فلانی هم اگر رفت، خدا هست...!
رضا ناصری | پرستاری ۱۴۰۳

جمهوری اسلامی ایران، به عنوان یک نظام سیاسی، از بدو تأسیس در ۱۲ فروردین سال ۱۳۵۸ بر پایهی اصولی ایدئولوژیک و ساختاری مستحکم بنا نهاده شده که به وضوح از هرگونه فردمحوری فراتر میرود. این نظام در طول تاریخ پرفراز و نشیب خود، توانسته است در مواجهه با بحرانهای عمیق سیاسی، اجتماعی و امنیتی، فقدان یا تغییر شخصیتهای کلیدی را تاب بیاورد و با حفظ روند پویای خود، به حیات خویش ادامه دهد. این ثبات، ریشه در طراحی دقیق قانون اساسی و باور عمیق مردم به این نظام دارد.
پس از پیروزی انقلاب اسلامی، امام خمینی (ره) به عنوان رهبر انقلاب شناخته شد. با این حال، اصل «ولایت فقیه» و چارچوب قانونی جمهوری اسلامی ایران به گونهای طراحی شده که قدرت را به یک فرد خاص محدود نمیکند. قانون اساسی به صراحت «ولایت» را نه به یک شخصیت، بلکه به یک اصل فقهی استناد میدهد که با اجماع نهادهای اسلامی-نظارتی، تجلی مییابد. این ساختار، امکان استمرار و پویایی نظام را حتی در شرایط بحرانی فراهم میآورد.
جمهوری اسلامی در ابتدای دهه شصت، در بازهای کمتر از یک سال، بسیاری از مقامات ارشد خود را در حوادث تروریستی از دست داد. در آن دوران ایران شخصیتهای برجستهای را از دست داد که در تاریخش کمنظیر و بعضا تکرار نشدنی بودند؛ از جمله آیتالله مرتضی مطهری، آیتالله دکتر بهشتی، محمد علی رجایی، محمد جواد باهنر و تعداد زیادی از نمایندگان مجلس.
اما این خونهای پاک، نهال انقلاب اسلامی را آبیاری کردند و سالها بعد این نهال به درختی تناور تبدیل شد که ریشههایش در خاک ایران عمیقتر از همیشه شده بود.
در ادامه، به بررسی حوادث دیگری میپردازیم که میتوانست نظام را با چالش جدی مواجه کند و در کشورهای دیگر حتی باعث سقوط شود:
رحلت امام خمینی (ره) در سال ۱۳۶۸
فقدان رهبر بنیانگذار انقلاب، یکی از چالشهای اساسی نظام بود. با وجود نگرانیهای اولیه ناظران بینالمللی، انتخاب آیتالله خامنهای به عنوان رهبر جدید، نشاندهندهی انعطافپذیری و استحکام ساختار نظام بود که توانست مسیر خود را با اقتدار ادامه دهد.
جنگ تحمیلی ایران و عراق (۱۳۵۹-۱۳۶۸)
در طول این جنگ هشتساله، شخصیتهای برجسته و مقامات سیاسی و امنیتی ردهبالا ترور شدند و در میدان نبرد نیز دشمن با وجود حمایتهای گسترده منطقهای و متحدان بینالمللی، نتوانست به تمامیت ارضی یا ساختار سیاسی کشور خدشهای وارد کند. در طول این دوران، نظام با مقاومت و انسجام ملی، ثابت نمود که پایبندی به آرمانها، فراتر از حضور یا عدم حضور یک فرد خاص است.
ترور فرماندهان و مقامات ارشد
جمهوری اسلامی بارها با ترور شخصیتهای برجسته نظامی و سیاسی مواجه شده است. نمونهی بارز آن، ترور شهید سپهبد قاسم سلیمانی در سال ۱۳۹۸ توسط نیروهای آمریکا بود. اینگونه حوادث، هرچند ضرباتی وارد کردهاند، اما نتوانستهاند بر کارکرد اصلی نظام تأثیر بگذارند و در بسیاری از موارد، زمینهساز همبستگی و اتحاد ملی بیشتری شدهاند.
شهادت ناگهانی رئیسجمهور وقت و همراهان (اردیبهشت ۱۴۰۳)
در حادثهی سقوط بالگرد، سید ابراهیم رئیسی رئیس جمهور ایران، حسین امیرعبداللهیان وزیر امور خارجه و آیتالله محمد علی آلهاشم، نماینده مجلس خبرگان رهبری به شهادت رسیدند.
