امروز با نگاهي جامع به وضعيت اقتصاد ايران در سال 1404 مي کوشيم مسيري تازه و اميدوارانه ترسيم کنيم. در اين مسير، اشاره اي دقيق به چالش ها، پيش بيني ها و فرصت هاي کليدي داريم تا سرمايه گذاران، مخاطبان و تصميم سازان درک روشن تري از آينده داشته باشند.
نکات کليدي
ايا تا به حال با خود انديشيده ايد که اقتصاد ايران در سال 1404، چگونه مي تواند از گردنه پرتلاطم حال حاضر عبور کند؟ شايد اين پرسش براي بسياري از فعالان اقتصادي و حتي مردم عادي، به يکي از مهم ترين دغدغه هاي ذهني بدل شده باشد. در سال هاي اخير، تورم بالا، نوسانات ارزي شديد و تحريم هاي بين المللي، نفس اقتصاد کشور را به شماره انداخته است. بااين حال، گاهي در دل سختي ها امکاني براي نوآوري و پيشرفت پديدار مي گردد.
در اين نوشتار، با نگاهي دقيق و فراگير به وضعيت بازارهاي مختلف از ارز و سکه گرفته تا بورس و خودرو، تلاش مي کنيم تصويري روشن از چشم انداز اقتصاد ايران در 1404 ترسيم کنيم. با مرور نقش حياتي نفت در ساختار اقتصادي کشور و بررسي سناريوهايي مثل احتمال تشديد تحريم يا توافق با قدرت هاي جهاني، اين مقاله روايتي تازه و البته مستند از احتمالات سال آينده ارائه مي دهد. همچنين، نيم نگاهي خواهيم داشت به پديده هايي چون هوش مصنوعي و نقش آن در آينده شغل ها. پس با نگاهي صميمي و حرفه اي، به سراغ تحليل جزئيات خواهيم رفت.
در عرصه اقتصادي ايران، شايد عنصري پررنگ تر از نفت نتوان يافت. بررسي تاريخي نشان مي دهد که از دهه 1350 تاکنون، وابستگي به درآمدهاي نفتي، به نوعي پاشنه آشيل اقتصاد کشور بوده است. گاه با جهش قيمت جهاني نفت، شاهد رشد موقت بودجه عمراني و طرح هاي توسعه اي بوده ايم و گاه با افت قيمت، دولت به شدت با کسري بودجه و چاپ پول پرقدرت (پايه پولي) رو به رو شده است.
جالب است بدانيد که تجربه هاي گذشته ثابت کرده، هرگاه درآمد نفتي دولت کاهش يابد و عرضه ارز محدود شود، فشار بر نرخ ارز و تورم بالا مي گيرد. از سوي ديگر، وقتي هم درآمد نفتي زياد مي شود، بيماري هلندي اقتصاد گريبان کشور را مي گيرد و به رشد عجيب وغريب نقدينگي و واردات منجر مي شود. اين دور باطل در سال هاي اخير بر هيچ کس پوشيده نمانده است.
اگر در سال 1404، توافقاتي در سطح بين الملل حاصل شود و توليد و فروش نفت به بالاي 2 ميليون بشکه در روز برسد، احتمالا شاهد کاهش نسبي نرخ ارز خواهيم بود. اما اگر ماجراي تحريم ها تشديد و فشارهاي جديدي از سوي ترامپ، در صورت بازگشت او به قدرت، اعمال شود، کاهش توان فروش نفت به 500 هزار بشکه در روز بسيار محتمل مي نمايد.
در سناريوي خوش بينانه، تزريق ارز نفتي به دولت مي تواند روند نوسانات را تعديل کند، اما بياييد توجه کنيم که افزايش يک باره درآمدهاي نفتي بدون اصلاحات ساختاري، ممکن است تورمي پنهان را ايجاد کند. براي رسيدن به يک آينده پايدار، بايد برنامه ريزي کرد تا درآمدهاي نفتي صرف زيرساخت هاي مولد شود، نه اينکه صرف پوشش هزينه هاي جاري يا ماجراجويي هاي اقتصادي پرريسك گردد.
