ویرگول
ورودثبت نام
گاهنامه اقتدار
گاهنامه اقتدارگاهنامه فرهنگی-سیاسی-اجتماعی دانشگاه علوم پزشکی کرمان
گاهنامه اقتدار
گاهنامه اقتدار
خواندن ۴ دقیقه·۳ روز پیش

میشل فوکو زنان ایرانی را روایت نکرده‌است!

به راستی که در باطن این ملت چه گذشته‌ است و چه آتشفشانی زیر خاکستر است؟

فاطمه کول | کارشناسی مامایی ۹۵

خواب بودم که جنگ شروع شد. روز سوم جنگ بود و هنوز نمی‌دانستم که انسان جنگ‌زده چگونه انسانی‌‌است؛ مختصات زیستش چگونه است؟

من هنوز به نفس کشیدن روزمره در مرزهای مرگ و  زندگی، مقابله‌ی دائمی با ترس و زنده نگه‌داشتن امید و شوق به زندگی در شرایط جنگی عادت نکرده بودم.

روزی که جنگ خودش را به آسمان شهر و بیمارستان رساند، در قلبم برگی از کتاب حوض خون در حال نگارش بود.

انگار مثل زنان اندیمشکی در کتاب حوض خون، در بیمارستانی بودم که یک نفر داشت خون‌ها را از راهرو تی می‌کشید و پرستار زنی سرم‌ها را برای مجروح‌ها که ردیف ردیف تا کنار دیوار بودند، آماده می‌کرد.

ایران، در میانه ویرانی، ایران‌تر شده بود.

ملتی که جوهره‌اش از صبر مادران و اشک همسران سیراب شده بود، در آتش جنگ صیقل می‌خورد و استوار می‌شد.

 جنگ، در ظاهر ویرانگر، اما در باطن بیدارگر بود؛ و این بیداری بیش از هرچیز مدیون زنانی است که ریشه‌ی آن را در طی تاریخ، در این سرزمین کاشته‌اند. به راستی که در باطن این ملت چه گذشته‌ است و چه آتشفشانی زیر خاکستر است؟

 حالا حس دیگری داشتم. دلم شبیه مادری است که هر روز فرزندش شهید می‌شود، هر روز به صلیب می‌کشندش و هر شب از درد فریاد می‌کشد و مثل ققنوس از درد می‌شکفد.

جنگ ما را بیدار کرد، ما پس از جنگ آن آدم‌های قبلی نمی‌شویم.

پس از جنگ زنده‌تر و زیستنی‌تر می‌شویم.

جنگ حالا درنظرم دوست‌داشتنی‌تر بنظر می‌رسد.

جنگی که مشت‌ها را کور‌تر، قلبها را نزدیک‌تر و رگهای خشم‌ را متورم‌تر کرد.

حالا من بیش از همه‌ی عمرم، خاک این وطنِ دردمندم را عاشقم و چیزی نمانده که کارم از عاشقی به جنون و آوارگی بکشد. مثل مادران و زنان این سرزمین که در طول تاریخ این خاک که وجب به وجبش را نگاه کنی جز فداکاری، ایثار، یکرنگی، صبر و زندگی چیزی نمی‌بینی.

جنگ، پیش از آنکه صدای توپ و خمپاره در کوچه‌ها طنین انداز شود و آسمان شهر را به رنگ آتش درآورد، در دامن زنان آغاز شده بود؛ در سکوت و استقامت مادرانی که بی‌آنکه قامتشان خم شود، ستون خانه و میهن باقی ماندند؛ در جان پرستارانی که بیمارستان را از جایگاه سرد درمان، به سنگر حیات بدل کردند و در میانه بوی خون و باروت، نفس زندگی را دمیدند، در دل دخترانی که فانوس امید را در شب‌های بی‌ستاره افروختند و نسل‌ها را به پایداری و مقاومت فرا خواندند؛ آن روی دیگر جنگ خیلی وقت بود که آغاز شده‌بود.

میشل فوکو درباره «اراده جمعی ایرانیان» می‌نویسد که: کمتر مردمی چنین فرصتی یافته‌اند، و آنچه در ایران دیده شد، اسطوره‌ای سیاسی بود؛ چیزی که شبیه روح است، شبیه خدا، اما در ایران حقیقتی زنده بود.

این همان حقیقتی است که رهبر شهید آیت‌اللهخامنه‌ای از آن به‌عنوان "اتحاد مقدس" یاد می‌کردند؛ اتحادی که در سخت‌ترین روزها، یک ملت را یک‌صدا و یک‌دل می‌کند.

من می‌گویم اتحاد مقدس، جز در تپش متراکم و بنیادین قلب زنان معنا نمی‌یابد. زنانی که در کارزار تاریخ ایران، نه تنها ستون خانه و خانواده بودند، بلکه ستونِ بنیادین میهن نیز محسوب می‌شدند و قامت استوارشان، حتی در طوفان‌های سهمگین حوادث، از شمشیر برنده‌تر و از نظم نظامی منضبط‌تر بود. آنان اشک فروخورده خود را در سکوت مهار کردند تا فرزندانشان در میدان ایستادگی کنند، بیمارستان را به سنگری بدل ساختند که زندگی بتواند از دل مرگ سربرآورد، و در تاریکی مطلق، فانوس امید و صبر را در دل این سرزمین روشن نگاه داشتند.

این حضور، تنها در مرزهای ایران محدود نمی‌شود؛ در هر عرصه‌ای که ملتی با ستم و تهدید مواجه گردد، حضور زن، چنان سایه‌وار اما مؤثر است که کنش فردی را به یک گفتمان اجتماعی و راهبردی بدل می‌کند. در جنگ با اسرائیل و آمریکا نیز، آنچه جریان میدان را تعیین می‌کند، صرفاً ابزار نظامی نیست؛ بلکه انسجام مردمی در پس پشت حضور زنان است. مادرانی که نسل‌ها را با صبر و تربیت هدفمند پرورش دادند، همسرانی که رنج را به سکوت فعال بدل کردند، و دخترانی که قلم، فریاد و اراده را در کنار سنگ و خون به صحنه آوردند.

چرا که زن، به اعتبار خصایص روحی، روانی و تربیتی خود، سهمی بی‌بدیل در شکل‌دهی و اشاعه این فضا دارد. کنش‌های او در مقیاس خانواده، محله و زیست‌بوم فرهنگی، شجاعت و تاب‌آوری را از سطح فردی به سطح یک گفتمان اجتماعی ارتقاء می‌دهد. چنان‌که رهبر شهیدمان ایت‌الله خامنه‌ای، بارها بر تأثیر راهبردی زنان در تحولات فرهنگی، تربیتی و تمدنی جامعه تأکید می‌کردند.

 اتحاد مقدس، نه صرفاً یک مفهوم شعاری، بلکه رشته‌ای است استراتژیک و مستحکم که از قلب خانه‌ها تا پهنه میهن، از ایران تا هر سرزمینی که عدالت در آن تهدید می‌شود، امتداد دارد؛ رشته‌ای که با دست‌های زنان تنیده شده و بدون حضورشان، هیچ جنگی به پیروزی و هیچ صلحی به بقا نخواهد رسید.

زن ها حافظان خاطره‌ی مقاومت‌اند.

زنانمقاومت
۰
۰
گاهنامه اقتدار
گاهنامه اقتدار
گاهنامه فرهنگی-سیاسی-اجتماعی دانشگاه علوم پزشکی کرمان
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید