با اینکه حوزه کریپتو پر از فرصتهای مالی است اما بااینحال ریسکهای خودش را دارد. پس بهتر است قبل از هر اقدامی، این ریسکها را بشناسید. بازار کریپتو بهخاطر ماهیت غیرمتمرکز و نوسانات شدیدش، با بازارهای مالی معمولی فرق دارد؛ بنابراین سرمایهگذاران تازهکار باید به خطرات آن توجه کنند. این مقاله تمام جنبههای منفی و خطرات احتمالی سرمایهگذاری در این زمینه را بررسی میکند، تا شما دیدی واقعبینانه پیدا کنید.

یکی از بزرگترین چالشهای بازار رمزارز، نوسان قیمتهاست که بهصورت ناگهانی و غیرمنتظره اتفاق میافتد و میتواند قیمتها را در مدتزمان کوتاهی تغییر دهد. این نوسان شدید، درحالیکه فرصتهای معاملاتی بزرگی ایجاد میکند، میتواند به ضررهای سنگین و جبرانناپذیر نیز منجر شود، بهخصوص برای افرادی که بدون دانش کافی وارد بازار میشوند.
نوسانهای بازار دلایل گوناگونی دارند که هم به عوامل داخلی و هم به عوامل خارجی مربوط میشوند. بخش زیادی از نوسانات بازار رمزارز ناشی از تأثیرپذیری آن از وضعیت کلی اقتصاد جهانی است. این نشان میدهد که بازار کریپتو برخلاف تصور برخی، ارتباط تنگاتنگی با اقتصاد سنتی دارد.
علاوه بر این، خودِ بازار هم نوسانها را بیشتر میکند. مثلاً وقتی قیمتها پایین میآید، ممکن است معاملهگرانی که از اهرم استفاده کردهاند، مجبور به فروش داراییهایشان شوند. این مسئله باعث افزایش فشار فروش میشود و یک چرخه نزولی را ایجاد میکند که با ریزشهای مداوم، ضررها را گسترش میدهد.
افراد تازهکار، چون با مدیریت ریسک آشنا نیستند، معمولاً از روی هیجان و تحتتأثیر جو بازار معامله میکنند. چنین افرادی ممکن است به دلیل ترس از جاماندن، در قیمتهای بالا خرید کنند یا به دلیل وحشت از ضرر، در قیمتهای پایین بفروشند. چنین رفتارهای احساسی معمولاً نتیجهای جز ضرر مالی ندارد و سرمایهگذار را از استراتژیهای معاملاتی خود دور میکند.
ازآنجاییکه فضای ارزهای دیجیتال ناشناس و غیرمتمرکز است، کلاهبرداران بهراحتی میتوانند با وعده سودهای هنگفت، افراد را فریب دهند. سرمایهگذاران تازهکار در این بازار باید مراقب باشند، چون پروژههای کلاهبرداری زیادی با تبلیغات دروغین وجود دارد.
کلاهبرداریها در این حوزه، شکلهای متفاوتی دارند. یکی از رایجترین روشها، طرحهای پانزی و هرمی است. در این نوع کلاهبرداری، سود سرمایهگذاران قدیمی، از پولی که سرمایهگذاران جدید وارد میکنند، پرداخت میشود و با نبود سرمایهگذار جدید، این سیستم از هم میپاشد. پروژههای مشهوری مانند BitConnect با 2.4 میلیارد دلار و OneCoin با 4 میلیارد دلار کلاهبرداری، نمونههای بارز این طرحها هستند.
روش دیگر، پروژههای "شتکوین" و "پامپ و دامپ" است. در این پروژهها، گروهی با خرید زیاد توکنهایی که ارزش کمی دارند، بهصورت ساختگی قیمت این توکنها را بالا میبرند. سپس با تبلیغات گسترده در شبکههای اجتماعی، سرمایهگذاران کوچک را به خرید تشویق میکند و در نهایت با یک فروش بزرگ و ناگهانی، قیمتها را به صفر میرسانند و سرمایه دیگران را از بین میبرند. ماجرای سقوط توکن اسکوئید گیم پس از رشد ناگهانیاش، یک نمونه واقعی از نوع کلاهبرداری است. این اتفاق ثابت کرد که چطور سرمایهگذاران بهسادگی فریب این نوع طرحها را میخورند.
همچنین کلاهبرداران با استفاده از روشهای فنی مثل فیشینگ و ساخت وبسایتها و اپلیکیشنهای جعلی، داراییهای مردم را سرقت میکنند. آنها با استفاده از نسخههای کپی و جعلی از صرافیها یا کیفپولهای دیجیتال، کاربران را فریب میدهند تا به اطلاعات مهم و خصوصی آنها دسترسی پیدا کنند. کلاهبرداریهای اینچنینی به ما نشان میدهند که سیستم بازار نقصهای جدی دارد و همین نقصها به کلاهبرداران اجازه میدهد که آزادانه فعالیت کنند.
یکی از دغدغههای اصلی در بازار رمزارز، حفظ امنیت داراییها در صرافیها و کیفپولهاست. هکرها بهجای خود بلاکچین، به ابزارهای متمرکزی حمله میکنند که برای ارتباط بلاکچین با بیرون استفاده میشود. همین ابزارها، نقطه آسیبپذیر سیستم هستند. بزرگترین مشکل نگهداری رمزارز در صرافیها این است که کاربر مالک واقعی داراییهای خود نیست.
صرافیها به دلیل در اختیار داشتن کلیدهای خصوصی، کنترل دارایی شما را در دست میگیرند. اگر صرافی ورشکست، هک یا مسدود شود، شما هیچ راه مستقیمی برای برداشت سرمایه خود نخواهید داشت. آمارها نشان میدهد که از سال 2011 تاکنون، بیش از 1.65 میلیارد دلار رمزارز از صرافیها به سرقت رفته است.
هکها اغلب به دلیل بیدقتی در نگهداری داراییها، مانند استفاده از کیفپولهای آنلاین رخ میدهند و مشکل از پروتکلهای بلاکچین نیست. این موضوع نشان میدهد که امنیت در پلتفرمهای کریپتو نه فقط به تکنولوژی، بلکه به مسئولیتپذیری مدیران نیز بستگی دارد.
ازآنجاییکه بازار رمزارزها پر از اصطلاحات فنی است، برای تازهکارها ورود به آن میتواند کمی پیچیده و نگرانکننده به نظر برسد. قبل از شروع سرمایهگذاری در کریپتوکارنسی، باید مفاهیم مهمی مانند کلید خصوصی، عبارت بازیابی، آدرس کیفپول و شبکههای بلاکچین را یاد بگیرید.
اگر از این مفاهیم سر در نمیآورید، ممکن است دچار ضررهای مالی بزرگی شوید. بهعنوانمثال، یک اشتباه ساده در واردکردن آدرس کیف پول یا انتخاب شبکه میتواند باعث ازدسترفتن دائمی سرمایه شما شود. این تراکنشها در بلاکچین غیرقابلبرگشت هستند و هیچ راهی برای لغو یا بازگرداندن آنها وجود ندارد. مثلاً اگر بهاشتباه یک ارز BEP20 را به آدرس ERC20 بفرستید، داراییتان برای همیشه از دست میرود.
در سیستمهای مالی غیرمتمرکز، برخلاف بانکها که یک واسطه امن هستند و در صورت خطا به شما کمک میکنند، شما شخصاً مسئول داراییهایتان هستید و هیچ واسطهای برای کمک وجود ندارد و این مسئله برای افراد تازهکار میتواند مشکلساز باشد.
بسیاری از کشورها هنوز رمزارزها را به رسمیت نشناختهاند و به همین دلیل قوانین واضحی برای آنها وجود ندارد. این بلاتکلیفی میتواند منجر به اعمال محدودیتهای سخت یا ممنوعیتهای غیرمنتظره شود و به سرمایهگذاران ضرر بزند.
ازآنجاییکه رمزارزها غیرمتمرکز هستند، یکی از چالشهای بزرگ حقوقی این است که مرجع قانونی مشخصی برای رسیدگی به اختلافات و کلاهبرداریها وجود ندارد و سرمایهگذاران نمیتوانند بهراحتی مشکل خود را پیگیری کنند. علاوه بر این، فرار مالیاتی و پولشویی از طریق ارزهای دیجیتال به دلیل ناشناس بودن آنها راحتتر انجام میشود. به همین خاطر، دولتها برای کنترل این تراکنشها قوانین سختتری وضع میکنند.
گاهی قوانین میتوانند مشکلساز باشند، بهعنوانمثال ممنوعیت ناگهانی در چین که باعث سقوط بازار شد. بااینحال، نداشتن قانون، خطر بزرگتری است، چون از سرمایهگذاران در مقابل کلاهبرداری و سوءاستفاده حمایت نمیکند و جلوی رشد پایدار را میگیرد. اتحادیه اروپا با وضع قوانینی مثل MiCA، سعی دارد ریسکها را کم کرده و ثبات را به بازار بازگرداند. این قوانین باهدف اصلی شفافیت، حمایت از سرمایهگذاران و مبارزه با کارهای غیرقانونی ایجاد شدهاند.
در زمان شلوغی، شبکههای قدیمی بلاکچین مانند بیتکوین و اتریوم برای پردازش تراکنشها با مشکل مواجه میشوند. در این شرایط، کاربران برای اینکه تراکنششان زودتر انجام شود، باید هزینه بیشتری بپردازند.
در زمان شلوغی شبکه، تقاضا برای انجام تراکنشها بالا میرود، ولیدیتورها ابتدا به سراغ تراکنشهایی میروند که کارمزد بیشتری دارند. با افزایش کارمزدها به دلیل رقابت، انجام تراکنشهای کمارزش عملاً غیرممکن میشود. مثلاً، هزینه گس در اتریوم گاهی از حدود 0.0001 دلار به بیش از 100 دلار هم میرسد.
علاوه بر کارمزد بالا، شلوغی شبکه باعث کندی تأیید تراکنشها میشود. در زمانهایی که کاربران زیادی در حال استفاده از شبکه هستند؛ مانند ساعات اوج کاری در اروپا و آمریکا، سرعت انتقال رمزارزها بهشدت پایین میآید و ممکن است تا ساعتها طول بکشد. این مشکل، بهویژه برای کسانی که معاملات سریع یا روزانه انجام میدهند، بسیار آزاردهنده است.
نوسانات بازار، کلاهبرداریها و مشکلات قانونی و فنی، همگی باعث میشوند آینده بازار ارزهای دیجیتال نامشخص به نظر برسد؛ بنابراین این نوع سرمایهگذاری را نباید به چشم یک راه میانبر دید. هیچ تضمینی وجود ندارد که قوانین سختگیرانهتر یا ممنوعیتهای جدید دولت، بهطور ناگهانی ارزش داراییها را پایین نیاورد.
همچنین ازآنجاکه فناوری رمزارزها همواره در حال تکامل است، تکنولوژیهای جدید میتوانند جایگزین پروژههای قدیمی شوند؛ بنابراین موفقیت در بازار پرنوسان ارزهای دیجیتال به این بستگی دارد که چالشهای آن را بشناسید و عدم قطعیت آن را بپذیرید.