ویرگول
ورودثبت نام
Zahra Enayati
Zahra Enayatiاهلی رسانه‌ام، تجربه می‌کنم و آن‌ها رو با هر کسی به دنبال آن است به اشتراک می‌گذارم.
Zahra Enayati
Zahra Enayati
خواندن ۸ دقیقه·۴ ماه پیش

از واترگیت تا آمازون: ۱۵۰ سال جسارت و بقا در واشنگتن پست

پادکست دایره | اپیزود اول

اولیه ساختمان واشنگتن پست
اولیه ساختمان واشنگتن پست

وقتی دربارهٔ مسیر یک رسانه به‌عنوان کسب‌وکار حرف می‌زنیم، به‌ندرت نمونه‌ای پیدا می‌شود که این‌همه «فراز و فرود» را در خود جمع کرده باشد؛ از بحران‌های مالی و جنگ‌ها تا انقلاب دیجیتال. واشنگتن پست دقیقاً همین است: روزنامه‌ای که امروز در عمل یک شرکت رسانه‌ای چندبعدی‌ست.

برای من جرقه‌ی این اپیزود با فیلم The Post از استیون اسپیلبرگ زده شد؛ روایتی سینمایی از یکی از حساس‌ترین تصمیم‌های تاریخ پست. با اینکه این رسانه شاید انتخاب محبوب همه نباشد و حتی تیراژ چاپی‌اش سال‌ها پایین‌تر از نیویورک‌تایمز و وال‌استریت ژورنال بوده، اما به‌محض اینکه پست را «به‌عنوان کسب‌وکار» و نه صرفاً یک روزنامه نگاه کنیم، متوجه می‌شویم چرا کیس ارزشمندی برای یادگیری است: ترکیب جسارت تحریریه، بازی‌خوانی استراتژیک، پلن‌های متنوع درآمدی و تلاش (گاه موفق و گاه ناموفق) برای سازگاری با فناوری.

در این بلاگ‌پست، مسیر ۱۴۵ سالهٔ پست را در سه فصل مرور می‌کنیم:
۱) از هاچینز تا مک‌لین (۱۸۷۷–۱۹۳۳)؛ ۲) خانوادهٔ مایر و گراهام (۱۹۳۳–۲۰۱۳)؛ ۳) دوران جف بزوس (۲۰۱۳ تا امروز). در انتها نیز چند درس عملی برای مدیران رسانه جمع‌بندی می‌کنم.


فصل اول: ۱۸۷۷ تا ۱۹۳۳ | تولد، رشد ناهمگون، بی‌ثباتی

۱۲ آذر ۱۸۷۷، استیلسون هاچینز، روزنامه را در واشنگتن راه انداخت؛ روزنامه‌ای چهار صفحه‌ای با قیمت سه سنت و تیراژ گزارش‌شده‌ی ۶ تا ۱۰ هزار نسخه. هاچینز یک دموکرات مستقل بود که دیدگاه‌های نژادی‌اش بر سیاست روزنامه سایه می‌انداخت؛ نکته‌ای که امروز آن را «ریسک اعتباری برند» می‌نامیم.

در سال‌های بعد، اتفاق‌های جالبی رخ داد: اولین شمارهٔ یکشنبه منتشر شد (۱۸۸۰)، جوزف پولیتزر برای پست نوشت و تئودور روزولت –آن زمان هنوز چهره‌ای نه‌چندان مشهور– مجموعه‌ای داستان وسترن به پست سپرد. در ۱۸۸۹ مارش معروف «Washington Post March» توسط جان فیلیپ سوزا ساخته شد و در مراسمی با حضور رئیس‌جمهور وقت اجرا شد؛ رخدادی که برای یک برند رسانه‌ای، نوعی «دارایی نمادین» به‌حساب می‌آید.

با وجود این نقاط روشن، این فصلِ پست پر از دست‌به‌دست‌شدن مالکیت بود. در ۱۹۰۵، جان آر. مک‌لین (مالک Cincinnati Enquirer) روزنامه را خرید؛ سرمایه‌گذاری روی چاپ و آگهی، رشد مالی آورد اما سوگیری حزبی و تغییر جهت‌های سیاسی پی‌درپی، به کاهش اعتبار و نفوذ انجامید. پس از مرگ مک‌لین در ۱۹۱۶، پسرش سکان کار را گرفت و جهت‌گیری سیاسی را عوض کرد، اما نتیجه باز هم افت تیراژ و تبلیغات بود. پایان این فصل برای پست چیزی جز بی‌ثباتی تحریریه‌ای، فشار مالی و فرسایش برند نبود.

یک قاب مدیریتی برای فصل اول:

  • محصول/تحریریه: مقاطعی از جذابیت، بدون استراتژی پایدار.

  • برند/اعتبار: آسیب‌دیده از سیاست‌زدگی.

  • درآمد: رشدهای مقطعی، اما ناپایدار.

  • درس: اگر «هویت تحریریه» با منافع کوتاه‌مدت سیاسی معامله شود، برند ظرف چند سال فرسوده می‌شود—even اگر صورت‌های مالی موقتاً سبز باشند.


فصل دوم: ۱۹۳۳ تا ۲۰۱۳ | میراث خانوادهٔ مایر و گراهام؛ جسارت + دیسیپلین

رکود بزرگ آمریکا زمینهٔ تغییر بزرگ را فراهم کرد. در ۱ ژوئن ۱۹۳۳، روزنامه در حراج عمومی با قیمت ۸۲۵ هزار دلار به یوجین مایر رسید؛ یک بانکدار/سیاست‌گذار که سابقهٔ عمیق روزنامه‌نگاری نداشت اما اصول روشنی دربارهٔ استقلال و اخلاق رسانه داشت. نتیجه؟ طی یک دهه، تیراژ سه‌برابر شد و درآمد تبلیغات جهش کرد. وقتی مدیریت به دامادش فیلیپ گراهام رسید (اواخر دههٔ ۴۰)، فاز «گسترش هوشمند» شروع شد: سرمایه‌گذاری در رادیو و تلویزیون، راه‌اندازی سرویس سندیکا، خرید Newsweek و ادغام‌ها/هم‌افزایی‌هایی که پست را از یک روزنامهٔ محلی به کنشگر ملی تبدیل کرد.

کاترین گراهام؛ تصمیمی که DNA برند را عوض کرد

کا
کا

بعد از مرگ فیلیپ، کاترین گراهام در ۱۹۶۳ با تردیدها و نگاه‌های محافظه‌کارانه، به رأس هرم رسید؛ اما خیلی زود نشان داد که «جرأت تصمیم در لحظه‌های سخت» را دارد. در ۱۹۷۱، وقتی نسخه‌هایی از اسناد پنتاگون به دست پست رسید—اسنادی که پرده از دروغ‌های دولت دربارهٔ جنگ ویتنام برمی‌داشت—کاترین در میانهٔ فشارهای حقوقی/سیاسی، انتشار را انتخاب کرد. کمی بعد، اتاق خبر وارد پروژهٔ واترگیت شد؛ تحقیقاتی طولانی که با استانداردهای سختگیرانهٔ سردبیر بن برادلی و کار پیگیر باب وودوارد و کارل برنشتاین پیش رفت و در نهایت به استعفای رئیس‌جمهور نیکسون انجامید.

دربارهٔ این مقطع، زیاد گفته شده: از فیلم The Post (۲۰۱۷) تا All the President’s Men (۱۹۷۶). مهم اما تغییر ژنوم برند است: از اینجا به بعد «واشنگتن پست» در ذهن مخاطب با ایستادن مقابل قدرت و حرفه‌ای‌گری در اسناد و منابع گره خورد. این، یک دارایی نامشهود عظیم است که دهه‌ها بعد هم مزیت رقابتی می‌سازد.

حرفه‌ای‌سازی، تنوع‌بخشی، ورود به بازار سرمایه

در همین دوران، پست به بورس نیویورک رفت (۱۹۷۱)، «آمبودسمان» منصوب کرد (حرکتی پیشرو برای پاسخ‌گویی تحریریه‌ای)، شبکهٔ رسانه‌ای‌اش را در رادیو/تلویزیون تکمیل کرد، و خدمات سندیکایی‌اش را به صدها مشتری داخلی و خارجی گسترش داد. دههٔ ۸۰، دههٔ بازطراحی فرایندها بود: از «تایپ گرم» به «تایپ سرد»، ساخت کارخانهٔ چاپ ماهواره‌ای، و استانداردسازی تولیدی که برای رشد تیراژ لازم بود. این‌ها شاید برای خوانندهٔ عادی جذابیت داستانی نداشته باشد، اما برای ما به‌عنوان «کسب‌وکار رسانه»، نشان نظم عملیاتی است—چیزی که اغلب پشتِ صحنهٔ برندهای موفق می‌ماند.

دیجیتال: پیشروی زودهنگام، بهره‌برداری نه‌چندان عمیق

از اوایل دههٔ ۹۰، پست یک بازوی دیجیتال مستقل راه انداخت (Digital Ink / WPNI)، دامنه را ثبت و وب‌سایت washingtonpost.com را در ۱۹۹۶ لانچ کرد؛ آرشیو آنلاین شد (۱۹۹۸) و محصولات دیجیتال کم‌کم کنار نسخهٔ چاپی نشستند. اما با وجود این شروعِ زودهنگام، اقتصاد دیجیتال با مدل‌های درآمدی تازه (تبلیغات برنامه‌ای، اشتراک دیجیتال، پلتفرم‌های اجتماعی) با سرعتی بسیار بالاتر جلو می‌رفت. پست در دههٔ ۲۰۰۰ سرمایه‌گذاری‌های پراکنده‌ای انجام داد—از Express رایگان شهری تا خرید Slate و El Tiempo Latino—اما بحران مالی ۲۰۰۸ زنگ خطر را بلندتر کرد: Newsweek فروخته شد، و نشانه‌های افت کارایی پرتفوی نمایان شد.

قاب مدیریتی برای فصل دوم:

  • محصول/تحریریه: استاندارد طلایی در گزارش تحقیقی؛ ساخت هویت «نظارت بر قدرت».

  • برند/اعتبار: ارتقا به برند ملی/نمادین.

  • درآمد: تنوع‌بخشی (مجلات، رادیو/TV، سندیکا)، اما گذار به دیجیتال کندتر از نیاز بازار.

  • درس: «جسارت تحریریه» اگر با «دیسیپلین عملیاتی» و «پرتفوی متوازن» همراه شود، برند را دهه‌ها جلو می‌اندازد؛ اما در اقتصاد دیجیتال، زمان‌بندی همه‌چیز است.


فصل سوم: ۲۰۱۳ تا امروز | بزوس و مهندسی مجدد زیرساخت رسانه

اوت ۲۰۱۳، یک خبر دنیای رسانه را تکان داد: فروش واشنگتن پست به جف بزوس با مبلغ ۲۵۰ میلیون دلار. موافقان گفتند «تزریق DNA فناوری و تفکر مشتری‌محور آمازون»؛ مخالفان نگران تمرکز مالکیت رسانه شدند. نتیجهٔ واقعی—مثل همیشه—در عمل روشن شد: بزوس به‌جای دست‌کاری مستقیم در تحریریه، زیرساخت را مهندسی مجدد کرد.

زیرساخت به‌مثابه محصول: Arc و Zeus

پست در ۲۰۱۵ پلتفرم Arc Publishing را که ابتدا برای نیازهای داخلی ساخته شده بود، به SaaS رسانه‌ای تبدیل کرد و آن را به ده‌ها/صدها نشریه فروخت. در ۲۰۱۹، مجموعهٔ Zeus Technology برای بهینه‌سازی تبلیغات دیجیتال معرفی شد. این‌ها دو حرکت کلیدی‌اند: درآمدِ B2B پایدارتر از صرفاً تبلیغات/اشتراک B2C و هم‌افزایی فنی که سرعت و تجربهٔ کاربر را بالا می‌برد.

رشد مشترکین، نوسان ترافیک، چالش سرمایه انسانی

سیاست اشتراک دیجیتال جواب داد و تعداد مشترکان به چند میلیون رسید. اما رقابت شدید، اشباع اخبار لحظه‌ای و تغییر الگوریتم‌های پلتفرم‌ها باعث شد بازدید ماهانه و آگهی دیجیتال نوسان کند. هم‌زمان، اتاق خبر با حدود هزار نفر نیرو، با تعدیل‌های دوره‌ای، بحث‌های داغ دربارهٔ بازگشت به دفتر و شکایت‌هایی از فاصلهٔ مدیریت با تحریریه مواجه شد. با این وجود، پست همچنان جوایز مهم (از جمله پولیتزر) می‌گیرد و در موضوعات سیاست داخلی/خارجی، اقتصاد و داده‌ژورنالیسم، مرجعیت دارد. برای توزیع، هاب‌های لندن و سئول به کاهش اختلاف ساعت و پوشش ۲۴/۷ کمک کردند—حرکتی که بیشتر یک تصمیم عملیاتی/زنجیرهٔ تأمین محتواست تا صرفاً ژست جهانی.

قاب مدیریتی برای فصل سوم:

  • محصول/تحریریه: حفظ استاندارد گزارشگری، توسعهٔ میزهای جدید، پوشش جهانی‌تر.

  • برند/اعتبار: تداوم جایگاه در جمع «ابررسانه‌های آمریکایی».

  • درآمد: افزوده‌شدن ریل‌های B2B (Arc/Zeus) کنار اشتراک/آگهی؛ ریسک وابستگی به چرخهٔ تبلیغات کاهش یافته اما حذف نشده.

  • سرمایه انسانی: تنش میان بهره‌وری/حضور فیزیکی و استقلال حرفه‌ای؛ موضوعی که بر «فرهنگ سازمانی رسانه» اثر مستقیم دارد.

  • درس: در رسانهٔ امروز، فناوری، خودِ محصول است—نه فقط ابزاری برای توزیع.


چند بزنگاهِ کلیدی که «هویت اقتصادی» پست را ساخت

  • آی‌پیوی ۱۹۷۱: ورود به بازار سرمایه، الزام به شفافیت و حاکمیت شرکتی بهتر را همراه آورد.

  • آمبودسمان و سازوکار پاسخ‌گویی: سرمایهٔ اعتماد را افزایش داد—دارایی‌ای که در بحران‌ها نقد می‌شود.

  • سندیکا و نویسندگان ستونی: جریان درآمدی با حاشیه سود خوب و نقش در اکوسیستم نفوذ.

  • تحول چاپ/عملیات در دههٔ ۸۰: کاهش هزینهٔ واحد، افزایش قابلیت مقیاس‌پذیری—پیش‌نیاز سودآوری پایدار.

  • وب‌سایت ۱۹۹۶ و آرشیو آنلاین ۱۹۹۸: شروع زودهنگام؛ اگرچه بهره‌برداری اقتصادیِ مؤثر دیرتر رخ داد.

  • Arc/Zeus در دورهٔ بزوس: «محصول‌سازی زیرساخت» و ریل درآمدی مقاوم‌تر.


پست به‌عنوان «مدل کسب‌وکار»: چه یاد می‌گیریم؟

۱) استقلال تحریریه، یک هزینه نیست—سرمایه است. تصمیم‌های پرریسک مثل پنتاگون پیپرز/واترگیت در لحظه ممکن است پرهزینه باشند، اما در افق بلندمدت «پریمیوم اعتماد» می‌سازند که قابل‌خریدن نیست. این پریمیوم، اشتراک می‌فروشد و قیمت آگهی را بالا می‌برد.

۲) سیاست‌زدگیِ کوتاه‌مدت، برند را فرسوده می‌کند. تجربهٔ فصل اول نشان داد هرگاه هویت حرفه‌ای با منافع حزبی معامله شد، هم نفوذ اجتماعی سقوط کرد و هم تراز مالی شکننده شد.

۳) عملیات و فناوری، قلب نامرئی رسانه‌اند. از تغییر سیستم‌های چاپ تا ساخت پلتفرم‌های SaaS، هر جهش معناداری در «واحد اقتصاد محتوا» (Unit Economics) ریشه در بهبود زیرساخت داشته است.

۴) تنوع‌بخشیِ هوشمند، محافظ چرخه‌های تبلیغات است. سندیکا، مجلات، رادیو/TV دیروز؛ Arc/Zeus امروز. هرچه سبد درآمدی متوازن‌تر باشد، تاب‌آوری کسب‌وکار در برابر افت بازار آگهی بیشتر می‌شود.

۵) سرمایه انسانی = مزیت رقابتی پایدار. خبرنگاری تحقیقیِ سطح‌بالا، فرهنگ تحریریه‌ای می‌خواهد که هم استقلال بدهد و هم استاندارد. هر سیاست منابع انسانی که این تعادل را برهم بزند، دیر یا زود در کیفیت خروجی و وفاداری مخاطب منعکس می‌شود.

۶) اقتصاد توجه، بازیِ «اعتماد × تجربه» است. محتوا بدون تجربهٔ کاربری سریع/پاکیزه و بدون برند قابل‌اعتماد، در دریای خبرهای لحظه‌ای گم می‌شود. پست وقتی برده که هر دو را هم‌زمان بالا برده است.


«واشنگتن پست» در یک قرن و نیم، چند بار تا مرز سقوط رفت و هر بار با ترکیبی از جسارت سردبیری و بازطراحی مدل کسب‌وکار برگشت. از روزهای بی‌ثباتِ مالکیتی تا دوران طلاییِ افشاگری‌ها؛ از چاپ سربی تا Arc؛ از تیراژ کاغذ تا اشتراک دیجیتال و SaaS رسانه‌ای—این مسیر نشان می‌دهد رسانه‌ای که بخواهد بماند، باید هم شجاع باشد، هم منظم.

اگر رسانه را کسب‌وکار بدانیم، فرمول پست چنین است:
اسکناس اصلی = اعتماد.
موتور رشد = فناوری و عملیات.
بیمهٔ ریسک = تنوع درآمدی.
و همه‌ی این‌ها فقط وقتی کار می‌کند که در مرکز، تحریریه‌ای حرفه‌ای بایستد—همان‌جایی که داستان‌های بزرگ متولد می‌شوند.


پ.نوشت: مارش معروف «Washington Post March» که در دههٔ ۱۸۸۰ ساخته شد، امروز هم یک نشان فرهنگی برای این برند است؛ یادآور این‌که رسانه‌ها فقط نهادهای خبری نیستند—آن‌ها بخشی از تاریخ فرهنگی شهر و کشورشان‌اند.

پستمدل کسب‌وکارمزیت رقابتی
۳
۱
Zahra Enayati
Zahra Enayati
اهلی رسانه‌ام، تجربه می‌کنم و آن‌ها رو با هر کسی به دنبال آن است به اشتراک می‌گذارم.
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید