امشب نقاشی کشیدم.بعد خیلی وقت. خب ، لذت میبرم همیشه از نقاشی کشیدن.ولی دیدن نقاشیهای دیگه تو پینترست باعث میشه از نقاشیای خودم خجالت زده بشم.چون پرفکت نیستن.بلد نیستم اونطوری بکشم.معپولا تکراری درمیان. ی جمله ای دیده بودم قبلا ک میگفت واسه لذت بردن از یچیزی لازم نیس توش خوب باشی لزوما. امشب پلن این بود خلاصه. گذاشتم ذهنم بسازه و دستم بکشه. بعد حس میکنم من یه نیروی خشم و تخریب زیادی دارم. بدم نمیاد نقاشیام زشت و بدردنخور باشن.همزمان بدم میاد.امشب اونو مهارش کردم. عنوان عجیب درومده،نه؟ نمی دونستم چی بنویسم.اومدم بنویسم رنگی رنگی ، یهو ادامه ش رسید ب ذهنم و دیدم قافیه ش جور درمیاد.ایهام هم داره تازه



