
دریانوردی، که عمدتا شامل فعالیت هایی مانند ماهیگیری، دزدی، برده داری، تجارت و سیاحت اکتشافی می شود هرگز شیوه تولید غالب هیچ جامعه ای نبوده است. اما یک شیوه تولید مهم در کنار کشاورزی و دامپروری محسوب می شد. روی آب، یک کشتی ماکتی از یک جامعه طبقاتی بود از کاپیتان کشتی، افسرها در راس گرفته تا خدمه و ملوانان و بردگان. دریانوردی به عنوان یک شیوه تولید جانبی روی افکار طبقات حاکم و مالک، و در نتیجه کل جامعه و سنت و عرف تاثیر بسزایی گذاشته است. برای درک طرز تفکر غربی، یا آنچه ما به این عنوان می شناسیم، کافی است به شیوه تولید دریانوری رجوع کنیم. فقط افراد جاهل ممکن است فکر کنند که شیوه های تولید تاثیری روی طرز تفکر و سنت و عرف مردم ندارد.
انسانها موجوداتی عقلانی نبوده اند و نیستند. روش و شیوه زندگی آنها روی افکارشان تاثیر مستقیم دارد. برای مثال بخش اعظم تفکر ایرانی جماعت را می توان با محیط نیمه بیابانی، شیوه تولید آسیایی، کمبود آب و دور بودن قریه ها از یکدیگر توضیح داد. برای مثال، آنچه ما ایرانی ها را امروز می خنداند و خنده دار به نظر می رسد، شنیدن لهجه و یا دیدن رفتارها و عادات (به نظر ما) عجیب از شهرستانیها، غریبه ها و هرکسی است که از ولایت ما نیست. بنابراین تمام آنچه ما طنز می یابیم، ماحصل فاصله نسبی ولایات ایران به خاطر محیط نیه بیابانی است.
چنین چیزی برای یک دریانورد تاجر نمی تواند خنده دار باشد، چون وی به شنیدن عجیب ترین لهجه ها و فرهنگ ها عادت دارد. این فقط یک مثال است، ولی مطمئن باشید که تمامی رفتارها و فرهنگ و سنن مردم را می توان با شیوه تولید حاکم بر جامعه شان توضیح داد.
به همین نحو، سنت و فرهنگ غربی را می توان با دریانوردی توضیح داد. به غیر از ژاپن، در هیچ کجای دنیای قدیم مانند غرب، شیوه تولید دریانوردی رایج نبوده است. شاید به همین دلیل است که ژاپنی ها اولین ملتی بودند که تفکر و فرهنگ غربیان را پذیرفتند زیرا خود آنها هم مانند غربیان دریانورد بودند.
عمیق ترین و قدیمی ترین اسطوره ها آنها یعنی ایلیاد و اودیسه هومر چیزی جز انعکاس دل نگرانی های یک مشت دریانورد جنگجو و برده دار نیست. دریانوردی حتی اگر یک ماهیگیری ساده در اطراف باشد، ایجاب می کند که مرد دور از خانواده اش باشد، بنابراین اولین دغدغه وی وفاداری همسر در غیاب اوست. همین را در وفاداری پنه لوپه به اولیس با وجود سالها غیاب می بینیم. به همین خاطر هم، دریانوردان یعنی غربی ها نسبت به مسائل جنسی و کنترل زنان مجبور هستند بازتر عمل کنند. آنها مداوما در حال سفر هستند و بنابراین نمی توانند رفتار همسرانشان را کنترل کنند، بنابراین حتی وفاداری هم انتظار بزرگی خواهد بود چه برسد که به کنترل و محصور کردن آنان در خانه مانند آنچه در شرق می بینیم. چندهمسری هم برای یک دریانورد، و برخلاف پارسیان و اعراب بیابانگرد، معنایی ندارد، زیرا آنها مداوما در سفر هستند و داشتن چند همسر در یک خانه برای وی، به ارضای جنسی بیشتر وی کمک نخواهد کرد. برعکس، ترجیح وی آن است که وقتی به سفر دور می رود و هرجایی لنگر می اندازد، زنانی به عنوان روسپی در خدمت او و خدمه اش باشند. به همین خاطر، حتی امروزه هم می بینیم که روسپیان در شهرهای بندری فراوان تر هستند.
و اما مهمتر از همه اینکه دریانوردان شیفته و شیدای برده داری هستند. دریانوردی بهترین راه برای برده داری است زیرا شما بردگان را از سرزمین هایی بدست می آورید که امکان بازگشت برده به سرزمین اش دیگر وجود نخواهد داشت. شما به سختی بتوانید همسایه خود را به بردگی بگیرید. برده باید از جای دوری آمده باشد و امکان بازگشت تقریبا غیرممکن باشد.
شیوه تولید و زندگی دریانوردی روی ادبیات غرب تاثیر قاطع گذاشته است. ایلیاد و اودیسه، یک استثنا نیست. از آنجایی که دریانوردی سفر و ماجراجویی و مشاهده و اکتشاف سرزمین ها و مردمان جدید را به همراه دارد، ژانر ماجراجویی هم در گذشته و هم امروز در ادبیات عامه غربیان محبوب ترین ژانر است. حتی ریشه تریلرها و داستان های اپیزود دار نیز در همین جاست. دریانوردی مانند یک داستان دنباله دار است که هربار کشتی قهرمان در جایی لنگر می اندازند، یک داستان فرعی یا یک اپیزود آغاز می شود.
آنچه تسامح و رواداری غربی خوانده می شود نیز در دریانوردی ریشه دارد. دریانورد مجبور است که با همسایگان خود روابط حسنه داشته باشد، اگر قبیله و قوم شما در جزیره یا منطقه ای نزدیک دریا در مجاورت جزایر و بنادر دیگر قرار داشته باشد، به سختی ممکن است مشاجره ای بر سر زمین بین چند مردم در جزایر مجزا صورت بگیرد. در عوض، بهتر است که با آنها روابط حسنه داشته باشید زیرا کشتی های شما می تواند در بنادر آنها پهلو بگیرد و آذوقه خود را از آنجا تامین کند. همچنین وجود جزایر کوچک، پادشاهانی با قلمروهای کوچک به وجود می آورد و این امر توازن قوا را حفظ می کند. ریشه آنچه مثلا دموکراسی یونان بستان خوانده می شود، در همین جاست. یک نمونه از نیاز به اقتصاد هدیه و روابط حسنه را در داستان اولیس می بینیم هنگامی که پسر وی در جستجوی او سوار کشتی می شود و هرجا می رود با استقبال و کمک دیگران مواجه می شود.
اما کشاورزان و مردم دور از دریا نیازی ندارند با بقیه مدارا کنند چون به خود متکی هستند و برای همین هست که بشدت متعصب هستن و باورهای سرسختانهای دارند و اهل تجارت و تسامح هم نیستند چون متکی به زمینهای خودشان و زراعت و دامپروری هستند و حتی نفع آنها در این است که با جنگ و کشتن بقیه افراد میزان سرزمینهایی که میتوانند کشت کنند را افزایش دهند نه که صلح و مدارا کنند.
اما شیوه تولید دریانوردی از غربیان، مردمانی حیلهگر نیز ساخته است. منظور من از غربیان بیش از همه، مردمان اروپا غربی و شمالی هستند. تا قبل از این رشد فنآوری، آنها بدوی، جنگل نشین، دهقان هایی بی سر و پا و عقب افتاده باقی مانده بودند.
آنها در مقابل مردمان سرزمین مدیترانه و به خصوص رومیان و بعدها اسپانیا و پرتغال و ونیز، قدرت عرض اندام نداشتند.
حتی امروزه هم جوامع اروپای غربی به دو طرز تفکر مختلف تقسیم شده است. از یکسو تفکر تاجر و دریانورد قرار دارد، کسانی که معتقد به تعامل با کل دنیا هستند، به تجارت آزاد اعتقاد راسخ دارند و عاشق تجارت و مذاکره با هیولاها و ورود کارگران مهاجر و پناهنده هستند. از دیگر سو، به خاطر شیوه تولید کشاورزی، بخش دیگر که عمدتا در جنوب این کشورها و با فاصله از دریاست، مرتجعتر به نظر می رسند. آنها عقبه روستایی و کشاورز دارند، ضد خارجی ها و مهاجرین هستند، آزادی جنسی را برنمی تابند و مذهبیتر به نظر می رسند.
در اصل این بحث لیبرالیسم و سوسیالیسم در اصل ریشه در همین دو شیوه تولید دریانوردی و کشاورزی دارد. کشاورزان به تنهایی نمیتوانند زراعت و دامپروری کنند و برای همین بشدت به سنتها و باورهای اجدادی خود وفادار هستن ولی دریانورد استاد تجارت و معامله و گفتگوست چون که روش نون خوردنش همین هست.
برای مثال کافی است شمال آلمان را با یک منطقه دور از دریا مانند باواریا مقایسه کنید. در هلند نیز ایالت لیمبورخ هنوز نماینده سویه عقب مانده و کشاورز پیشه است. در واقع می توان گفت غربیان هنوز درگیر جنگ بین دو شیوه تولید کشاورزی و دریانوردی هستند. اگرچه جهان امروزی صنعتی است و روابط و مسائل بسیار پیچیده تر شده اند، اما بر تفکر مردمان، هنوز سنت حاکم است و شیوه های تولید و زندگی که سالهای متمادی بر یک جامعه حاکم بوده است، بر رفتار و سنن نیز همچنان حاکم است.
امین قضایی-جامعهشناس و محقق فلسفه