کمتر از یک هفته پس از این حادثه، فرایند انتخابات ریاستجمهوری آغاز شد و تا تشکیل دولت جدید نیز مشکلی در امور جاری مملکت پیش نیامد؛ حدود سه ماه بعد دولت جدید تشکیل شد و زمام امور را به دست گرفت.
مشابه این حادثه در کشورهای دیگر باعث ایجاد شکاف در حکومت و هرجومرج شده بود، اما در ایران همه چیز طبق روال معمول و مندرج در قانون اساسی پیش رفت.
نظام جمهوری اسلامی در آخرین نبردهای خود تا این لحظه، حتی با وجود از دست دادن رهبری و مقامات ارشد نظامی و سیاسی، بر اساس ساختارهای قانونی و نهادهای از پیش تعیینشده، قادر است تا انتقال قدرت را در چارچوبقانون اساسی به صورت مسالمتآمیز و بر اساس موازین انجام دهد. این امر، گواهی دیگر بر عدم وابستگی نظام به یک فرد و وجود مکانیسمهای تضمینکنندهی استمرار سیاسی است.
تا کنون هیچ مسئولیتی در جمهوری اسلامی خالی نمانده و کارها طبق برنامه پیش رفته است.
فقدان حضور رهبری نظام که بیش از ۳ دهه با صلابت امور را پیش برده و همچون کوهی مستحکم، تکیهگاه ملت بودند، طبق محاسبات دشمن میبایست باعث فروپاشی نظام جمهوری اسلامی ایران میشد. اما این بار هم مثل حوادث گذشته، ملت ایران با حضور در صحنه و پیروی از آرمانهای امام شهیدشان، علمداری کردند و همین حضور آگاهانه باعث قوام ایران شد.
ایدئولوژی جمهوری اسلامی ریشه در مبانی اسلامی دارد و بر عدم وابستگی به اشخاص تأکید میورزد. این بینش، قدرت را متعلق به مردم میداند، نه فردی خاص. نهادهایی مانند مجلس شورای اسلامی، شورای نگهبان و مجمع تشخیص مصلحت نظام، به منظور ایجاد تعادل، ثبات و پیشبرد امور، بدون اتکا به شخص خاصی، وظیفه سیاستگذاری و تصمیمگیری را بر عهده دارند.
دو راز بقای جمهوری اسلامی ایران
اولین راز، «مردمنهادی» نظام است. همانطور که رهبر شهید فرمودند: «جمهوری اسلامی عبارت است از ملت ایران.» این عبارت کوتاه، عمیقترین حقیقت درباره بقای این نظام است. دلیل فرونپاشیدن این نظام، صرفاً ساختارهای اداری نیست، بلکه پیوند ناگسستنی میان نظام و ملت است. وقتی نظام بازتابدهنده اراده و خواست مردم باشد، هرگز از پا درنمیآید. مردم، پیکر زندهی این نظام هستند و تا زمانی که مردم حامی نظام باشند و پیرو آرمانهای امام خمینی (ره) حرکت کنند، جمهوری اسلامی ایران تداوم خواهد یافت.
دومین راز، «وعده الهی» و هدف غایی نظام است. علیرغم همه دشمنیها، تهدیدها و توطئههای بینالمللی، باور داریم که خداوند متعال این نظام را برای هدفی بزرگتر حفظ کرده است و آن زمینهسازی برای ظهور حضرت ولیعصر (عج) است. این پرچم و نظام، ماموریت دارد تا بدست ولیامر خود برسد. حفظ این نظام، نه یک انتخاب سیاسی صرف، بلکه جزئی از اراده الهی برای آمادهسازی بستر جهانی برای عدالتخواهی مطلق است. بنابراین، تا زمانی که این پرچم در دست ماست، باید بدانیم که تحت حمایت لطف خاص خداوند و در مسیر تحقق رویای بزرگ مهدویت (عج) حرکت میکنیم.
جمهوری اسلامی ایران، در طول تاریخ خود، ثابت کرده است که ساختاری پویا و مستحکم دارد که قادر است در برابر تهدیدات داخلی و خارجی مقاومت کند. این توانایی نظام در ادامهی حیات و فعالیت خود بدون اتکاء به اشخاص، گواهی بر قوت بنیادهای قانونی، ایدئولوژیک و الهی آن است.