
چند روز پیش تصمیم گرفتم نامهای برای دو سال آیندهی خودم بنویسم؛
نامهای که وقتی دوباره بازش کنم، همچون آینهای باشد برای دیدن تغییرهایم.
در آغاز، وقتی که این فکر به ذهنم رسید، راستش کمی خندهدار و حتی بچهگانه به نظر آمد.
من معمولاً از کارهای لوس و بیمعنا خوشم نمیآید 🤦🏻😅
اما بعد با خود گفتم: چه اشکالی دارد؟
گاهی همین کارهای ساده میتوانند عمیقترین اثرها را بر جای بگذارند.
شاید وقتی دو سال دیگر این نامه را بخوانم،
یاد بگیرم که برخی چیزها هرگز تغییر نمیکنند،
و برخی دیگر آنقدر دگرگون میشوند که خودم را به سختی بازشناسم.
این نامه برای من یادگاری است؛
یادگاری از امروز، از افکار و تردیدهایم، از امیدها و ترسهایم.
میخواهم آیندهی خودم را با صداقت روبهرو کنم،
و ببینم آیا هنوز همان آدمی هستم ،که امروز پشت این کلمات نشسته است.
و از همین اندیشه، آغاز کردم به نوشتن یادداشتهای کوتاه.

شروع کردم به نوشتن دربارهی شخصیت خودم. خواستم تصویر صادقانهای از کسی که امروز هستم ثبت کنم.

سپس دربارهی ویرگول و جامعهی نویسندگان آن نوشتم؛
تا در آینده، پس از گذشت دو سال، دریابم که آیا همچنان
در این جمع حضور خواهم داشت یا خیر.

بعدشم گفتم از دلار بنویسم ؛
که ببینم دو سال آینده قیمتش چقدر شده.

همچنین به عهدی که با خود بسته بودم اشاره کردم؛
اینکه صد کتاب مطالعه کنم. میخواهم ببینم در دو سال.
آینده، آیا توانستهام به این وعده وفادار بمانم یانه

و بعد دربارهی زمین نوشتم؛
از خانهای که همهی ما در آن زندگی میکنیم،
و از مسئولیتی که در برابر آن بر دوش داریم.

همچنین نوشتم تا در آینده، پس از گذشت دو سال، دریابم که آیا در مسیر بهبود و ارتقاء شخصیت خود گام برداشتهام یا خیر.

و در آخر ،خدا میداند که آیا دو سال دیگر در این دنیا حضور خواهم داشت یا خیر. با این حال، آرزو میکنم خانواده و عزیزانم در شادی و سلامت باشند و روزهایشان سرشار از آرامش گردد.

و کلی چرت و پرت دیگه هم نوشتم برای دو سال آینده ،
که تنها بخشی از آنها را با شما به اشتراک گذاشتم.
۱۴۰۴٫۱۰٫۸
quill(: