تجربه های یک ورودی جدید دانشگاه آزاد خلخال

بعد یک سال پشت کنکور بودن بالاخره تصمیم بر این شد در شهر خودم (خلخال) وارد دانشگاه آزاد بشم.این پست رو صرفا برای تجربه نگاری و مرتب کردن ذهن خودم مینویسم.احتمال به هدر رفتن وقت شما با خواندن این پست با توجه به محاسبات نگارنده زیر 40%است.😁

نمایی از ساختمان آموزشی دانشگاه آزاد خلخال
نمایی از ساختمان آموزشی دانشگاه آزاد خلخال

مراحل ثبت نام خیلی راحت تر از چیزی بود که فکرش رو کرده بودم یه سری مدارک رایج رو به واحد آموزش دادم و بعد رفتم خزانه دانشگاه (همون امور شهریه😁) و چندین عنوان مبلغ رو نظیر مبلغ ثابت برای ورودی های تازه،شهریه ثابت (که با توجه به رشته شما تعیین میشه) و شهریه متغیر(که با توجه به واحد های انتخابی شما تعیین میشه) و ... رو برام لیست کردن و ناگزیر مجبور به پرداخت بودم . انتخاب واحد دانشگاه آزاد از طریق سایت هر واحد انجام میشه.مثلا من برای انتخاب واحد ، وارد سایت دانشگاه آزاد واحد خلخال شدم و واحد های مورد نظرم رو انتخاب کردم.

بعد یکسال پشت کنکوری و یکنواختی بسیار آزار دهنده بالاخره وقتش بود که دوباره وارد جمعی تازه بشم ، برعکس بقیه دانشجو ها و دوستانم، من خیلی مشتاق بودم.

هفته اول خواستم برم اولین کلاسی که انتخاب واحد کرده بودم اما از دوستان اشاره کردند که "چند هفته اول کلاس تشکیل نمیشه و خیلی ضایع هست تو پاشی بری" ما هم نرفتیم😐.هفته دوم اولین کلاس رو رفتم ، فقط سه نفر بودیم ، استاد حاضر شدند و به نوعی جلسه معارفه بود.

توصیه ای که به دانشجویان جدیدالورود(vj) دارم اینه که جلسات اول رو حتما کلاس رو حاضر بشن ، چون معمولا این جلسات خلوت تر برگزار میشه و خیلی سریع میتونید با اساتید ارتباط برقرار کنید. من هفته اول با تمام استاتید آشنا شدم و بعد ها خیلی کمک کننده بود.فراموش نکنید برخورد اولیه خیلی مهم هست و تاثیر اولیه (first impression) رو حتما در نظر بگیرید ، چه مقابل استاتید چه در مقابل همکلاسیان و کارکنان دانشگاه.

هفته های اول گروهی از دانشجو ها از دانشگاهی که قبول شدن ناراضی هستند اما مطابق تجربه ، با گذشت زمان این مشکل برطرف میشه.

میزان مطالعه در دانشگاه خیلی کمتر از مدرسه هست.البته هیچ دلیل مستند و قابل اتکایی برای این مورد ندارم و فقط برآورد ذهنی خودم رو مطرح میکنم با نظر به اینکه من دانش آموز استعداد های درخشان بودم و وارد دانشگاه آزاد بدون کنکور شدم.😊

مسئله دیگر روابط با همکلاسی های جدید هست که به نظرم جالب و قابل توجه هست ، با توجه به روحیات و خلقیات خودتون و افراد اطرافتون زمان متفاوتی برای تطبیق خودتون با افراد جدید دارید.افراد جدید با عقاید جدید ، امیدوار یا ناامید ، درس خوان یا معمولی 😁،با ادب یا بی ادب و ...

نمایی از ساختمان اداری دانشگاه آزاد اسلامی واحد خلخال
نمایی از ساختمان اداری دانشگاه آزاد اسلامی واحد خلخال

به نظرم دو تا سه هفته اول نمیشه تو هیچ رابطه ای عمیق شد البته به هیچ وجه منظورم این نیست که بعد دو تا سه هفته این مورد ممکن هست.به نظرم هفته های اول با همکلاسی ها در حد آشنایی و حرف های روزمره کفایت خواهد کرد.اگر میخواهید از همکلاسی های خودتون کسی رو به عنوان دوست و رفیق انتخاب کنید حتما نتیجه دوستی های قبلی ایشون رو در نظر بگیرید.آیا پشت سر دوستاش بد گویی میکنه؟به دوستاش احترام میزاره؟ و ... به نظرم با این معیار ها تا حدود قابل قبولی بشه به شناخت رسید.اما بهترین شناساگر به نظرم زمان هست.به شخصه نتیجه دوستی دو نفر از همکلاسی هام رو دیدم که در آخر ترم سر مسئله بسیار ساده با هم بسیار برخورد بد و ناشایستی داشتند.پس حتی در یک ترم هم نمیشود کسی را شناخت.هیچ کس آنقدر محرم اسرار نیست که تمام اطلاعات شخصی و خانوادگی شما را بداند پس مراقب باشید که درگیر این قبیل مشکلات نشوید.