در فضاي سياسي، زمزمه هايي درباره احتمال بازگشت دونالد ترامپ به قدرت، بر سر زبان ها افتاده است. او فردي است که در دور اول خود، سياست فشار حداکثري را بر اقتصاد ايران تحميل کرد و سبب شد گلوگاه هاي اقتصادي کشور به شدت تحت فشار قرار گيرند. حالا که بحث تداوم يا تشديد تحريم ها دوباره داغ شده، اين پرسش مطرح مي گردد که در سال 1404 چه رخ خواهد داد؟
در سناريوي بدبينانه، ترامپ يا هر دولت تندرو ديگري در آمريکا، مي تواند با تشديد تحريم ها، فروش نفت ايران را بيش از پيش کاهش دهد. چنين اتفاقي به رشد نرخ ارز و کاهش ارزش ريال مي انجامد. افزايش تلاطم و خروج سرمايه نيز مزيد بر علت مي شود و رشد تورم را سرعت مي بخشد. بخش توليدي با کاهش درآمد ارزي دولت دست به گريبان مشکلات خواهد بود و بورس نيز از اين اتفاقات مصون نخواهد ماند.
ايا تعامل با روسيه، چين و ساير کشورهاي منطقه مي تواند راهگشا باشد؟ از يک سو، عضويت ايران در سازمان همکاري شانگهاي و گروه بريکس مي تواند به فرصتي جديد براي تجارت و کم اثربخشي تحريم ها تبديل شود. اما تجربه نشان داده گاهي روسيه از محدوديت هاي ايران براي کسب منافع بيشتر در بازارهاي جهاني نفت يا گاز بهره مي برد.
در حقيقت، اگرچه اين پيمان ها تسهيل هايي را ايجاد مي کنند، اما معجزه اي براي حل ريشه اي بحران تحريم نيستند. بدون اصلاح نظام بانکي و پولي، بهبود شفافيت اقتصادي و رفع مشکلات زيرساختي، فرصت هاي همکاري منطقه اي هم به شکل محدودتري قابل اجرا خواهد بود.
سال هاست که نرخ دلار، نشاني از شرايط اقتصادي و انتظارات تورمي در ايران بوده است. از ديدگاه تاريخي، ريال در يک مسير نزولي فرسايشي در برابر دلار قرار دارد. اين روند در مقاطع تشديد تحريم و تنش هاي ژئوپليتيکي سرعت گرفته و دست برداشته است.
در پايان سال 1403، دلار در بازار آزاد تا مرز 100 هزار تومان پيش رفته و اين نشان از کاهش شديدي در ارزش ريال است. طبق بررسي ها، اگر سناريوي تحريم هاي شديدتر فعال شود و دولت نتواند بيش از 500 هزار بشکه نفت در روز بفروشد، در سال 1404 امکان رسيدن نرخ دلار به 130 هزار تومان يا حتي 150 هزار تومان هم وجود دارد!
کساني که به سکه و طلا روي آورده اند، معمولا انگيزه اي دارند: گريز از تورم. در سال هاي اخير، سکه امامي و طلاي 18 عيار همواره با رشدهاي دوره اي مواجه بوده و در مقاطعي هم اصلاح داشته اند. در 1404 نيز اگر تقابل هاي ژئوپليتيکي بالا بماند و قيمت جهاني طلا بتواند سقف هاي جديد 3000 تا 3100 دلار را فتح کند، قطعا اعدادي بسيار بالا براي سکه امامي (بالاي 100 ميليون تومان) محتمل خواهد بود.
بااين حال، ماجراي حباب سکه هم نبايد از نظر دور بماند. گاهي ربع و نيم سکه با حباب بيش از 80 درصد معامله مي شوند، اتفاقي که نشان از تقاضاي رواني بالاي مردم در مقاطع متلاطم دارد. دست کاري عرضه از سوي بانک مرکزي يا عوامل ديگر هم در شکل گيري حباب بي تاثير نيست.
از سال 1399 که بورس تهران دچار ريزش تاريخي شد، اين بازار همچنان نتوانسته اعتماد ازدست رفته را کاملا احيا کند. در سال 1403 شاهد چند موج صعودي و نزولي بوديم. مشکلات ساختاري نظير ناترازي انرژي، کاهش نرخ رشد اقتصادي و ابهامات ژئوپليتيکي، بازار سهام را ضعيف نگاه داشته است.
در سناريوي پايه، اگر هيچ بهبود قابل توجهي در درآمدهاي ارزي دولت يا اصلاح سياست هاي پولي رخ ندهد، رشد بورس احتمالا از تورم جا مي ماند. بااين حال، در سناريوي خوش بينانه (رفع تحريم نسبي يا افزايش قيمت نفت)، سرمايه هاي جديد مي تواند وارد شود و باعث رشد 20 تا 30 درصدي شاخص کل گردد.
سال 1403، علي رغم تلاش دولت براي واردات خودروهاي خارجي، بازار از نظر عرضه همچنان دچار محدوديت بود و قيمت ها روند صعودي داشت. اگرچه قرار بود 200 هزار دستگاه وارد شود، اما فقط حدود 41 هزار خودروي نو ترخيص گرديد. طبق پيش بيني ها، با تعرفه 100 درصدي براي واردات در 1404، بعيد است اين خودروها براي مردم عادي مقرون به صرفه باشد.
در سوي ديگر، صنايع خودروسازي داخلي هم با مشکلاتي چون ناترازي ارزي در واردات قطعات و سهم بالاي بدهي معوق رو به رو هستند. خصوصي سازي برخي شرکت ها نيز اگرچه کورسوي اميدي ايجاد کرده، اما تا رفع موانع ساختاري راه درازي باقي است.
به ظاهر خيلي ها کمتر در فضاي رسانه درباره امنيت غذايي سخن مي گويند، ولي واقعيت اين است که تحريم يا بحران هاي جنگي مي تواند دسترسي به مواد اوليه و تجهيزات کشاورزي را مختل کند. تازه، کم آبي و کسري بودجه در حوزه زيرساخت، فشار مضاعفي وارد مي آورد.
ايران باوجود توليد 130 ميليون تن محصول کشاورزي در 1403، هنوز در گندم، برنج و روغن خوراکي به واردات وابسته است. اگر چنين شرايطي تداوم يابد و تحريم ها هم سخت تر شوند، احتمالا سال 1404 يک نقطه پرچالش در تامين مواد غذايي اساسي خواهد بود.
در سراسر جهان، ترس از دست رفتن شغل ها توسط هوش مصنوعي رو به افزايش است. در ايران هم اين موضوع به تدريج اهميت مي يابد. گويي بسياري از کارمندان از اين مي هراسند که مشاغلشان به واسطه ماشين هاي هوشمند و چت بات هاي قدرتمند، جايگزين شود.
بااين حال، بهتر است نگاهي واقع بينانه داشته باشيم: هوش مصنوعي مي تواند بخش بزرگي از کارهاي يکنواخت را سريع تر و دقيق تر انجام دهد. اما همزمان، فرصت هايي هم خلق مي کند. کساني که مهارت هاي نرم افزاري قوي داشته باشند و ابزارهاي هوش مصنوعي را براي ارتقاي بهره وري خود به کار بگيرند، نه تنها بيکار نمي شوند، بلکه امکان پيشرفت بيشتري خواهند داشت.
در فضايي که تورم، بالاست و ريسک هاي سياسي و اقتصادي فراوان است، داشتن دارايي هاي نقدشونده يک امتياز است. طلا و دلار، اوراق با درآمد ثابت و حتي ملک هاي کوچک تر، گزينه هاي خوبي براي داشتن قدرت مانور مالي هستند.
سعي کنيد بخشي از دارايي خود را به دارايي هايي تخصيص دهيد که جريان نقدي داشته باشند؛ از قبيل املاک اجاره اي، اوراق مشارکت با پرداخت دوره اي سود و فعاليت هاي درآمدمحور در فضاي آنلاين. اگر ريسک پذير هستيد، مي توانيد درصد اندکي را به معاملات طلا يا سهام مستعد هم اختصاص دهيد.
همان طور که هوش مصنوعي در حال فتح بخش هاي مختلف کاري است، در حوزه تخصصي خودتان دانش روز را فرا بگيريد. دوره هاي آنلاين، شبکه سازي در پلتفرم هايي مانند لينکدين و دنبال کردن تازه هاي صنعت، به شما کمک مي کند تا در برابر ناملایمات مقاوم تر باشيد.
تصميم گيري بلندمدت در شرايط عدم قطعيت شديدي که داريم، ممکن است با ريسک بالا همراه باشد. بهتر است حداقل در بازه هاي فصلي، برنامه هايتان را ارزيابي و در صورت نياز، سريعا اصلاح کنيد.
در اين مقاله کوشيديم، نمايي وسيع از اقتصاد ايران در سال 1404 ترسيم کنيم؛ از نفت و دلار گرفته تا بورس، خودرو، کشاورزي و نقش هوش مصنوعي. بدون شک، تحولات سياسي و ژئوپليتيکي بر اقتصاد ما سنگيني مي کند. اما در کنار اين چالش ها، فرصت هايي هم نهفته است. يادمان باشد هر تغييري، مي تواند انگيزه اي باشد براي رشد و بهبود.
اگرچه همچنان خطراتي جدي در خصوص تحريم و تورم وجود دارد، اما با تنوع بخشي به منابع درآمد، توسعه مهارت هاي فناورانه و هوش مصنوعي، به کارگيري استراتژي هاي حفظ سرمايه و تشکيل پرتفوي، مي توانيم آينده را کمي پايدارتر ببينيم. در انتها، شما را به يک گام عملي دعوت مي کنم: با اطلاعات به روز برنامه ريزي کنيد و گوش به زنگ تحولات باشيد.