
این متن ترجمهای از مدخل ویکیپدیای انگلیسی در مورد جنگهای صلیبیست.
https://en.wikipedia.org/wiki/Crusades
جنگهای صلیبی ، لشکرکشیهای نظامی که تحت حمایت کلیسای غرب به سمت شرق، سرزمین مقدس، در اواخر قرن یازدهم سازماندهی شدند. در چارچوب خود، جنگهای صلیبی از نظر تاریخی در دفاع از منافع جهانی مسیحیت قرار دارند و به شدت علیه قدرتهای مسلمان شرق هدایت میشدند.
گاهی اوقات اصطلاح «جنگ صلیبی» برای اشاره به لشکرکشیهای نظامی انجام شده توسط پاپ روم علیه برخی از اقوام بتپرست و برخی بدعتها نیز به کار میرود، اما نباید آنها را با لشکرکشیهایی با همین نام در قرنهای ۱۱ تا ۱۳ اشتباه گرفت.
جنگهای صلیبی به ویژه برای پادشاهی فرانسه و امپراتوری مقدس روم اهمیت داشتند . جنگهای صلیبی حدود ۲۰۰ سال، از ۱۰۹۵ تا ۱۲۹۱، ادامه یافت. بعدها، در قرن پانزدهم ، چنین لشکرکشیهایی در شبهجزیره ایبری و اروپای شرقی ادامه یافت . صلیبیون عمدتاً کاتولیک بودند (پس از جدایی کلیساهای ارتدکس و کاتولیک و قبل از اصلاحات پروتستانی )، که برای سرزمین مقدس که از زمان خلافت اعراب اشغال شده بود، علیه مسلمانان جنگیدند. با این حال، چنین لشکرکشیهایی بعداً علیه اقوام بتپرست اسلاو و بالتیک، یهودیان ، مسیحیان ارتدکس روسی، مغولها ، فرقهگرایان(کاتارها) و دیگر دشمنان پاپ(کلیسای روم) ادامه یافت.
هدف اصلی جنگهای صلیبی آزادسازی اورشلیم از دست مسلمانان بود و همچنین پاسخی به درخواست کمک امپراتوری بیزانس علیه ترکان سلجوقی مسلمان بود. این اصطلاح همچنین برای توصیف لشکرکشیهای مذهبی خارج از سرزمین مقدس در قرن شانزدهم ، معمولاً علیه بتپرستان، بدعتگذاران و فرقهگرایان، به کار میرود. گاهی اوقات صلیبیون و مسلمانان علیه دشمنان مشترک اتحاد تشکیل میدادند، مانند اتحاد سلطاننشین ایکونیوم و صلیبیون در طول جنگ صلیبی پنجم.
با این حال، اختلافات بین کشورهای مسیحی منجر به انحراف صلیبیون از اهداف اولیهشان شد، به عنوان مثال، در طول جنگ صلیبی چهارم، هنگامی که قسطنطنیه مسیحی فتح شد ، امپراتوری بیزانس بین ونیز و صلیبیون تقسیم شد . جنگ صلیبی ششم اولین جنگی بود که صلیبیون توسط پاپ تبرک نشدند. جنگهای صلیبی هفتم، هشتم و نهم منجر به مجموعهای از پیروزیها برای مملوکها شد و جنگ صلیبی نهم پایان دوران صلیبیون در خاورمیانه را رقم زد.
سرزمین مقدس برای مسیحیان از اهمیت زیادی برخوردار است، زیرا زادگاه، محل زندگی و مصلوب شدن عیسی مسیح ، بنیانگذار مسیحیت، است. در قرن چهارم، امپراتور روم ، کنستانتین اول کبیر، اجازه داد که مسیحیت آزادانه انجام شود ( 313 )، و پس از تقسیم امپراتوری روم و ظهور امپراتوری بیزانس، سرزمین مقدس عمدتاً توسط مسیحیان سکونت داشت. اورشلیم همچنین برای مسلمانان از اهمیت زیادی برخوردار است، زیرا گفته میشود که حضرت محمد(ص) از آنجا معراج آسمانی کرده و به نزد خدا رفته و اورشلیم گاهی اوقات سومین شهر مقدس مسلمانان محسوب میشود. اعراب در قرن هفتم به آنجا رسیدند . اورشلیم همچنین برای یهودیان از اهمیت زیادی برخوردار است ، زیرا برای مدت طولانی پایتخت پادشاهی متحده یهودا و بعداً پادشاهی جنوبی یهودا بود و محل مرکز معنوی اصلی یهودیان، معبد اورشلیم (که هنوز هم پابرجاست و مکانی زیارتی و عبادتگاه است، دیوار غربی معبد دوم) بود. عامل مهم دیگر، تخریب کلیسای مقبره مقدس توسط مسلمانان در سال 1009 بود. در سال 1039 ، خلیفه جدید اجازه بازسازی کلیسا را با مبلغ هنگفتی صادر کرد. زیارت سرزمین مقدس به زودی مجاز شد، زیرا سود زیادی برای حاکمان مسلمان محلی به همراه داشت. با این حال، پس از ظهور ترکان سلجوقی، روابط بین مسیحیان و مسلمانان دوباره تیره شد.
ظهور جنگهای صلیبی تحت تأثیر فرآیندهایی بود که در اروپای غربی و روابط بیزانس و سلجوقیان در حال وقوع بود. تجزیه امپراتوری کارولنژی در پایان قرن نهم و تثبیت مرزهای اروپا به دلیل مسیحی شدن وایکینگها و اسلاوها، اکثر سربازان را بیکار کرده بود.
در سال 1063 ، پاپ الکساندر دوم، مسیحیان شبه جزیره ایبری را قبل از جنگ علیه مسلمانان متبرک کرد. درخواست کمک بیزانسیها علیه ترکان سلجوقی، با استقبال گستردهای در میان مسیحیان اروپای غربی مواجه شد. دلیل این درخواست کمک ، شکست سنگینی بود که در نبرد مانزکیرت(ملازگرد) در سال 1071 متحمل شدند و در نتیجه آن، بیزانسیها ارمنستان و آسیای صغیر را از دست دادند. اطلاعاتی وجود دارد که نشان میدهد در سال 1081، امپراتور بیزانس حتی درخواست کمک به چین نیز ارسال کرده است.
پس از سوگند، یک صلیبی از پاپ یا اسقف محلی دریافت میکرد و به عنوان «سرباز کلیسا» شناخته میشد. برخی از مردم برای بخشش گناهانی که مرتکب شده بودند، صلیبی میشدند.
جنگهای صلیبی ماهیت مذهبی داشتند. این را میتوان اوج مبارزه بین شرق و غرب دانست : درگیریهایی که حتی قبل از این در دوران باستان آغاز شده بودند ، ماهیت نظامی به خود گرفتند.
یکی از دلایل جنگ صلیبی اول، درخواست کمکی بود که توسط الکسیوس اول کومننوس به پاپ اوربان دوم ارسال شد .
وقتی پاپ در سال ۱۰۹۵ میلادی خواستار جنگ صلیبی شد ، مسیحیان اسپانیا اولین پیشرفتهای جدی خود را در صد سال گذشته انجام میدادند. تصرف تولدو توسط پادشاهی لئون در سال ۱۰۸۵ میلادی موفقیت بزرگی بود.
