یادمه وقتی اولین بار با مفهوم طرحواره (Schema) روبرو شدم، انگار یه آینه شکسته رو جلوم گذاشته بودن. من همیشه فکر میکردم مشکلات روابطم یا اون حس دائمی ناکافی بودن، فقط یه بدشانسی سادهست – مثل اینکه زندگی یه بازی تختهای باشه که همیشه تاس بد میندازم. اما وقتی شروع کردم به کاوش در روانشناسی، فهمیدم اینها ریشه در الگوهای عمیقی دارن که از کودکی ساخته شدن. چالش واقعی این بود که چطور این طرحوارهها رو تشخیص بدم و با مثالهای واقعی بفهممشون، بدون اینکه گم بشم در اصطلاحات پیچیده. این مقاله دقیقاً برای همین نوشته شده: یه راهنما جامع که از تعریف شروع میکنه، به تستها میرسه و با روشهای تشخیص تموم میشه. اگر شما هم مثل من، دنبال درک عمیقتری هستین، ادامه بدین. 😊

طرحواره، مثل یه نقشه ذهنی قدیمی که از کودکی کشیده شده، یه الگوی پایدار از افکار، احساسات و رفتارها رو نشون میده که چطور دنیا رو میبینیم و باش تعامل میکنیم. در روانشناسی، طرحواره (Schema) یه ساختار شناختیه که کمک میکنه اطلاعات جدید رو سازماندهی کنیم، اما وقتی ناسازگار (Maladaptive) بشه، مثل یه زنجیر نامرئی، ما رو به رفتارهای تکراری و آسیبزا میبنده. طبق تعریف ویکیپدیا، طرحواره یه الگوی سازمانیافته از فکر و رفتاره که بخشی از روانشناسی شناختی رو تشکیل میده. این مفهوم اولین بار توسط ژان پیاژه (Jean Piaget) در نظریه رشد شناختی معرفی شد، اما در زمینه درمانی، جفری یانگ (Jeffrey Young) اون رو گسترش داد تا به مشکلات عمیقتری مثل اختلالات شخصیت بپردازه.
در طرحواره درمانی (Schema Therapy)، که یه رویکرد یکپارچهست، تمرکز روی شناسایی این الگوهای ناسازگار اولیه (Early Maladaptive Schemas) قرار داره. این درمان، عناصری از درمان شناختی-رفتاری (CBT)، روانکاوی و نظریه دلبستگی رو ترکیب میکنه تا به ریشه مشکلات برسه. مثلاً، تصور کنین طرحواره مثل یه فیلتر کثیف روی لنز دوربینه: همه چیز رو تحریف میکنه و نمیذاره واقعیت رو شفاف ببینین. تحقیقات نشون میده که طرحوارهها اغلب از تجربیات کودکی مثل غفلت عاطفی یا سوءاستفاده ناشی میشن و میتونن به افسردگی، اضطراب یا مشکلات روابطی منجر بشن.
طرحواره درمانی توسط جفری یانگ در دهه ۱۹۹۰ توسعه پیدا کرد، وقتی دید که درمانهای سنتی مثل CBT برای بیماران با مشکلات مزمن کافی نیستن. یانگ، که شاگرد آرون بک (Aaron Beck) – پدر CBT – بود، این رویکرد رو برای درمان اختلالات شخصیت مثل مرزی (Borderline) یا خودشیفته (Narcissistic) طراحی کرد. تاریخچهش به روانشناسی شناختی برمیگرده، اما یانگ اون رو با عناصر عاطفی و روابطی غنی کرد. امروز، انجمن بینالمللی طرحواره درمانی (ISST) استانداردهای آموزشی و تحقیقاتی رو مدیریت میکنه و منابع زیادی مثل وبینارها و کتابخونه دیجیتال ارائه میده. برای اطلاعات بیشتر، به سایت رسمی ISST مراجعه کنین: https://schematherapysociety.org/. این رویکرد حالا در سراسر دنیا، از جمله ایران، برای درمان مسائل مختلف استفاده میشه، مثل افسردگی مقاوم به درمان.
طرحواره عمیقتر از باورهای سادهست؛ باور شناختی (Cognitive Belief) مثل "من شکست میخورم" ممکنه با CBT تغییر کنه، اما طرحواره مثل یه ریشه درخت، کل سیستم رو نگه میداره. مثلاً، طرحواره شکست (Failure) نه تنها یه فکره، بلکه با احساس شرم و رفتارهای اجتنابی همراهه.
جفری یانگ ۱۸ طرحواره ناسازگار اولیه رو شناسایی کرد که به پنج حوزه تقسیم میشن، بر اساس نیازهای عاطفی برآوردهنشده کودکی. این طرحوارهها مثل تلههای ذهنی عمل میکنن و اغلب از تجربیات نامطلوب مثل والدین سختگیر یا محیط ناپایدار ناشی میشن. در ادامه، هر حوزه رو با طرحوارههاش بررسی میکنیم، همراه با مثالهای واقعی و روشهای تشخیص اولیه.
این حوزه، جایی که نیاز به امنیت و پذیرش برآورده نشده، شامل طرحوارههایی میشه که انتظار رد یا آسیب رو ایجاد میکنن. مثل یه قلعه بدون دیوار، فرد همیشه احساس آسیبپذیری میکنه.
این طرحواره، ترس از اینکه روابط نزدیک ناگهان تموم بشن رو ایجاد میکنه. مثال: کسی که در کودکی والدینش جدا شدن، حالا در روابط بزرگسالی همیشه منتظر ترک شریکشه و ممکنه بیش از حد وابسته بشه. تشخیص: اگر با جداییهای کوچک اضطراب شدید میگیرین، این طرحواره فعاله. 😟
نشانه های فردی که طرحواره Abandonment/Instability دارد: این افراد اغلب با ترس شدید از ترک شدن یا ناپایداری روابط زندگی میکنند، که منجر به رفتارهای چسبنده و وابسته میشود؛ مثلاً ممکن است مدام تماس بگیرند یا پیام دهند تا اطمینان حاصل کنند شریکشان هنوز علاقهمند است، حتی اگر این کار روابط را تحت فشار قرار دهد. آنها تمایل دارند شریکهایی انتخاب کنند که ناپایدار یا غیرقابل اعتماد هستند، مانند افرادی با سابقه خیانت یا ترک ناگهانی، و در موقعیتهای اجتماعی، احساس میکنند هر لحظه ممکن است تنها گذاشته شوند. برای مثال، در محیط کار، ممکن است بیش از حد به همکاران نزدیک شوند و از جداییهای کوچک مانند تعطیلات یا تغییر شغل وحشت کنند، که این الگو ریشه در تجربیات کودکی مانند طلاق والدین یا مرگ یکی از آنها دارد. همچنین، این افراد ممکن است روابط را به سرعت شروع کنند اما زود پایان دهند تا از ترک شدن پیشی بگیرند، و در نهایت احساس تنهایی عمیقی تجربه میکنند که با اضطراب جدایی همراه است.
انتظار اینکه دیگران عمداً آسیب بزنن یا فریب بدن. مثال: کودکی که مورد سوءاستفاده قرار گرفته، حالا در روابط بزرگسالی همیشه مشکوکه و ممکنه روابط رو زود قطع کنه.
نشانه های فردی که طرحواره Mistrust/Abuse دارد: افراد با این طرحواره به طور مداوم به دیگران مشکوک هستند و انتظار دارند مورد سوءاستفاده، خیانت یا آسیب قرار گیرند، بنابراین روابط نزدیک را اجتناب میکنند یا در روابطی میمانند که واقعاً آزارگر هستند. مثلاً ممکن است ایمیلها یا پیامهای شریکشان را چک کنند، یا در دوستیها، همیشه به دنبال نشانههای پنهان خیانت بگردند. در محیط حرفهای، آنها ممکن است از همکاری با دیگران خودداری کنند و ترجیح دهند تنها کار کنند، زیرا باور دارند همکاران ممکن است ایدههایشان را بدزدند یا علیهشان توطئه کنند. مثال دیگری میتواند تکرار چرخههای سوءاستفاده باشد، مانند انتخاب شریکهایی که فیزیکی یا عاطفی آزار میدهند، زیرا این الگو با تجربیات کودکی مانند سوءاستفاده جنسی یا فیزیکی همخوانی دارد. این افراد اغلب احساس خشم سرکوبشده دارند و ممکن است خودشان دیگران را آزار دهند تا از آسیب دیدن جلوگیری کنند.
باور اینکه نیازهای عاطفی مثل عشق هیچوقت برآورده نمیشن. مثال: کسی با والدین سرد، حالا احساس خالی بودن میکنه و ممکنه روابطی انتخاب کنه که این حس رو تقویت کنه.
نشانه های فردی که طرحواره Emotional Deprivation دارد: این افراد احساس میکنند نیازهای عاطفیشان مانند محبت، همدلی یا حمایت هرگز برآورده نمیشود، بنابراین اغلب روابطی انتخاب میکنند که شریکشان سرد و غیرحمایتگر است، و خودشان نیز از بیان نیازها اجتناب میکنند. مثلاً ممکن است در روابط، احساس تنهایی عمیقی کنند اما آن را بروز ندهند، و به جای آن، بیش از حد مستقل ظاهر شوند. در خانواده، آنها ممکن است نقش مراقب را بر عهده بگیرند بدون اینکه انتظار reciprocation داشته باشند، و در نهایت احساس خالی بودن کنند. مثال کلاسیک، فردی است که در کودکی والدینی سرد یا غایب داشته، و حالا در بزرگسالی، از روابط نزدیک دوری میکند یا شریکهایی انتخاب میکند که عاطفی در دسترس نیستند، مانند کارآزمودههای بیش از حد مشغول. این طرحواره میتواند منجر به افسردگی یا اعتیاد شود تا خلأ عاطفی پر شود.
احساس بیارزش بودن عمیق. مثال: کودکی که همیشه انتقاد میشنید، حالا شرم از خودش داره و ممکنه روابط رو خراب کنه تا "نقصش" رو پنهان کنه.
نشانه ها و تشخیص فردی که طرحواره Defectiveness/Shame دارد: افراد با این طرحواره احساس میکنند ذاتاً ناقص یا شرمآور هستند، بنابراین از روابط نزدیک اجتناب میکنند یا روابطی انتخاب میکنند که در آن تحقیر میشوند. مثلاً ممکن است حساسیت بیش از حد به انتقاد نشان دهند و حتی بازخورد مثبت را به عنوان تمسخر تفسیر کنند. در موقعیتهای اجتماعی، آنها ممکن است خود را پنهان کنند یا بیش از حد عذرخواهی کنند، و در روابط عاطفی، شریکهایی انتخاب کنند که آنها را سرزنش میکنند. مثال، فردی که در کودکی مورد انتقاد شدید والدین قرار گرفته، حالا در بزرگسالی احساس میکند ناخوشایند است و ممکن است به رفتارهای خود-تخریبی مانند اعتیاد یا اختلالات خوردن روی آورد تا شرم را مدیریت کند. این افراد اغلب احساس گناه بیدلیل دارند و از موفقیت اجتناب میکنند زیرا باور دارند لایق آن نیستند.
احساس متفاوت بودن از دیگران. مثال: مهاجری که در فرهنگ جدید احساس غریبگی میکنه، ممکنه از اجتماعات دوری کنه.
نشانه های فردی که طرحواره Social Isolation/Alienation دارد: این افراد احساس میکنند به هیچ گروه یا جامعهای تعلق ندارند و اغلب از موقعیتهای اجتماعی دوری میکنند، حتی اگر روابط صمیمی داشته باشند. مثلاً ممکن است در مهمانیها احساس غریبه بودن کنند و زود خارج شوند، یا در محیط کار، از تعاملات گروهی اجتناب کنند. مثال، فردی که در کودکی به دلیل تفاوت فرهنگی یا ناتوانی، احساس انزوا کرده، حالا در بزرگسالی دوستان کمی دارد و ترجیح میدهد تنها بماند. این طرحواره میتواند منجر به افسردگی اجتماعی شود، جایی که فرد باور دارد دیگران او را درک نمیکنند یا نمیپذیرند، و ممکن است به فعالیتهای انفرادی مانند بازیهای ویدیویی یا خواندن روی آورد تا از تعاملات واقعی دوری کند.
اینجا، استقلال مختل شده و فرد احساس ناتوانی میکنه، مثل یه پرنده با بالهای شکسته.
باور ناتوانی در مدیریت زندگی بدون کمک. مثال: کسی که والدین بیشحمایتگر داشته، حالا بدون راهنمایی دیگران تصمیم نمیگیره.
نشانه های فردی که طرحواره Dependence/Incompetence دارد: افراد با این طرحواره نمیتوانند تصمیمگیری کنند یا مسئولیتهای روزانه را بدون کمک دیگران مدیریت کنند، بنابراین همیشه به دیگران وابسته هستند و از تغییرات اجتناب میکنند. مثلاً ممکن است برای انتخاب لباس یا شغل، نظر دیگران را بپرسند و بدون آن فلج شوند. در روابط، آنها نقش کودک را بازی میکنند و شریکشان را به عنوان والد میبینند. مثال، فردی که در کودکی بیش از حد حمایت شده، حالا در بزرگسالی نمیتواند بودجه خود را مدیریت کند یا تصمیمات مالی بگیرد، و ممکن است شغلهایی انتخاب کند که نیاز به استقلال کمتری دارد. این میتواند منجر به اضطراب شدید در موقعیتهای جدید شود.
ترس اغراقشده از فاجعه. مثال: فرد همیشه نگران تصادف یا بیماریه و ممکنه زندگیش رو محدود کنه.
نشانه ها و تشخیص فردی که طرحواره Vulnerability to Harm or Illness دارد: این افراد همیشه نگران فاجعههای پزشکی، روانی یا خارجی هستند و رفتارهای احتیاطی افراطی نشان میدهند، مانند چک کردن مداوم سلامتی یا اجتناب از سفر. مثلاً ممکن است از رانندگی بترسند زیرا باور دارند تصادف اجتنابناپذیر است. در روابط، آنها ممکن است شریکشان را محدود کنند تا از خطرات جلوگیری کنند. مثال، فردی که در کودکی شاهد بیماری شدید یکی از والدین بوده، حالا در بزرگسالی obsessive در مورد علائم سلامتی است و ممکن است به اختلال اضطراب سلامتی دچار شود. این طرحواره میتواند زندگی را محدود کند، مانند اجتناب از فعالیتهای ماجراجویانه.
همجوشی عاطفی با دیگران، بدون هویت مستقل. مثال: فرزندی که با مادر بیش از حد نزدیک بوده، حالا نمیتونه تصمیمات شخصی بگیره.
نشانه های فردی که طرحواره Enmeshment/Undeveloped Self دارد: افراد با این طرحواره حس هویت مستقل ندارند و بیش از حد به یک شخص وابسته هستند، مانند والد یا شریک، و احساس خالی بودن میکنند وقتی جدا میشوند. مثلاً ممکن است علایق خود را با علایق دیگری تطبیق دهند و تصمیمات مستقل نگیرند. در خانواده، آنها ممکن است مرزهای شخصی نداشته باشند و اسرار را به اشتراک بگذارند. مثال، فردی که در کودکی با والدی بیش از حد درگیر بوده، حالا در بزرگسالی نمیتواند روابط جداگانهای بسازد و ممکن است از جدایی عاطفی وحشت کند. این میتواند توسعه شخصی را مانع شود.
باور به ناکافی بودن نسبت به همسالان. مثال: دانشآموزی که همیشه مقایسه میشده، حالا از تلاش اجتناب میکنه تا شکست نخوره.
نشانه ها و تشخیص آدمی که که طرحواره Failure دارد: این افراد احساس شکست مداوم میکنند و رفتارهای خود-تخریبی انجام میدهند که شکست را تضمین کند، مانند procrastination یا عدم تلاش کافی. مثلاً ممکن است پروژهها را نیمهکاره رها کنند زیرا باور دارند موفق نمیشوند. در محیط تحصیلی یا کاری، آنها ممکن است کمتر از تواناییشان عمل کنند. مثال، فردی که در کودکی با خواهر و برادر موفق مقایسه شده، حالا در بزرگسالی از رقابت اجتناب میکند و ممکن است شغلهایی انتخاب کند که چالش کمتری دارد. این طرحواره میتواند منجر به افسردگی و عدم اعتماد به نفس شود.
عدم مرزها، مثل یه رودخانه بدون سد که همه جا پخش میشه.
احساس برتری و معاف از قوانین. مثال: کسی که در کودکی لوس شده، حالا انتظاری ویژه داره و ممکنه روابط رو خراب کنه.
نشانه های فردی که طرحواره Entitlement/Grandiosity دارد: افراد با این طرحواره احساس برتری میکنند و قوانین را نادیده میگیرند، خواستههای خود را بدون توجه به دیگران تحمیل میکنند، و ممکن است رقابتی یا سلطهجو باشند. مثلاً ممکن است در صف نوبت را رعایت نکنند یا در روابط، انتظار داشته باشند همیشه حق با آنها باشد. در محیط کار، آنها ممکن است دیگران را تحقیر کنند. مثال، فردی که در کودکی بیش از حد لوس شده، حالا در بزرگسالی روابطی دارد که در آن دیگران را کنترل میکند و ممکن است به اختلال شخصیت خودشیفته دچار شود. این میتواند منجر به تعارضات اجتماعی شود.
مشکل در مهار تکانهها. مثال: فرد نمیتونه رژیم بگیره و به رضایت فوری تسلیم میشه.
نشانه ها و تشخیص فردی که طرحواره Insufficient Self-Control/Self-Discipline دارد: این افراد impulsive هستند و نمیتوانند impulses را کنترل کنند، زندگی نامنظمی دارند، و اغلب در دستیابی به اهداف شکست میخورند به دلیل عدم تحمل ناراحتی. مثلاً ممکن است رژیم غذایی را رعایت نکنند یا بودجه را هدر دهند. در روابط، آنها ممکن است خیانت کنند بدون فکر به عواقب. مثال، فردی که در کودکی بدون مرز بزرگ شده، حالا در بزرگسالی نمیتواند تعهدات را حفظ کند و ممکن است به اعتیاد روی آورد. این طرحواره میتواند مشکلات قانونی یا مالی ایجاد کند.
اولویت نیازهای دیگران، مثل یه درخت که شاخههاش رو برای دیگران خم میکنه.
تسلیم کنترل به دیگران برای اجتناب از درگیری. مثال: فردی که همیشه "بله" میگه تا ترک نشه.
نشانه های فردی که طرحواره Subjugation دارد: افراد با این طرحواره نیازها و احساسات خود را سرکوب میکنند تا دیگران را راضی کنند، روابط با افراد کنترلگر دارند، احساس ضعف میکنند، و ممکن است rebellious شوند. مثلاً ممکن است همیشه بله بگویند حتی اگر مخالف باشند. در خانواده، آنها نقش مطیع را بازی میکنند. مثال، فردی که در کودکی تحت کنترل والدین سختگیر بوده، حالا در بزرگسالی نمیتواند نه بگوید و ممکن است به افسردگی دچار شود. این میتواند منجر به انفجارهای خشم سرکوبشده شود.
اولویت نیازهای دیگران. مثال: مادری که همیشه خودش رو فدا میکنه و به burnout میرسه.
نشانه های فردی که طرحواره Self-Sacrifice دارد: این افراد همیشه نیازهای دیگران را اولویت میدهند، empathic بیش از حد هستند، اما در نهایت خسته و resentful میشوند و نیازهای خود را برآورده نمیکنند. مثلاً ممکن است تعطیلات خود را برای کمک به دوستان قربانی کنند. در روابط، آنها نقش مراقب را بر عهده میگیرند. مثال، فردی که در کودکی مسئولیت خواهر و برادر را داشته، حالا در بزرگسالی احساس گناه میکند اگر خودخواه باشد و ممکن است به burnout دچار شود. این طرحواره میتواند روابط نامتعادل ایجاد کند
تأکید روی تأیید دیگران. مثال: تغییر نظرات برای جا افتادن در گروه.
نشانه ها و تشخیص فردی که طرحواره Approval-Seeking/Recognition-Seeking دارد: افراد با این طرحواره خودارزشی را بر اساس تأیید دیگران قرار میدهند، بر ظاهر خارجی تمرکز میکنند، و تصمیمات اصیل نمیگیرند. مثلاً ممکن است شغلی انتخاب کنند که prestige داشته باشد نه علاقه شخصی. در روابط، آنها ممکن است رفتارهای attention-seeking نشان دهند. مثال، فردی که در کودکی برای عملکرد پاداش میگرفته، حالا در بزرگسالی از شکست میترسد زیرا approval را از دست میدهد و ممکن است به اضطراب اجتماعی دچار شود. این میتواند هویت واقعی را مخفی کند.
سرکوب و کنترل بیش از حد، مثل یه ساعت کوکی که همیشه تحت فشار کار میکنه.
تمرکز روی منفیها. مثال: همیشه انتظار بدترین رو داشتن و مثبتها رو نادیده گرفتن.
نشانه های فردی که طرحواره Negativity/Pessimism دارد: این افراد همیشه بر جنبههای منفی تمرکز میکنند، نگران و pessimistic هستند، از اشتباهات میترسند، و ممکن است obsessive در جلوگیری از مشکلات باشند. مثلاً ممکن است تعطیلات را لغو کنند زیرا هوا بد است. در روابط، آنها ممکن است مشکلات کوچک را بزرگ کنند. مثال، فردی که در کودکی با والدین pessimistic بزرگ شده، حالا در بزرگسالی شادی را تجربه نمیکند و ممکن است به افسردگی دچار شود. این طرحواره میتواند فرصتها را از دست دهد.
سرکوب احساسات. مثال: ناتوانی در بیان عشق، حتی اگر احساس بشه.
نشانه های فردی که طرحواره Emotional Inhibition دارد: افراد با این طرحواره احساسات خود را سرکوب میکنند، ظاهر emotionless یا strict دارند، و از رفتارهای spontaneous اجتناب میکنند. مثلاً ممکن است در موقعیتهای عاطفی، واکنش نشان ندهند. در روابط، آنها ممکن است intimacy را محدود کنند. مثال، فردی که در کودکی احساسات را سرکوب میکرده، حالا در بزرگسالی نمیتواند عشق را بیان کند و ممکن است به روابط سرد دچار شود. این میتواند منجر به انزوا عاطفی شود.
استانداردهای سختگیرانه. مثال: کار ۲۰ ساعته روی پروژهای که ۵ ساعته تموم میشه.
نشانه های فردی که طرحواره Unrelenting Standards/Hypercriticalness دارد: این افراد استانداردهای سفت و سخت دارند، perfectionist هستند، hypercritical نسبت به خود و دیگران، و از استراحت اجتناب میکنند که منجر به خستگی میشود. مثلاً ممکن است کار را چندین بار چک کنند. در روابط، آنها ممکن است شریکشان را انتقاد کنند. مثال، فردی که در کودکی برای عملکرد بالا پاداش میگرفته، حالا در بزرگسالی به burnout دچار میشود و ممکن است روابط را تحت فشار قرار دهد. این طرحواره میتواند سلامت روانی را تهدید کند.
باور به مجازات سخت برای اشتباهات. مثال: خودانتقادی شدید بعد از اشتباه کوچک.
نشانه های فردی که طرحواره Punitiveness دارد: افراد با این طرحواره اشتباهات را نمیبخشد، intolerant و punitive نسبت به خود و دیگران هستند، و شرایط extenuating را در نظر نمیگیرند. مثلاً ممکن است خود را برای اشتباه کوچک تنبیه کنند. در روابط، آنها ممکن است دیگران را سرزنش کنند. مثال، فردی که در کودکی با والدین سختگیر بزرگ شده، حالا در بزرگسالی احساس گناه مداوم دارد و ممکن است به رفتارهای خود-آزاری روی آورد. این میتواند روابط را تخریب کند.
طرحواره درمانی معمولاً ۱-۲ سال طول میکشه و شامل تکنیکهای شناختی، عاطفی و رفتاریه. هدف، التیام طرحوارهها از طریق بازسازی روابط و تغییر الگوهاست. برای شروع، کتاب "طرحواره درمانی" یانگ رو بخونین. در ایران، متخصصانی مثل دکتر حمیدپور و دکتر طباطبایی و دکتر بهنام اوحدی (پیشنهاد نویسنده) جلسات مشاوره و کارگاههایی برگزار میکنن که نتیجهبخش هست.
صندلی خالی (Empty Chair) برای گفتگو با طرحواره.
تصویرسازی برای التیام کودکی.
طرحوارهها مثل ریشههای درخت زندگیمون هستن؛ اگر ناسازگار باشن، کل درخت رو کج میکنن. با تستها، مثالها و تشخیص درست، میتونین تغییر ایجاد کنین. اگر چالش دارین، از متخصص کمک بگیرین – زندگی بدون این تلهها، مثل پرواز بدون زنجیره.
منابع و استنادات:
https://www.attachmentproject.com/blog/early-maladaptive-schemas/
https://www.schematherapy.com/id72.htm
https://www.simplypsychology.org/schema-therapy.html
https://www.schematherapy.com/id73.htm