده تو پریدن از تراس هست، ‌پریدنی که آدم توش صدمه نمی‌بینه.»

«اتی‌ین: یه تراس تو روستا یادم مونده، تو خونه پدربزرگم. با یه چفته‌ی نو و گلدون‌های سبزرنگ پر از گل‌های میمون. تراس به دره مشرف بود، بیشه‌ها و پل معلق تو افق. تابستون‌ها اون‌جا تو سایه غذا می‌خوردیم. خربزه‌ها رو می‌گذاشتیم تو سطل آب خنک بشن. اون آره، یه تراس بود...»

روال غیرعادی

نمایشنامه‌ی دوم متفاوت با «تراس» بود. در «روال عادی»، تنها دو شخصیتِ کمیسر و خبرچین داریم و با همین دو شخصیت داستان پیش می‌رود. برعکس نمایشنامه‌ی قبل که چند شخصیتی بود، کری‌یر در این نمایشنامه تنها با دو شخصیت کار داشت. ایده‌ی نمایشنامه به جمله‌ی «چه می‌شود اگر کمیسر، خبرچین را لو بدهد؟» شکل می‌گیرد و پیش می‌رود. ایده‌یی که برای پرداختن بهش و گسترش دادن کاربرد دارد. گفت‌وگوهای چالش‌برانگیز در این نمایشنامه و تعلیق شخصیت‌ها باعث شد تا نمایشنامه به خوبی از پس کم‌شخصیتی‌ش بربیاید. چیزی که نویسندگان تازه‌کار از آن دوری می‌کنند و بدون چندین شخصیت، نمی‌توانند داستانی پیش ببرند.

بستری برای ایده

دو نمایشنامه با ساختاری متفاوت و ایده‌هایی برای گسترش دادن به متن، توانستند تا راهی را نشان دهند که در پی آن هم یادگیری نوشتن است هم برای گسترش متن مورد استفاده قرار می‌گیرد. در تراس با مکان جلو رفت و در روال عادی با گفت‌وگوها. در واقع با استفاده از جمله‌ی «چه می‌شود اگر...» می‌توان برای گسترش متن استفاده کرد. حالا دو روش برای ایده‌سازی داریم. ایده‌هایی که با خواندن نمایشنامه شکل می‌گیرد و با نوشتن ورز داده می‌شود.

الهام حبیبی

نمایشنامهنشر بیدگلنویسندگیایده
۵
۲
الهام حبیبی
الهام حبیبی
می‌نویسم تا روحم آرام گیرد☁️🦋 عضو همسفران مدرسه‌ی نویسندگی شاهین کلانتری
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید