ویرگول
ورودثبت نام
الهام حبیبی
الهام حبیبیمی‌نویسم تا روحم آرام گیرد☁️🦋 عضو همسفران مدرسه‌ی نویسندگی شاهین کلانتری
الهام حبیبی
الهام حبیبی
خواندن ۲ دقیقه·۱۴ روز پیش

با رخداد روزمره‌وار چه می‌توان کرد؟

نگهبان شب
نگهبان شب

از ایده به قصه

رسول از کرمان برای کار می‌آید تهران. این تنها تک‌خطی از ایده است که هنوز پرورش نیافته. پرورش یافتنش به شخصیت، رویدادها و درون‌مایه داستان بستگی دارد اما در این فیلم می‌توانیم با روزمره و رویدادها به قصه برسیم. آیا شخصیت و درون‌مایه کنار گذاشته می‌شود؟ حتمن نه. اما در اینجا با رویدادها کار داریم. آیا می‌شود با رویدادی روزمره‌وار فیلم ساخت؟ آیا می‌توان سادگی را درون فیلم جا داد اما از طرفی دیگر وارد کلیشه نشد و کسل‌کننده هم نشود؟ وقتی حرف از سادگی می‌زنیم منظور رخداد با روندی روزمره‌وار است اما بیهوده نه. روزمره‌یی که پهلو به بیهودگی نمی‌زند. درواقع رخداد بیهوده کنار گذاشته می‌شود تا رخدادی پیش‌رونده شکل بگیرد. 

صحنه‌ی تکراری

پا پیدا کردن کار در ساختمانی نیمه کار، نگهبان می‌شود. آشنایی با دختری کم‌شنوا شروع ماجرا می‌شود. نویسنده‌ی ناشی عشق و عاشقی و دیالوگ‌های احساسی را برای شخصیت‌ها انتخاب می‌کند. اما نویسنده‌ی کاربلد، با دیالوگ کم اما به‌جا و رویدادها، فیلم را جلو می‌برد. آیا این رویداد باید در کافه یا فضایی تکراری همچون پارک باشد؟ نه. نمی‌توان گفت که در کافه یا در پارک نمی‌توان صحنه نوشت اما می‌توان به جای دیگری هم فکر کرد.* اما فضایی متفاوت می‌تواند کمک‌کننده‌ی قصه و گسترش آن باشد؟ جواب مشخص است اما می‌توان به جایی به غیر از تکرارها فکر کرد.

رخدادی برای رخدادی دیگر

در جایی از فیلم وقتی رسول، نصیبه را دنبال می‌کند، سر از مغازه در می‌آورد. مغازه‌یی کوچک که بخشی از حیاط خانه را اشغال کرده. دیدارش با نصیبه، بدون دیالوگ اضافی یا احساساتی ناپخته است. کبریت می‌خرد و می‌رود. اولین دیدار، ساده اما باعث شکل‌گیری رویدادی دیگر می‌شود. جلورفتن فیلم با رخداد، احتمال حذف یا جا‌به‌جایی هر رخداد را به صفر می‌رساند. در فیلم نگهبان شب هم همین‌طور است. یک رخداد، رخداد دیگری را شکل می‌دهد. پس وقتی از سادگی در رخدادها حرف می‌زنیم، نه یک رخداد پیش پاافتاده بلکه رخدادی برای رسیدن به قصه است. ریختن بی‌دلیل رویدادها  کنار هم، از ایده، قصه نمی‌سازد. در این فیلم، نه‌تنها رخدادی اضافی نداشت، حتا رخدادها برای هم ساخته شدند تا رخداد بعدی را شکل دهند. در این‌جا برای گسترش ایده و رسیدن به قصه‌یی مطلوب، فیلم را بهانه کردیم و به نقد کوتاهی ازش پرداختیم.

*شعارنویسی بر دیوار کاغذی: از متن و حاشیه‌ی ادبیات معاصر، امیر احمدی آریان، نشر چشمه

نقدی آموزشی بر فیلم نگهبان شب از رضا میرکریمی 1400

نوشته‌ی الهام حبیبی

فیلمنقد فیلمرضا میرکریمیآموزشینشر چشمه
۹
۰
الهام حبیبی
الهام حبیبی
می‌نویسم تا روحم آرام گیرد☁️🦋 عضو همسفران مدرسه‌ی نویسندگی شاهین کلانتری
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید