ویرگول
ورودثبت نام
گاهنامه اقتدار
گاهنامه اقتدارگاهنامه فرهنگی-سیاسی-اجتماعی دانشگاه علوم پزشکی کرمان
گاهنامه اقتدار
گاهنامه اقتدار
خواندن ۶ دقیقه·۳ ماه پیش

نسلِ در خواب

بحران خاموش جمعیت و آینده‌ای که می‌رسد

  • فاطمه قطب‌الدینی | مامایی 1400

هوالمطلوب

تا چندسال پیش وقتی می‌رفتیم عروسی جای نشستن نبود؛ آلبوم عکس پدر و مادرها رو که نگاه میکنی، کلاس‌های درس پر بود از دانش‌آموز، تو بغل هر زن فامیل یه نوزاد بود!

حالا تصور کن سال 1430 رسیده؛ خیابون‌ها خلوت‌تر شده؛ تعداد دانش‌آموزان مدارس کمه و بیمارستان‌ها مملو از سالمندانیه که نیاز به مراقبت دارند اما تعداد کمی از پرسنل می‌تونن خدمات رو ارائه بدن. نیروی جوان کم شده و اقتصاد کشور تحت فشاره! این آینده‌ایه که اگه امروز چاره‌ای پیدا نکنیم به واقعیت تبدیل میشه...

سال‌ها پیش دغدغه‌ی جمعیت در ایران با عباراتی چون «رشد کنترل‌نشده» یا «بحران منابع» شناخته می‌شد؛ اما امروز در میانه‌ی قرن پانزدهم هجری شمسی، دیگر از آن هیاهو خبری نیست؛ بلکه با پدیده‌ای خاموش و نگران‌کننده مواجه‌ایم: کاهش نگران‌کننده‌ی نرخ تولد و فرزندآوری در کشور!

زنگ خطر آینده چیست؟

براساس گزارش‌های منتشرشده از سوی مرکز آمار ایران، «نرخ باروری کل» که نشان‌دهنده‌ی متوسط تعداد فرزندان به ازای هر زن در سن باروری است، از حدود 6.5 فرزند در دهه‌ی 60 به زیر سطح جایگزینی (حدود 2.1) در دهه‌ی 80 رسیده و در سال‌های اخیر به زیر 1.7 کاهش یافته است. سازمان ثبت ‌احوال اعلام کرد تعداد تولدهای ثبت‌شده در سال 1402 به کمتر از 1.1 میلیون نوزاد رسیده که پایین‌ترین رقم در چهار دهه‌ی گذشته است. آنچه این وضعیت را نگران‌کننده‌تر می‌سازد، بی‌توجهی عمومی به عمق این مسئله است.

در حالی که کشورهای مثل آلمان، فرانسه و... با بحران مشابهی مواجه‌اند اما با بهره‌گیری از سیاست‌های حمایت از خانواده تلاش کرده‌اند آهنگ پیری جمعیت را کُند کنند، در ایران این تحول جمعیتی نه‌تنها سریع‌تر رخ داده، بلکه در سایه‌ی برخی بی‌تدبیری‌ها و تأخیر در برنامه‌ریزی‌های ملی به معضلی جدی تبدیل شده است.

سوالی که پیش می‌آید اینه که چرا کاهش جمعیت نگران‌کننده‌ است؟ در نگاهی سطحی به این موضوع، در می‌یابیم که کاهش جمعیت فشار کمتری بر منابع و زیرساخت‌ها وارد می‌کند. اما در واقع وقتی از پیری جمعیت حرف می‌زنیم، بحث فقط سفیدشدن موها و عصابه‌دست‌شدن مردم و باقی‌ماندن منابع نیست بلکه بحث سر آینده‌ی آموزش، سلامت، بازارکار و حتی امید به زندگی در این کشور است.

چه شد که به این‌جا رسیدیم؟

پاسخ این سوال شامل مجموعه‌ای ترکیبی از عوامل اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و ساختاری‌ست:

با افزایش هزینه‌های زندگی به‌ویژه در حوزه‌ی مسکن، آموزش، بهداشت و تغذیه بسیاری از خانواده‌ها فرزندآوری را از اولویت خود خط زده‌اند. بر اساس داده‌های مرکز آمار ایران، میانگین هزینه‌ی تأمین نیازهای اولیه یک خانوار شهری در سال 1402 تقریبا 18 میلیون تومان در ماه برآورد شده است؛ در حالی که میانگین درآمد بسیاری از خانوارها به این رقم نمی‌رسد.

نبود امنیت شغلی پایدار از دیگر عوامل است؛ نسل جدید به‌ویژه در شهرهای بزرگ با بازار کاری مواجه است که در آن استخدام رسمی به‌سختی حاصل می‌شود و کارهای قراردادی و پروژه‌ای جایگزین شده‌اند.

تحول در ارزش‌های فرهنگی و سبک زندگی نیز در این فاجعه نقش کمی ندارد؛ در جامعه‌ی امروز فردگرایی و تمرکز بر توسعه‌ی شخصی و تحصیلی بیش از گذشته رایج شده‌است. جوانان امروزی فرزندآوری را نه بخشی طبیعی از زندگی مشترک، بلکه مسئولیتی سنگین و گاه محدود کننده می‌دانند، مسئولیتی که ممکن است فرصت‌های شغلی، تحصیلی یا فردی آن‎‌ها را تحت‌الشعاع قرار دهد.

آینده چه شکلی‌ست؟

کاهش جمعیت تنها به کاهش تعداد فرزندان محدود نمی‌شود؛ این روند، زنجیره‌ای از پیامدهای اقتصادی، اجتماعی و حتی امنیتی را به‌دنبال دارد:

با کاهش تولد، رفته‌رفته تعداد افراد در سن کار کاهش می‌یابد.

با سالخوردگی جمعیت، تعداد بازنشستگان افزایش و در مقابل، تعداد پرداخت‌کنندگان حق بیمه کاهش می‌یابد.

از سوی دیگر، افزایش سالمندان هزینه‌های هنگفت بهداشت و درمان را بصورت صعودی رشد خواهد داد.

با کاهش نسل‌های جدید، ممکن است ارزش‌های اجتماعی و فرهنگی در جوامع به‌تدریج تضعیف شوند؛ ناتوانی در انتقال تجربیات فرهنگی و اجتماعی از نسل‌های قدیم به نسل‌های جدید می‌تواند موجب تغییرات منفی در ارزش‌ها و هویت فرهنگی یک کشور شود.

جمعیت‌، یکی از مؤلفه‌های قدرت ملی‌ست؛ کاهش جمعیت فعال‌، ظرفیت‌های دفاعی، تولیدی و دیپلماتیک کشور را محدود می‌کند. در رقابت‌های منطقه‌ای و جهانی، کشوری که جمعیتی سالمند دارد، ناگزیر جایگاه مؤثر خود را از دست می‌دهد.

ایران در چه مرحله‌ای از این تحولات جمعیتی ایستاده است و تا کی فرصت دارد؟

برای درک عمیق‌تر پیامدهای کاهش نرخ زاد و ولد در ایران، ضروری است نگاهی به مفاهیم پایه‌ای در جمعیت‌شناسی داشته باشیم؛ یکی از این مفاهیم، «پنجره‌ی جمعیتی» است؛ دوره‌ای خاص در ساختار سنی یک جامعه که در آن، نسبت جمعیت در سن کار (۱۵ تا ۶۴ سال) به جمعیت وابستگان (کودکان و سالمندان)، به بیشترین حد خود می‌رسد. در این دوره، کشورها فرصت طلایی برای رشد اقتصادی و توسعه‌ی پایدار دارند؛ چرا که نیروی کار فراوان است، هزینه‌های وابستگی (هزینه‌های مربوط به نگهداری کودکان و سالمندان) پایین است، و امکان سرمایه‌گذاری روی زیرساخت‌ها، آموزش و نوآوری فراهم‌تر می‌شود.

ایران از سال ۱۳۸۵ وارد این پنجره شده و طبق محاسبات کارشناسان، حداکثر می‌تواند تا بازه‌ی ۱۴۲۵–۱۴۳۰ از آن بهره ببرد؛ اما داده‌های رسمی حاکی از آن‌اند که آهنگ بسته‌شدن این پنجره با سرعتی نگران‌کننده در حال افزایش است؛ چرا که نرخ باروری پایین‌تر از سطح جانشینی و افزایش طول عمر، ساختار سنی کشور را به‌سوی سالمندی سوق داده است.

در کنار آن، مفهوم «چرخه‌ی جمعیت‌شناسی» به ما نشان می‌دهد که کشورها به‌طور طبیعی از مراحل مختلفی عبور می‌کنند: آغاز با نرخ بالای تولد و مرگ؛ سپس کاهش مرگ‌ومیر به‌واسطه‌ی بهبود بهداشت و تغذیه؛ و در نهایت، کاهش تدریجی زاد و ولد. ایران به‌خصوص در چهار دهه‌ی اخیر، این چرخه را با شتابی بسیار بالا طی کرده است؛ به‌طوری‌که از یکی از پرزاد‌ و ولدترین کشورهای منطقه، به یکی از کم‌زاد و ولدترین‌ها تبدیل شده است.

آیا نسخه‌ای برای نجات جمعیت وجود دارد؟

کاهش نرخ باروری و حرکت ایران به‌سوی پیری جمعیت، پدیده‌ای نیست که تنها با صدور چند بخشنامه یا اجرای چند طرح تشویقی متوقف شود. آنچه تجربه‌ی کشورهای دیگر به ما نشان می‌دهد، این است که مدیریت بحران جمعیتی، نیازمند نگاهی کل‌نگر، سیاست‌گذاری جامع و برنامه‌ریزی پایدار است.

برای مثال، فرانسه که در دهه‌های پایانی قرن بیستم با روند نزولی جمعیت مواجه شد، از ابتدای دهه‌ی ۲۰۰۰ با اجرای سیاست‌های حمایتی گسترده، موفق به تثبیت نرخ باروری در حدود ۲ فرزند به‌ازای هر زن شد. پرداخت ماهانه به خانواده‌ها، مرخصی‌های طولانی‌مدت برای والدین، خدمات رایگان مراقبت از کودک و تسهیلات مسکن برای خانواده‌ها، از جمله اقدامات کلیدی این کشور بود.

در سوی دیگر، ژاپن و کره‌جنوبی قرار دارند؛ کشورهایی که اگرچه از نظر اقتصادی توسعه‌یافته‌اند، اما به‌علت تأخیر در مداخله، اکنون با نرخ باروری بسیار پایین (زیر ۱.۳) و بحران پیری گسترده مواجه‌اند. هر دو کشور در سال‌های اخیر به حمایت از ازدواج و فرزندآوری روی آورده‌اند، اما هنوز موفق به مهار روند نزولی جمعیت نشده‌اند.

مدیریت بحران جمعیتی، بدون توجه به مسئله‌ی ازدواج ممکن نیست. داده‌های موجود، چه در کشورهای دیگر و چه در تجربه‌ی ایران، نشان می‌دهند که کاهش نرخ ازدواج، نخستین و مهم‌ترین علت کاهش فرزندآوری است. کشورهایی مانند فرانسه، با حمایت فعال از ازدواج و فرزندآوری ـ از طریق یارانه‌های نقدی، حمایت‌های شغلی، مرخصی والدین و مسکن حمایتی ـ توانسته‌اند نرخ باروری خود را در آستانه‌ی سطح جانشینی نگه دارند.

در ایران نیز، تا زمانی که موانع ساختاری و فرهنگی ازدواج جوانان مورد توجه جدی قرار نگیرد، هرگونه سیاست جمعیتی راه به جایی نخواهد برد. از این‌رو، هر تلاشی برای اصلاح روند جمعیتی کشور، ناگزیر باید از مسئله‌ی ازدواج آغاز شود؛ مسئله‌ای که در نگاه اول شاید صرفاً فرهنگی یا شخصی به نظر آید، اما در واقع، شرطی کلیدی برای بقای نظام اجتماعی و آینده‌ی ایران است.

اگر امروز نگران گرانی هستیم، چند سال دیگر ممکن است نگران این باشیم که آیا کسی هست که کار کند؟ دارو بسازد؟ پرستاری کند؟ یا حتی مالیاتی بپردازد که بیمارستان‌ها و مدارس سرپا بمانند؟!

ما امروز در نقطه‌ای ایستاده‌ایم که هنوز امکان تغییر وجود دارد؛ اما این امروز، همیشگی نیست!

آیا می‌خواهیم کشورمان پر از زندگی و کودک باشد یا کشوری سالخورده که انرژی جوانی را فقط در تاریخ و خاطره‌هایش دارد؟

انتخاب با ماست.

ادامه دارد...

امنیت شغلیرشد اقتصادیزندگی مشترکسبک زندگیجمعیت
۰
۰
گاهنامه اقتدار
گاهنامه اقتدار
گاهنامه فرهنگی-سیاسی-اجتماعی دانشگاه علوم پزشکی کرمان
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید