نوشتن، همان کاری را میکند که آن نوشته کوچک پشت شیشه ماشین انجام داد. نوشته ای که خواننده را به درنگ و تأمل وامیدارد.
یعنی کلمات میتوانند آگاهی ایجاد کنند. این دقیقاً قدرت نویسندگی است
🔺امروز راننده دستش را روی بوق ماشین گذاشته بود، تا شاید بتواند ماشین خود را جلوتر براند. شیشه پنجره را پایین آورد و داد زد چرا نمیری؟ ناگهان چشمش به برچسب پشت ماشین افتاد!!!!!!
ناشنوا، لطفا صبور باشید. مشاهده این نوشته همه چیز را تغییر داد.
🔺راستی چرا برای بردباری در برابر مردم به یک نوشته نیاز داریم!؟
اگر مردم، نوشتههایی به پیشانی خود بچسبانند، با آنها صبورتر و مهربان خواهیم بود؟ نوشتههایی مانند
"کارم را از دست دادهام"
"در مراحل طلاق، گیر افتادهام"
"عزیزی را از دست دادهام"
"احساس بی ارزشی و حقارت میکنم"
"در شرایط بد مالی و ورشکستگی قرار دارم"
“بعد از سالها درس خواندن، هنوز بیکارم”
و صدها نوشته دیگر.
کاش روی پیشانی آدمهایی که دارند زیر بار غصههایشان له میشوند، نوشته ای وجود داشت تا بقیه کمی مراعاتشان کنند.
فاطمه داداشی
دنیای نویسندگی