اگرچه رکونکویستا برجستهترین نمونه از مبارزه بین مسیحیان و مسلمانان در اروپا بود، اما تنها نمونه نبود. وایکینگ رابرت گیسکار در سال ۱۰۵۷ کالابریا را فتح کرده بود و آن قلمرو سابق بیزانس را در برابر مسلمانان سیسیل در اختیار داشت . دولت-شهرهای پیزا ، جنوا و کاتالونیا علیه مسلمانان مایورکا جنگیدند و سواحل ایتالیا و کاتالونیا را از حملات مسلمانان آزاد کردند. پیش از آن، سرزمینهای مسیحی سوریه ، لبنان ، فلسطین و مصر توسط مسلمانان فتح شده بود. سابقه طولانی از دست دادن سرزمینها به دشمنان مذهبی، زمینه را برای پاسخ امپراتور بیزانس، الکسیوس اول، به درخواست کمک فراهم کرد.
دستگاه پاپ نگران بود که بیشتر زائرانی که به اورشلیم سفر میکردند، مورد آزار و اذیت قرار میگرفتند. آنها همچنین بیم داشتند که پس از لاتین کردن و مطیع کردن سرزمین مقدس، قدرت فرانکها آنها را تحت کنترل اسقفنشین قسطنطنیه، که در سال ۱۰۵۴ از روم مستقل شده بود، قرار دهد.
ضعف بیزانس با شکست در نبرد مانزکیرت آشکار شد. و علیرغم درخواست الکسیوس، پاپ به دلیل جنگ قدرت نتوانست از قیصر آلمان درخواست کمک کند.
پاپ بعدی، اوربان دوم، ملایمتر بود و میخواست مسیحیان را از طریق جنگهای صلیبی دوباره متحد کند. به گفته او، صلیبیون نباید آلمانی یا وایکینگ باشند، بلکه باید از هموطنانش از شمال فرانسه باشند.
جنگهای صلیبی عموماً اولین جنگهای صلیبی از قرن یازدهم تا سیزدهم میلادی در نظر گرفته میشوند، اگرچه لشکرکشیهای مشابهی تا محاصره کاندیا در سال ۱۶۶۴ ادامه یافت. فرقه بیمار به جنگهای صلیبی خود در مدیترانه در اطراف مالت تا شکست از ناپلئون در سال ۱۷۹۸ ادامه داد . بعدها، در خارج از سرزمین مقدس، چندین جنگ صلیبی علیه مسلمانان شبه جزیره ایبری و علیه مرتدان و بتپرستان در اروپا آغاز شد.
در مارس 1095 ، شورایی برای بحث در مورد درخواست کمک امپراتور بیزانس علیه ترکان سلجوقی برگزار شد. در همان سال، در کلرمون ، جنوب فرانسه ، پاپ اوربان دوم از همه مسیحیان خواست تا به سرزمین مقدس حمله کرده و آن را آزاد کنند. در اینجا گزیدهای از سخنرانی او آمده است:
«سرزمینی که شما در آن زندگی میکنید از هر طرف توسط دریا و رشته کوهها احاطه شده است و به همین دلیل اکنون به دلیل کثرت شما تنگ شده است، ثروت فراوانی ندارد و به سختی نان کشاورزان خود را تأمین میکند. به همین دلیل است که شما یکدیگر را میجوید و میبلعید، جنگها را آغاز میکنید و زخمهای مهلکی به یکدیگر وارد میکنید. اکنون باشد که نفرت شما متوقف شود، دعواها فروکش کند و اختلاف فروکش کند. به سوی مقبره مقدس حرکت کنید، آن سرزمین را از کفار بگیرید و آن را از آن خود کنید. در آن سرزمین «عسل و کره جاری است». اورشلیم حاصلخیزترین مروارید سرزمین من است.»
اولین جنگ صلیبی در اوایل سال 1096 آغاز شد. در بهار، دستههای دهقانی حرکت کردند. وقتی به قسطنطنیه رسیدند ، 20000 نفر از 50000 نفر زنده ماندند. بدون اینکه منتظر رسیدن شوالیهها شوند، از تنگه بسفر عبور کردند و به سمت شهر نیقیه حرکت کردند ، جایی که توسط ترکان سلجوقی شکست خوردند. تنها سه هزار نفر زنده ماندند. 100000 سواره نظام و 300000 پیاده نظام، که توسط پاپ متبرک شده بودند، در 15 آگوست 1096 از ایتالیا و فرانسه به سمت قسطنطنیه حرکت کردند . در دسامبر 1096، آنها به قسطنطنیه رسیدند. با دریافت پشتیبانی گسترده از بیزانس ، در آسیای صغیر پیاده شدند و شهر نیقیه را محاصره کردند. این شهر در 19 ژوئن 1097 تصرف شد. صلیبیون در تابستان گرم به لشکرکشی طولانی خود در آسیای صغیر ادامه دادند. پس از آن، محاصره طولانی انطاکیه آغاز شد که از اکتبر 1097 آغاز شد و تا ژوئن 1098 ادامه یافت . این محاصره تنها پس از باز شدن دروازهها توسط یک سرباز ارمنی برداشته شد. صلیبیون پس از ورود به شهر، قتل عام جمعیت مسلمان و تخریب مساجد را آغاز کردند. اگرچه یک ارتش بزرگ مسلمان به سمت انطاکیه حرکت کرد، صلیبیون آنها را در 28 ژوئن شکست دادند . در همین حال، صلیبیون با سوءاستفاده از این واقعیت که حاکم ارمنی ادسا ، که یک یونانی بود، از جمعیت ارمنی محلی حمایتی دریافت نمیکرد ، او را کشتند و اولین دولت خود را ایجاد کردند . پس از انطاکیه، صلیبیون خسته، شهرهای ساحلی را یکی پس از دیگری تصرف کردند و در 7 ژوئن 1099 تنها با نیمی از قدرت اولیه خود به اورشلیم رسیدند.
صلیبیون پس از رسیدن به اورشلیم ، با مقاومت سرسختانه یهودیان و مسلمانان روبرو شدند. با این حال، آنها ناموفق بودند و در 15 ژوئیه 1099 صلیبیون وارد شهر شدند. همانند انطاکیه، قتل عام مسلمانان و یهودیان و تخریب مساجد در اینجا آغاز شد. یک منبع میگوید که «انزوا و ترس» که فرانکها (صلیبیون) تا این حد دور از سرزمین مادری خود احساس میکردند، این اقدامات و همچنین آدمخواری در محاصره معره در سال 1098 را توضیح میدهد. اولین جنگ صلیبی منجر به ایجاد تعدادی از پادشاهیهای صلیبی شد: پادشاهی اورشلیم ، دوکنشین انطاکیه ، شهرستان ادسا و شهرستان طرابلس . بزرگترین آنها پادشاهی اورشلیم بود ، جایی که 120،000 صلیبی (عمدتاً فرانسوی زبان) بر 350،000 مسلمان، یهودی و اعضای کلیسای ارتدکس بومی که از قبل از فتوحات اعراب در آنجا زندگی میکردند، حکومت میکردند.
صلیبیون همچنین تلاش کردند شهر ساحلی صور، واقع در لبنان امروزی، را تصرف کنند. ساکنان مسلمان صور از زهرالدین، والی دمشق ، کمک خواستند و قول دادند که به او تسلیم شوند. هنگامی که زهرالدین صلیبیون را شکست داد، ساکنان شهر از تسلیم شدن به او خودداری کردند و زهرالدین گفت:
آنچه انجام دادم، برای خدا و مسلمانان انجام دادم، نه برای ثروت یا قدرت.
به طور کلی، به دلیل درگیریهای داخلی، مسلمانان در ابتدا مقاومت ضعیفی در برابر صلیبیون نشان دادند. با این حال، به تدریج مسلمانان شروع به اتحاد کردند و در سال 1144 ، تحت رهبری امیر زنگی، شهر ادسا در بینالنهرین ارمنستان را که زمانی پررونق بود، از صلیبیون تصرف کردند . این اولین شهری در خاورمیانه بود که توسط صلیبیون تصرف شد و اولین شهری بود که توسط مسلمانان بازپس گرفته شد. پس از تصرف ادسا، پاپ جنگ صلیبی دوم را ترتیب داد .
مهمترین پیامد جنگ صلیبی اول، آزادسازی اورشلیم و ایجاد تعدادی از کشورهای صلیبی در شام بود . پیامد مهم دیگر، تشدید روابط تجاری بین اروپا و خاور نزدیک و آسیا بود. با این حال، جنگ صلیبی اول پیامدهای منفی نیز داشت. از جمله آنها این بود که جنگ صلیبی اول منجر به آزار و اذیت یهودیان در اروپا شد و جنگهای صلیبی جدیدی در اروپای شرقی علیه نمایندگان کلیسای ارتدکس شرقی آغاز شد.
در قرن سیزدهم ، و به ویژه پس از سقوط نهایی عکا در سال ۱۲۹۱ و نابودی نهایی فرقه کاتار در نتیجه جنگ صلیبی آلبیگنسی، پاپ از صلیبیون برای تأمین منافع خود در سراسر اروپای کاتولیک استفاده کرد.
برای تضمین جان و مال زائران، تعدادی فرقه روحانی و شوالیهای ایجاد شد. از جمله این فرقهها میتوان به هوسپیتالرها ، تمپلارها و بعدها شوالیههای توتونی اشاره کرد .
آخرین فرقه صلیبی باقی مانده در شام، فرقه هوسپیتالر بود که پس از سقوط عکا توانست جزیره رودس را در اختیار داشته باشد و در قرن شانزدهم به مالت رانده شد و سرانجام در سال ۱۷۹۸ توسط ناپلئون بناپارت نابود شد .
پس از جنگ صلیبی اول، مجموعهای از لشکرکشیهای کوچکتر و ناموفق رخ داد که در نهایت با شکست ترکان سلجوقی در سال ۱۱۰۱ میلادی به اوج خود رسید. لشکرکشی سال ۱۱۰۱ میلادی را میتوان پاسخی به جنگ صلیبی اول دانست.
زیگوارد اول نروژی اولین پادشاه اروپایی بود که شخصاً در جنگهای صلیبی شرکت کرد. او در مجموعهای از نبردها در اسپانیا شرکت کرد و پس از آن به پادشاه اورشلیم در سرزمین مقدس پیوست تا در محاصره صیدا شرکت کند.
پس از آن، دوران صلح با تصرف ادسا توسط مسلمانان دنبال شد. جنگ صلیبی دوم سازماندهی شد. صلیبیون فرانسوی و آلمانی جنوبی، به ترتیب به رهبری لویی هفتم و کنراد سوم، در سال 1147 به اورشلیم رسیدند ، اما نتوانستند به پیروزیهای بزرگی دست یابند. نقشههای آنها برای تصرف دمشق نیز شکست خورد. با این حال، در آن سوی مدیترانه، جنگ صلیبی دوم مزایای زیادی به همراه داشت. برخی از صلیبیون در پادشاهی پرتغال توقف کردند ، به آفونسو اول پرتغال پیوستند و لیسبون را در سال 1147 از مسلمانان بازپس گرفتند. بخشی از این گروه همچنین سال بعد به شاهزاده بارسلونا در تصرف تورتوزا کمک کردند. تا سال 1150، امپراتور آلمان و پادشاه فرانسه بدون هیچ موفقیت بزرگی از سرزمین مقدس بازگشتند. آلمانیهای شمالی و دانمارکیها در طول جنگ صلیبی وندیش در سال 1147 به حملهوندها که آن هم ناموفق بود.
در سال 1187 ، صلاحالدین، سلطان جدید مصر ، اورشلیم را در نبرد حطین فتح کرد . بنابراین، پس از تقریباً یک قرن وقفه، شهر بار دیگر به دست مسلمانان افتاد. پس از تسلیم اورشلیم، صلاحالدین در ازای پولی که از صلیبیون دریافت کرده بود، از آسیب رساندن به جمعیت مسیحی خودداری کرد و کلیساها را ویران نکرد. علاوه بر این، او تمام ضمانتهایی را که حضرت محمد (ص) به ارامنه و مسیحیان به طور کلی داده بود، مجدداً تأیید کرد. برنارد، خزانهدار امپراتور فردریک اول سیکامور، در کتاب وقایعنامه خود، تصرف اورشلیم توسط صلاحالدین را اینگونه توصیف میکند :
«صلاحالدین از اشکلون برای تصرف اورشلیم حرکت کرد. روز بعد، او شهر را محاصره کرد. با این حال، قبل از شروع عملیات نظامی، به ساکنان شهر پیشنهاد داد که بدون جنگ تسلیم او شوند. ساکنان اورشلیم پاسخ دادند که او میتواند هر کاری که میخواهد انجام دهد، اما آنها شهر را تسلیم نخواهند کرد. سپس صلاحالدین دستور داد تا برای حمله آماده شوند. ساکنان نیز خود را مسلح کردند و علیه ساراسنها (مسلمانان) جنگیدند. مسلمانان به خندق رسیدند، حفارها را آنجا پایین آوردند و نردبانهایی را در برابر دیوارها ساختند. در عرض دو روز، ۱۵ ذراع زیر دیوارها حفر کردند. با کندن و تکیه دادن الوارها به دیوارها، آتش روشن کردند و در قسمتهای حفر شده، دیوار فرو ریخت. سپس مسیحیان برای مشورت جمع شدند... و از یکی از بارونهای ارشد، بالیان ایبلین، خواستند که نزد صلاحالدین برود و شرایط را بپرسد. او رفت و مذاکرات را آغاز کرد... بالیان برای سومین بار نزد صلاحالدین رفت. برای کسانی که میتوانستند آن را بپردازند، دیهای تعیین شد و تمام اموال باقیمانده، منقول یا غیرمنقول، میتوانستند با خود ببرند و هیچ کس نمیتوانست جلوی آنها را بگیرد. وقتی همه چیز حل و فصل شد، صلاحالدین مهلت داد تا اموال را بفروشند و آن را گرو بگذارند تا دیه پرداخت شود. ۵۰ روز مهلت داده شد و هر کسی که پس از آن در شهر باقی بماند، با تمام داراییهایش به صلاحالدین تعلق خواهد داشت. صلاحالدین قول داد که وقتی مسیحیان شهر را ترک کردند، دستور دهد که آنها را با خیال راحت به یک سرزمین مسیحی ببرند...وقتی همه چیز به این ترتیب قطعی شد، بالیان از صلاح الدین خداحافظی کرد و به شهر بازگشت... همه جمع شدند و بالیان آنچه را که اتفاق افتاده بود برایشان تعریف کرد. آنها اعمال او را تأیید کردند، زیرا او نمیتوانست بهتر از این عمل کند. سپس کلیدهای شهر را برای صلاح الدین فرستادند و او با دریافت آنها بسیار خوشحال شد.»
صلاحالدین در منابع مسیحی و مسلمان به عنوان مردی که «همیشه به قول خود عمل میکرد» به یاد آورده میشود. پیروزیهای صلاحالدین اروپا را شوکه کرد. پاپ جنگ صلیبی جدیدی را به رهبری قدرتمندترین پادشاهان آن زمان آغاز کرد: فیلیپ دوم زیبا (از فرانسه)، ریچارد اول شیردل (از انگلستان) و فردریک بارباروسا (از امپراتوری مقدس روم). به همین دلیل، جنگ صلیبی سوم گاهی اوقات «جنگ صلیبی پادشاهان» نامیده میشود. شاهزاده ارمنی کیلیکیه ، لئو دوم، تصمیم گرفت از فرصت استفاده کند و میخواست در ازای کمک فردریک، تاجی از او دریافت کند. اگرچه فردریک هنگام عبور از رودخانهای در کیلیکیه غرق شد، اما این مانع از تاجگذاری لئو به عنوان پادشاه کیلیکیه در 6 ژانویه 1198 نشد. در سال 1190 ریچارد قبل از رسیدن به سرزمین مقدس، قبرس را در سال 1191 از بیزانسیها تصرف کرد و یک پادشاهی صلیبی تأسیس کرد. قبرس تا سال 1571 در دست مسیحیان باقی ماند ، زمانی که امپراتوری عثمانی این جزیره را از ونیز گرفت. پس از یک محاصره طولانی، ریچارد شیردل شهر ساحلی عکا را بازپس گرفت. پس از بازپس گیری عکا در سال 1191 ، فیلیپ با یک ارتش فرانسوی بازگشت. صلیبیون به سمت جنوب حرکت کردند. آنها مسلمانان را در ارسوف شکست دادند ، بندر یافا را بازپس گرفتند و به حومه اورشلیم نزدیک شدند. با این حال، ریچارد احساس کرد که پس از تصرف اورشلیم، قادر به حفظ آن نخواهد بود، زیرا بیشتر صلیبیون بازخواهند گشت. بنابراین، ریچارد شیردل پیمانی با صلاح الدین ایوبی منعقد کرد که بر اساس آن، زائران مسیحی اجازه داشتند به مدت سه سال از اورشلیم بازدید کنند. عکا به عنوان پایتخت جدید پادشاهی اورشلیم اعلام شد . صلیبیون بدون بازپس گیری اورشلیم به اروپا بازگشتند.
ریچارد قصد داشت به اروپا بازگردد و یک جنگ صلیبی جدید ترتیب دهد. با این حال، کشتیهای او در نزدیکی اتریش غرق شدند و دشمنش لئوپولد پنجم او را به اسارت گرفت. ریچارد بعداً به انگلستان بازگشت ، اما در نبرد کشته شد. هنری ششم، امپراتور مقدس روم، در سال ۱۱۹۷ آماده سازماندهی یک جنگ صلیبی جدید بود ، اما در همان سال بر اثر مالاریا درگذشت .
جنگ صلیبی چهارم توسط پاپ در سال ۱۲۰۲ آغاز شد. در اینجا گزیدهای از پیام پاپ آمده است:
«در حالی که در آرزوی آزادسازی سرزمین مقدس از دست کفار هستیم... ما متعهد میشویم که... ظرف یک سال از ماه ژوئن امسال... تمام کسانی که قصد دریانوردی در آن سوی دریا را دارند، در پادشاهی سیسیل گرد هم آیند... در آن زمان ما نیز... قصد داریم شخصاً به آنجا برسیم تا ارتش مسیحی، با توصیه و کمک ما، مستقر و اعزام شود... ما آرزو داریم و دستور میدهیم... که همه کسانی که شخصاً برای کمک به سرزمین مقدس نیامدهاند، تعداد کافی سرباز فراهم کنند و هزینههای لازم را برای سه سال، هر کدام بر اساس توانایی خود، تقبل کنند... ما مقرر کردهایم... که همه روحانیون... یک بیستم از درآمد کلیسا را به مدت سه سال به عنوان کمک به سرزمین مقدس ارائه دهند... ما از لحظهای که صلیبیون عازم لشکرکشی خود میشوند، امتیازات ویژهای به آنها اعطا میکنیم. آنها از انواع مالیات و تعهدات معاف هستند. جان و مال آنها... تحت حمایت پطرس مقدس و ما است...از آنجا که برای چنین اقدامی، به ویژه ضروری است که شاهزادگان و مردمان مسیحی صلح را حفظ کنند، ما، به پیشنهاد شورای مقدس کلیسایی، مقرر کردهایم که صلح جهانی در سراسر جهان حداقل به مدت چهار سال حفظ شود.»
و از آنجایی که برای همه مشخص شد که دشمن اصلی دولتهای صلیبی مصر است ، تصمیم گرفته شد که از طریق مصر به سرزمین مقدس حمله شود. با این حال، صلیبیون پول کافی برای پرداخت هزینه کشتی و تدارکات به جمهوری ونیز نداشتند . در آن زمان، انریکو داندولو، دوک ونیز، به صلیبیون پیشنهاد داد که در ازای پول، شهر مسیحی زادار را تسخیر کنند. و پس از آن، از آنجا که قسطنطنیه رقیب اصلی ونیز بود، دوک توانست صلیبیون را متقاعد کند که علیه بیزانس مسیحی لشکرکشی کنند . رهبران جنگ صلیبی تصمیم گرفتند به قسطنطنیه لشکرکشی کنند و نامزد خود را بر تخت سلطنت بنشانند. پس از چند نبرد و تصرف قسطنطنیه در سال ۱۲۰۴ ، صلیبیون امپراتوری لاتین را ایجاد کردند ، که به دلیل انجام مراسم مذهبی به زبان لاتین و چندین دولت کوچک صلیبی دیگر به این نام خوانده میشد. این وقایع، جدایی نهایی بین کلیساهای ارتدکس شرقی و کاتولیک غربی محسوب میشوند.
جنگ صلیبی آلبیگنسی در سال 1209 با هدف ریشه کن کردن فرقه کاتار در جنوب فرانسه آغاز شد. این جنگ حدود یک دهه طول کشید و نه تنها به مشکلات این فرقه، بلکه به سیاستهای توسعهطلبانه شمال فرانسه نیز مربوط میشد. در نهایت، کاتارها از جنوب فرانسه بیرون رانده شدند.
جنگ صلیبی کودکان با جنگهای صلیبی سال ۱۲۱۲ شناخته میشود. همه چیز با این واقعیت آغاز شد که تعداد زیادی از کودکان فرانسوی و آلمانی تصمیم گرفتند سرزمین مقدس را به تنهایی آزاد کنند. پاپ آنها را برگزیدگان خدا میدانست و امیدوار بود که از بزرگسالان موفقتر باشند. فرمانده ارتش فرانسه، استفان، رهبری ۳۰۰۰۰ کودک و فرمانده شاخه آلمانی، نیکلاس، رهبری ۷۰۰۰ کودک را بر عهده داشتند. هیچ یک از کودکان به سرزمین مقدس نرسیدند: برخی بر اثر غرق شدن کشتی و گرسنگی جان باختند و برخی دیگر در مصر به بردگی فروخته شدند .
کلیسا، در شورای لاتران در سال ۱۲۱۵ ، طرحی برای آزادسازی سرزمین مقدس تدوین کرد. در گام اول، صلیبیون اتریش و مجارستان به صلیبیون پادشاه اورشلیم و دوکنشین انطاکیه پیوستند و اورشلیم را بازپس گرفتند . در گام دوم، آنها در سال ۱۲۱۹ شهر دمیاط در مصر را تصرف کردند ، اما به درخواست کلیسا به قاهره نقل مکان کردند . در مسیر، به دلیل کمبود غذا مجبور به بازگشت شدند و حمله شبانه حاکم مصر به صلیبیون سرانجام آنها را خسته کرد و صلیبیون به زودی تسلیم شدند. حاکم مصر، الکامل، پیمان صلح هشت ساله با اروپا منعقد کرد.
الکامل برای هر مسیحی که نزد او آورده میشد، یک سکه طلای بیزانسی جایزه تعیین کرد. در سال ۱۲۱۹ ، سنت فرانسیس از مرز مصر عبور کرد تا با الکامل صحبت کند. او و همراهش، ایلومیناتوس، دستگیر و به الکامل آورده شدند. الکامل مجذوب سنت فرانسیس شد و مدتی را با او گذراند. سنت فرانسیس به زودی آزاد شد.
فردریک دوم در طول سلطنت خود وعدههای زیادی برای حمله به سرزمین مقدس داده بود، اما تنها پس از آنکه پاپ او را به دلیل عمل نکردن به این وعدهها تکفیر کرد، فردریک در سال ۱۲۲۸ لشکرکشی جدیدی را ترتیب داد . او خیلی زود با ارتش خود در عکا پیاده شد و به لطف دیپلماسی به موفقیت بیسابقهای دست یافت: اورشلیم ، ناصره و بیتلحم به مدت ده سال به صلیبیون بازگردانده شدند.
پس از شکست فردریک در فتح مصر در سال 1229، او با القاملی پیمان صلحی منعقد کرد. طبق مفاد این پیمان، بیشتر پادشاهی سابق اورشلیم به صلیبیون واگذار شد، به استثنای چند مسجد که قرار بود تحت کنترل مسلمانان قرار گیرند. این صلح حدود 10 سال دوام آورد. مسلمانان به زودی از تصمیمات القاملی ناراضی شدند و پس از محاصره اورشلیم در سال 1244 ، شهر را بازپس گرفتند.
در سال ۱۲۴۳ ، درگیری بین شوالیههای معبد و مسلمانان درگرفت. در نتیجه نبرد غزه، ظرف ۴۸ ساعت، بیشتر ارتش صلیبی نابود شد. بسیاری از مورخان این رویداد را به عنوان آغاز پایان دوران صلیبیها در سرزمین مقدس ثبت میکنند. پادشاه لویی نهم فرانسه، جنگ صلیبی را ترتیب داد که از سال ۱۲۴۸ تا ۱۲۵۴ ادامه یافت و با شکست پایان یافت. او بقیه عمر خود را در کاخ سلطنتی در عکا گذراند.
جنگ صلیبی هشتم دوباره توسط شاه لویی نهم فرانسه در سال ۱۲۷۰ سازماندهی شد . او میخواست به صلیبیون در سوریه کمک کند . با این حال، او در ابتدا به تونس لشکرکشی کرد و دو ماه بعد در آنجا درگذشت. لویی بعداً به دلیل اقداماتش قدیس شناخته شد. جنگ صلیبی هشتم گاهی به عنوان هفتمین جنگ صلیبی شمرده میشود، زیرا جنگهای صلیبی ششم و هفتم گاهی اوقات یک جنگ صلیبی واحد در نظر گرفته میشوند. جنگ صلیبی نهم نیز گاهی اوقات به عنوان ادامه جنگ صلیبی هشتم شمرده میشود.
ادوارد، پادشاه آینده انگلستان، در سال 1271 سلسله لشکرکشیهایی را علیه بربرها رهبری کرد . با این حال، پس از مرگ لویی نهم، پادشاه فرانسه، این جنگ صلیبی نیز با شکست پایان یافت. این آخرین جنگ صلیبیها در خاورمیانه بود.
بعدها، صلیبیون که از مملوکها شکست خوردند، امید خود را به مغولها بستند که با مسیحیان رفتار نسبتاً خوبی داشتند. برخی از لشکرکشیهای مغولها توسط فرانکها برنامهریزی شده بود. علاوه بر صلیبیها، ارمنستان کیلیکیه نیز به مغولها امید داشت. نمونه بارز این امر میتواند پیمان امضا شده بین هتوم اول و مانگو خان و این واقعیت باشد که ارمنیهای کیلیکیه تا آغاز قرن چهاردهم به مغولها در برابر مملوکها کمک نظامی میکردند . اگرچه مغولها موفق شدند به دمشق برسند ، اما آنها و صلیبیها همکاری خوبی نداشتند، که این امر به وضوح در نبرد عین جالوت در سال ۱۲۶۰ نشان داده شد . به زودی مملوکها، به همراه بربرها، توانستند کل سرزمین مقدس را از وجود مغولها و صلیبیها پاکسازی کنند. یکی پس از دیگری، آخرین دژهای صلیبیها سقوط کرد. انطاکیه در سال 1268 ، طرابلس در سال 1289 و عکا در سال 1291 ، و بدین ترتیب دوران صلیبیون در خاورمیانه پایان یافت.
جزیره ارواد، در سه کیلومتری ساحل سوریه، برای مدت کوتاهی توسط شوالیههای معبد اشغال شد تا اینکه در ۲۶ سپتامبر ۱۳۰۲ توسط مملوکها تصرف شد . آخرین پادشاهی قدرتمند مسیحی در خاور نزدیک، پادشاهی ارمنی کیلیکیه ، تا زمان فتح سیس توسط مملوکها در سال ۱۳۷۵ پابرجا ماند . فرقه شوالیههای هوسپیتالر جزیره رودس را تا سال ۱۵۲۲ در اختیار داشت. بعدها، شاخهای از هوسپیتالرها مالت را تصرف کردند و تا زمان سرکوب آنها توسط ناپلئون بناپارت در سال ۱۷۹۸ در آنجا حکومت کردند. قبرس تا زمان فتح توسط جمهوری ونیز در سال ۱۵۷۰ تحت حکومت لوسیگنانها باقی ماند .
جنگهای صلیبی بالتیک ، به رهبری شوالیههای توتونی و با رهبری صلیبیون آلمانی، با هدف تغییر دین همه بتپرستان منطقه به مسیحیت انجام شد. این جنگهای صلیبی از قرن سیزدهم تا شانزدهم میلادی رخ داد. در طول جنگ صلیبی پروس ( قرن سیزدهم)، توتونها، پروسیهای مسیحی و اسلاوها علیه پروسیهای به اصطلاح قدیمی (بتپرست) جنگیدند.
بین سالهای ۱۱۹۸ تا ۱۲۹۰، توتونها با کمک پادشاهیهای دانمارک و سوئد، بیشتر مردمان ساکن در امتداد ساحل دریای بالتیک را مسیحی کردند.
شوالیههای توتونی همچنین تلاش کردند تا روسیه ارتدکس را فتح کنند ، اما موفق نشدند. بعدها، سوئدیها بدون رضایت پاپ ، مجموعهای از جنگهای صلیبی را علیه روسها آغاز کردند .
فتح فنلاند توسط سوئد از طریق سه جنگ صلیبی انجام شد: اولین جنگ در سال ۱۱۵۵ ، دومین جنگ در سال ۱۲۴۹ و سومین جنگ در سال ۱۲۹۳. جنگ اول احتمالاً صرفاً یک افسانه است که برای تاریخگذاری فتح فنلاند به قبلتر بافته شده است. جنگ دوم منجر به فتح جنوب غربی فنلاند شد.
کاوشها نشان میدهد که فنلاند پیش از جنگهای صلیبی عمدتاً مسیحی بوده است، و بنابراین جنگهای صلیبی صرفاً ماهیتی فاتحانه داشتهاند و در قرن نوزدهم توسط مورخان ملیگرای سوئدی و فنلاندی به این نام خوانده میشدند.
در طول جنگ صلیبی دوم، ساکسونها و دانمارکیها در سال ۱۱۴۷ علیه اسلاوهای پولابیایی جنگیدند. این لشکرکشی بعدها جنگ صلیبی وندیک نامیده شد.
در سالهای ۱۲۳۲ تا ۱۲۳۴ ، لشکرکشیای علیه استدینگرها آغاز شد. این جنگ صلیبی از این جهت جالب بود که استدینگرها نه بدعتگذار بودند و نه بتپرست، بلکه کاتولیک بودند. با این حال، آنها بهطور دورهای به اسقفنشین محلی حمله میکردند، به همین دلیل پاپ روم در سال ۱۲۳۲ جنگ صلیبی ترتیب داد. استدینگرها در سال ۱۲۳۴ شکست خوردند .
جنگ صلیبی آراگون، جنگی صلیبی بود که توسط پاپ علیه پتر کبیر، پادشاه آراگون، سازماندهی شد و از سال ۱۲۸۴ تا ۱۲۸۵ میلادی ادامه یافت .
جنگ صلیبی اسکندریه، یک جنگ صلیبی در مقیاس کوچک علیه اسکندریه مسلمان بود که در اکتبر ۱۳۶۵ توسط پادشاه پتر اول قبرس سازماندهی شد. با این حال، او به جای منافع مذهبی، منافع اقتصادی را دنبال میکرد.
جنگ صلیبی مهدیان، لشکرکشی مشترک فرانسوی-جنوایی در سال ۱۳۹۰ میلادی علیه دزدان دریایی مسلمان شمال آفریقا و پایگاه نظامی اصلی آنها در مهدیه بود.
در قرنهای ۱۴ تا ۱۷ میلادی، اروپا به طور جدی توسط امپراتوری عثمانی تهدید میشد . برای مقابله با امپراتوری رو به گسترش عثمانی در اروپا، چندین جنگ صلیبی در قرن ۱۵ میلادی سازماندهی شد . مهمترین آنها عبارتند از:
جنگ صلیبی نیکوپولیس (۱۳۹۶) توسط پادشاه مجارستان رهبری شد و به نبرد نیکوپولیس انجامید.
جنگ صلیبی وارنا (۱۴۴۴) توسط پادشاهان مجارستان و لهستان رهبری شد و با نبرد وارنا پایان یافت.
در سال ۱۲۵۹ ، مغول-تاتارها لیتوانی و لهستان را فتح کردند. در قرن چهاردهم، توختامیش خان، اردوی سفید و آبی را متحد کرد تا اردوی طلایی را تشکیل دهد. اردوی طلایی غیرقابل توقف به نظر میرسید، اما در سال ۱۳۸۹ ، توختامیش تصمیم فاجعهباری برای شورش علیه استاد سابق خود، تیمور کبیر، گرفت . لشکرهای تیمور به جنوب روسیه حمله کردند و اقتصاد اردوی طلایی را ویران کردند.
پس از شکست در جنگ، توقتمیش از سلطنت خلع شد و لنک تیمور، تیمور-کوتلوغ خان و امیر ادیگو را به جای او به عنوان حاکم اعلام کرد. در آن زمان، توقتمیش از شاهزادگان روس درخواست کمک کرد و به زودی ارتش بزرگی متشکل از روسها، لهستانیها، لیتوانیاییها، مغولها و شوالیههای توتونی به کمک او شتافتند.
در سال ۱۳۹۸ ، این ارتش عظیم به سمت مولداوی حرکت کرد و سرزمینهایی از رودخانه دنیپر تا شمال کریمه را فتح کرد . با الهام از این پیروزیها، فرماندهان ارتش و پاپ این لشکرکشی را «جنگ صلیبی علیه تاتارها» نامیدند. این ارتش بار دیگر در سال ۱۳۹۹ به قلمرو اردوی طلایی حمله کرد . اگرچه ارتش متفقین توپ داشت، اما شکست سختی از نیروهای ادیگی متحمل شد. و تاتارهای پیروز، کیف را محاصره کردند . همانطور که یکی از معاصران نوشت:
و خون مسیحیان مانند آب بر دیوارهای کیف جاری شد.
کمی بعد، تیمور-کوتلق بر اثر جراحات وارده در نبرد درگذشت و توقتمیش نیز توسط هواداران خود کشته شد.
جنگ صلیبی هوسیها یا جنگ هوسیها از سال ۱۴۲۰ تا ۱۴۳۴ میلادی علیه پیروان یان هوس در بوهمیا رخ داد . این جنگ اولین جنگ در تاریخ اروپا بود که در آن از توپ استفاده شد. مزیت اصلی هوسیها پیادهنظام سبک آنها به جای شوالیههای سنگین اسلحه بود که به آنها اجازه میداد حریفان از نظر عددی برتر را شکست دهند.
پادشاهی اورشلیم از جنوب توسط سلطنت مصر و از شرق توسط سلجوقیان تهدید میشد. برای محافظت از دولت، فرقههای روحانی و شوالیهگری متعددی تأسیس شدند. اعضای آن هم راهبان و هم شوالیهها بودند. آنها سوگند یاد میکردند که فقیر باشند، مسیحیت را گسترش دهند ، مجرد بمانند و با کفار بجنگند.
اولین فرقه، فرقه هوسپیتالر نام داشت. تأثیرگذارترین آنها فرقه تمپلارها(خادمان بینوای مسیح-سواران معبد) بود. در قرن دوازدهم، آلمانیها فرقه تتونیک(شوالیههای توتونیک یا آلمانی) را تأسیس کردند. این فرقهها نقش مهمی در دفاع از سرزمین مقدس ایفا کردند.
شکست جنگهای صلیبی در درجه اول به دلیل ماهیت قوی فئودالی (فئودالی) دولتهای صلیبی بود. اتحاد برای مبارزه موفقیتآمیز با مسلمانان ضروری بود، اما در عوض صلیبیون تکهتکه شدن فئودالی را با خود به شرق آوردند. وابستگی ضعیف فئودالی امیرنشینهای اصلی (ادسا، طرابلس، انطاکیه) به ارباب اصلی فئودال، پادشاه اورشلیم، به پادشاه اورشلیم قدرت لازم برای مبارزه با مسلمانان را نمیداد. عیب دیگر این بود که، به جز چند مورد استثنا، اکثر امیرنشینها میخواستند قلمرو خود را به قیمت همسایگانشان گسترش دهند. علاوه بر این، اندکی پس از تأسیس دولتهای صلیبی، آنها با سایر دولتهای مسیحی، امپراتوری بیزانس و ارمنستان کیلیکیه وارد درگیری شدند که نیروهای طرفین درگیر را خسته کرد . و حاکمان امپراتوری مقدس روم و پاپها و دولتهای صلیبی فقط مناطق ساحلی را اشغال کردند که برای جنگیدن با مسلمانان بسیار کوچک بود. صلیبیون به جمعیت محلی ارمنی یا آشوری اعتماد نداشتند و در عوض به کاتولیکهای اروپای غربی متکی بودند. با این حال، اروپا بسیار دور بود و حتی کسانی که برای زیارت به سرزمین مقدس آمده بودند ، به خانه بازگشتند.
برخی از عناصر جنگهای صلیبی از اوایل سال ۱۰۹۵ به شدت مورد انتقاد قرار گرفتند. برای مثال:
هر کس (از مسلمانان) که زنده ماند، به همراه فرزندانشان، به طور فزایندهای از مسیحیان متنفر شد.- راجر بیکن
با وجود انتقادات، جنگهای صلیبی در اروپا و پس از سقوط عکا در سال ۱۲۹۱ ادامه یافت . بعدها، جنگهای صلیبی نیز مورد انتقاد قرار گرفتند. برای مثال، در دهه ۱۹۵۰، سر استفن رانسیمن(نویسنده مشهور کتاب مفصل سهجلدی جنگهای صلیبی) نوشت:
«ارزشهای والا با ظلم و طمع لکهدار شدند... جنگ مقدس چیزی بیش از یک عمل طولانی مدت عدم تحمل نبود».
ایجاد فرقههای شوالیهای روحانی به ویژه مورد انتقاد قرار گرفت، زیرا با قوانین کلیسا در تضاد بود. این واقعیت که صلیبیون، علیرغم سوگند وفاداری به الکسیوس اول کومننوس ، پس از تصرف اورشلیم ، دولتهای «لاتین» خود را ایجاد کردند نیز به شدت مورد انتقاد قرار گرفت.
«پس از چند درگیری، گادفری به امپراتور سوگند یاد کرد که سرزمینهای فتحشده از مسلمانان را به بیزانس تحویل دهد.»
جنگ صلیبی چهارم نیز مورد انتقاد قرار گرفته است، زیرا به جای حمله به مسلمانان، صلیبیون به دولت مسیحی بیزانس حمله کردند.
جنگهای صلیبی در آثار محققان ارمنی نیز مورد انتقاد قرار گرفتهاند .
برای مثال، مانول زولالیان در اثر خود «پرسشهایی از تاریخ مردم ارمنستان به روایت نویسندگان اروپایی قرنهای ۱۳ تا ۱۸» مینویسد:
صلیبیون، شرق افسانهای را به روی بازرگانان و تجار اروپایی گشودند، که فرهنگ مادی و ادبی آنها نه تنها از کشورهای اروپای غربی پایینتر نبود، بلکه از برخی جهات از آنها پیشی میگرفت. صلیبیون در شرق ظاهر شدند، نه برای آزادسازی اماکن مقدس مسیحی و مسیحیان شرقی، همانطور که برخی از مورخان ارمنی در آن زمان سادهلوحانه فکر میکردند، بلکه برای غارت منطقه. حاکمان ارمنی کیلیکیه، که فریب موعظههای مسیحی صلیبیون را خورده بودند، به آنها املاک گسترده و مجوزهای مختلف در تجارت و سایر زمینهها اعطا کردند. ماجراجویان صلیبی که به تدریج مواضع خود را در کیلیکیه تقویت میکردند، حتی از غارت قلعههای شاهزادگان ارمنی کیلیکیه نیز دست نکشیدند و در قرنهای بعد، نمایندگان جهان کاتولیک از ارمنیان کیلیکیه خواستند که تسلیم کلیسای روم شوند، از نظر معنوی با آنها جذب شوند و حتی زبان مادری خود را رها کنند. شوالیههای صلیبی در طول قرنها حضور خود در شرق، نه تنها هیچ کمکی به تقویت دولت ارمنی کیلیکیه نکردند، بلکه برعکس، از هر نظر به تضعیف و زوال سیاسی آن کمک کردند.
- مانول زولالیان
جنگهای صلیبی تأثیر عمیقی بر اروپای قرون وسطی داشتند . در آن زمان، دستگاه پاپ در اروپا قدرتمند بود، اما در اواخر قرن چهاردهم ، عمدتاً در نتیجه جنگهای صلیبی، دولت-ملتها در اروپا شروع به شکلگیری کردند، مانند انگلستان ، فرانسه ، اسپانیا و پرتغال .
اگرچه فرهنگ مسلمانان از زمان فتوحات اعراب در شبه جزیره ایبری و سیسیل با فرهنگ اروپایی در تماس بوده است ، اما دانش مسلمانان در زمینههای علوم، پزشکی و نجوم توسط صلیبیون به اروپا آورده شد.
علاوه بر این، صلیبیون راه را برای رسیدن فرهنگ اروپایی به آسیا هموار کردند .
صلیبیون تجارت بین شرق و غرب را که قرنها متوقف شده بود، از سر گرفتند؛ شوالیههای غربی، که در متمدنترین کشورهای آسیایی بودند، با داستانهای جدید به سرزمین خود بازگشتند... و مسیحیت نیز به لطف صلیبیون جهانی شد.
در کنار تجارت، اعراب اکتشافات بسیاری (از جمله در زمینههای جبر ، اپتیک و مهندسی) را به اروپا آوردند.
تهاجم صلیبیون آلمانی مانع از ایجاد لیتوانی بزرگ که شامل کل حوزه دریای بالتیک میشد ، شد و لیتوانیاییها مجبور شدند در جستجوی متحدان جدید به شرق روی آورند. جنگهای صلیبی شمالی همچنین بیشتر اسلاوهای بتپرست را مسیحی کرد.
جنگ صلیبی آلبیگنسی فرقه کاتار را از بین برد، ارتباط بین شمال و جنوب فرانسه را تقویت کرد و فرانسه و کاتالونیا را به هم نزدیکتر کرد.
جنگهای صلیبی بسیاری از جادههایی را که از زمان امپراتوری روم مورد استفاده قرار نگرفته بودند، بازسازی کردند . جنگهای صلیبی همچنین به آغاز رنسانس کمک کردند ، زیرا دولتشهرهای ایتالیایی که نیروی محرکه رنسانس بودند، از طریق صلیبیون شروع به ظهور کردند. در نتیجه جنگهای صلیبی، این دولتشهرها شروع به ایجاد مستعمرات در سرزمین مقدس و سرزمینهای فتح شده از بیزانس کردند.
به لطف صلیبیون، کالاهایی که یا بسیار گران بودند یا برایشان ناشناخته بودند، به اروپا آورده شدند. این کالاها شامل ادویه های مختلف، عاج، الماس، ظروف شیشه ای، باروت، پرتقال و موارد دیگر می شد.
صلیبیون با وجود شکست در خاورمیانه، موفق شدند شبه جزیره ایبری را آزاد کرده و پیشرفت اسلام را کند کنند .
به لطف جنگهای صلیبی، اروپای مسیحی متحد شد و توانست تا حدودی در برابر مسلمانان مقاومت کند. اگر صلیبیون نبودند، احتمالاً بسیاری از مناطق اروپا مانند شبه جزیره ایبری، شبه جزیره بالکان و ایتالیا اسلامی میشدند.
پس از قرون وسطی، 700-1000 میلادی ، اروپای غربی در طول قرن یازدهم شروع به گسترش مرزهای خود کرد. تا زمان جنگ صلیبی اول ، ونیز و امپراتوری بیزانس دریای آدریاتیک را از دزدان دریایی مسلمان پاکسازی کرده بودند. وایکینگها، با کمک دولت-شهرهای پیزا و جنوا ، سیسیل را در سالهای 1061-1091 از مسلمانان بازپس گرفتند.
به لطف صلیبیون، مسیر دریایی دریای سیاه-مدیترانه-دریای سرخ از قرن یازدهم به مسیر اصلی تجارت اروپای غربی تبدیل شد و تا ظهور ترکهای عثمانی در اواخر قرن پانزدهم به همین شکل باقی ماند. تصادفی نیست که رنسانس در بزرگترین قدرتهای دریایی آن زمان، ونیز، پیزا و جنوا، آغاز شد که توانستند دانش فراموش شده روم و یونان باستان را از طریق تجارت احیا کنند. تنها در قرن چهاردهم ، با سقوط امپراتوری مغول و فتوحات مملوکها، تجارت اروپا شروع به زوال کرد و سرانجام توسط امپراتوری عثمانی تا کشف آمریکا در سال 1492 نابود شد.
جنگ صلیبی اول به طور غیرمستقیم به نفع مقامات ارمنی بود. جنگ صلیبی اول در زمان سلطنت کنستانتین ، حاکم ارمنستان کیلیکیه، آغاز شد و کنستانتین فرصتی را برای استفاده از صلیبیون برای محافظت از کشور در برابر حملات ترکان سلجوقی و بیزانس دید . برای شاهزادگان روبینی که به تدریج در حال رشد بودند، اتحاد با صلیبیون حداقل در چند دهه اول از اهمیت زیادی برخوردار بود. به لطف صلیبیون بود که سلطنت سلجوقی ایکونیوم و سایر امارتهای مسلمان تضعیف شدند و این امر به ارمنستان کیلیکیه اجازه بقا داد. در نبردهای نیقیه و دوریلئوم، صلیبیون ضربه مهلکی به سلجوقیان وارد کردند و بدین ترتیب تهدید سلجوقیان را برای مدت طولانی از تشکیلات ارمنی حذف کردند و البته با شادی مورد استقبال قرار گرفتند و از مقامات ارمنی کمک دریافت کردند.
به لطف جنگهای صلیبی، لوون دوم توانست خود را پادشاه ارمنی کیلیکیه اعلام کند. علاوه بر این، ارمنستان کیلیکیه بسیاری از ویژگیهای کشورهای اروپای غربی و به ویژه فرانسه را اقتباس کرد و آنها را در خود کیلیکیه به کار برد. بسیاری از اصطلاحات فرانسوی وارد واژگان ارمنی شدند و تا حدودی جایگزین کلمات ارمنی مربوطه شدند ، به عنوان مثال، "mercy" - "thank you" یا "goodstanble" - "فرمانده". از طریق صلیبیون، تجارت بین ارمنیها و دولت-شهرهای ونیز، پیزا و جنوا افزایش یافت.
این همکاری به نفع هر دو طرف، از جمله صلیبیون، بود. به لطف سربازان ارمنی، صلیبیون توانستند پس از محاصرهای طولانی، انطاکیه را تصرف کنند . ارمنیها همچنین به صلیبیون کمک نظامی ارائه دادند؛ به عنوان مثال، تعداد سربازان ارمنی که در تمام ایالتهای صلیبی خدمت میکردند به 10000 نفر رسید که 4000 نفر از آنها سواره نظام بودند. صلیبیون همچنین عناصر زیادی از معماری قلعههای ما، مانند برجهای گرد، را قرض گرفتند. نمونه بارز چنین قلعهای، قلعه کارانافرون در ولز است که ساخت آن در سال 1283 آغاز شد و به همان سبکی ساخته شده است که ادوارد اول هنگام شرکت در جنگهای صلیبی در سرزمین مقدس دیده بود. ارمنیها همچنین با شهرستان همسایه ادسا روابط نزدیکی داشتند، زیرا در قلمرو بینالنهرین تاریخی ارمنستان واقع شده بود و گاهی اوقات شامل برخی از سرزمینهای خود ارمنستان بزرگ میشد و اکثریت جمعیت آن ارمنی بودند . بیشتر شاهزادگان شهرستان ادسا با دختران شاهزادگان ایالت ارمنی کیلیکیه ازدواج کردند. به عنوان مثال، شاهزاده شهرستان ادسا، یوسکلین اول، با دختر شاهزاده کنستانتین اول ازدواج کرد و اولین ملکه پادشاهی اورشلیم نیز ارمنی بود. حتی به دلیل کمبود پرسنل نظامی، طرحی برای آوردن نیروهای ارمنی به پادشاهی اورشلیم وجود داشت. پادشاهی ارمنی کیلیکیه آخرین ایالت مسیحی در کل خاورمیانه مسلمان بود؛ گاهی اوقات آن را "جزیره مسیحی در دریای مسلمانان" مینامیدند. و بیهوده نیست که پاپ گرگوری سیزدهم در سخنرانی خود به کمک ارمنیها به صلیبیون اشاره کرد :
در میان تمام ملتها، باید به ویژه به کمک ارامنه به کلیسای مسیحی توجه کرد، زیرا در زمانی که شاهزادگان مسیحی برای فتح مجدد سرزمین مقدس میرفتند، هیچ ملتی به اندازه ارامنه به مسیحیان کمک نکرد. آنها اسب و غذا در اختیار صلیبیون قرار دادند و آنها را از مکانهای ناشناخته اسکورت کردند. ارامنه در طول جنگهای مقدس با شجاعت و وفاداری فراوان از این سربازان حمایت کردند.
با این حال، هنگامی که صلیبیون خود را تثبیت کردند و واحدهای دولتی خود را تأسیس کردند، به تهدیدی برای امیرنشینهای کوچک ارمنی تبدیل شدند. تقریباً تمام دشت کیلیکیه و سرزمینهای ارمنینشین جهان فرات برای مدت طولانی تحت حکومت امیرنشین انطاکیه و شهرستان ادسا باقی ماندند. علاوه بر این، صلیبیون به سرعت سرزمینهای چندین امیرنشین کوچک ارمنی را نابود و تصرف کردند.
در طول دو جنگ صلیبی اول، صلیبیون از طریق زمینی از طریق امپراتوری بیزانس سفر میکردند. امپراتور در امتداد مسیر صلیبیون، پستهای تجاری ساخته بود. با این حال، صلیبیون قادر به پرداخت قیمتهای بیزانسیها نبودند. آنها به اندازه بیست روز آذوقه و آب برای آسیای صغیر تهیه میکردند. با این حال، حملات ترکها و شرایط خشک، دو نفر از رهبران جنگ صلیبی سوم را مجبور به انتخاب مسیر دریایی کرد. مسیر دریایی سابقه طولانی دارد. در طول قرن یازدهم، انگلیسیها و وایکینگها قبل از رسیدن به سرزمین مقدس، مدتی در شبه جزیره ایبری اقامت داشتند. جالب توجه است که تنها موفقیت جنگ صلیبی دوم، آزادسازی لیسبون بود . در اواخر قرن دوازدهم ، دولتشهرهای ایتالیایی جنوا، پیزا و ونیز شروع به تهیه کشتی برای صلیبیون و زائران کردند. در طول جنگ صلیبی سوم، کشتیهای جنوایی 650 شوالیه و 1300 سوارکار را از ایتالیا به سرزمین مقدس برای پادشاه فرانسه منتقل کردند. تجارت از طریق صلیبیون رونق گرفت. کشتیهای ایتالیایی نه تنها آنها را حمل میکردند، بلکه ابریشم و ادویه را نیز به اروپا میآوردند. ونیز و جنوا برای برتری رقابت میکردند. در نتیجه جنگ صلیبی چهارم، صلیبیون قسطنطنیه را تصرف کردند و به تحریک ونیز، جنواییها را از سرزمینهای بیزانس بیرون راندند. جنوا نیز به نوبه خود از امپراتور سابق میخائیل هشتم حمایت کرد که پس از آزادسازی قسطنطنیه، امتیازاتی را به متحدان خود اعطا کرد.
فرقه صلیبی تمپلارها پایه و اساس سیستم بانکی را بنا نهاد: آنها از شخصی در سوریه پول میگرفتند و به او سندی میدادند که با آن میتوانست آن را در اورشلیم پس بگیرد.
در پایان قرن یازدهم ، جهاد یا جنگ مقدس، اهمیت خود را در میان مسلمانان از دست داده بود؛ صلیبیون در حال تصرف سرزمینهای آنها و از بین بردن حقوقشان بودند، همانطور که با مسیحیان در سیسیل چنین کردند. با این حال، جنگهای صلیبی شروع به متحد کردن مسلمانان و تحریک آنها به جهاد یا جنگ مقدس کرد. نمونه بارز این امر، ایجاد یک دولت متحد مسلمان در مصر در اواسط قرن سیزدهم است . این دولت میخواست مسیحیان، یهودیان و مغولها را از بین ببرد، زیرا از اتحاد آنها میترسید.