یکی از اساتید عزیز که من علاقه و ارادت خاصی به ایشان دارم در طول ترم اول مؤکداً تاکید میکردند که "فاصله نگهدارید" ، الحق که زندگی می آموزند ، به شخصه دیدم که کسانی که فاصله نگه داشته اند چقد موفق بودند و کسانی که فاصله ها و حریم ها را شکستند با چه مشکلاتی رو به رو شدند.

بیت مشهور "تو اول بگو با كيان زيستي من آن گه بگويم كه تو كيستي " رو فراموش نکنید ، علاوه بر اینکه ما انسان های میانگین پنج نفر از اطرافیان خودمون هستیم . پس اگر اطرافیان فردی ، از معیار های ما دور هستند به بیشترین احتمال آن فرد هم از معیار های ما دور است.

مورد بعدی همکلاس شدن با جنس مخالف هست.این اتفاق بعد از تقریبا 12 سال تحصیل کنار همجنس های خودمون اتفاق میافته ، البته فراموش نکنید پیش دبستانی هم داشتیم خاطره میساختیم😁😉.یه بخشی از دوستان هستن که روابطشون با جنس مخالفشون میتونن به حالت تعادل برسونن اما یه بخش دیگه از حد میگذرونن که عاقبتشون للمکذبین اما یه عده هم هستن که اصلا سلام و سوال همکلاسی هاشونم جواب نمیدن که اصلا رفتار درست و شایسته ای نیست و به نظر نگارنده ریشه در فرهنگ زندگی و تربیت نسبتا ناصحیح اون افراد داره و یکی از بهترین جاهایی که میشه شخصیت خودشون رو اصلاح و تثبیت کنن همین دانشگاه هست.البته فراموش نکنید کسی که به شما سلام میدهد یا از شما سوال میپرسد یا ... عاشق و شیدای شما نیست، به نظرم این موضوع باید برای یک فرد 19 ساله حل شده باشد اما متاسفانه واقعیت چیز دیگری را نشان میدهد.

موضوع بعدی گروه های تلگرامی هست.به نظرم داشتن گروه یا کانال اطلاع رسانی رسمی دانشگاه ، حداکثر نیاز های شما رو برطرف خواهد کرد.اما در گروه های غیر رسمی با عناوین نظیر: گروه حسابداری دانشگاه آزاد خلخال ، گروه روانشناسی دانشگاه آزاد خلخال ، گروه پرستاری دانشگاه آزاد خلخال ، ورودی های 97 دانشگاه آزاد خلخال، ورودی های جدید دانشگاه آزاد خلخال و یا حتی عناوین طنز آمیزی مثل : جذاب های دانشگاه😂😂(لازم به ذکر میدونم که لفت دادن از این گروه خیلی سخت میتونه باشه😂)، زنبورستان(وجه تسمیه این اسم رو نمیدونم)، خسته دلان 😐و ... معمولا موضوع به درد بخوری مطرح نمیشه و صرفا یک سری اسپم و موضوعات خنده آور هست ، مهمترین موضوعی که در این گروه ها مطرح میشه معمولا حذف گروهی یک درس یا انتخاب واحد گروهی هست.نگارنده برای یک ماه در دو مورد از این گروه ها بوده و هر شب حدود 15دقیقه مطالب گروه را مرور کرده است و به این اعتقاد رسیده است که 99%مطالب اسپم بوده است.

در مورد استاتید هم چند نکته بنویسم که میتونه مفید واقع بشه.چند سری استاد داریم که موفق به شناخت هر کدوم نشدم اما چند تیپ خاص رو مطرح میکنم.

اولین گروه از استاتید که در این نوشته بهشون استاد ساکت میگم ، اساتیدی هستن که فقط میان درس میدن بدون حضور غیاب و هیچ گونه حرکت اضافه ای تشریف میبرن.

استاد معمولی:تدریس همراه با حضور غیاب و کلاسی نه خشک و نه تر(مقابل خشک باید چی بیارم دقیقا؟!😁)

استاد زرنگ:یکی از انواع استاد هستند که به هیچ دانشجویی اجازه ورود به کلاس رو بعد از خودشون نمیدن ، با 3 جلسه غیب به ازای 17 جلسه کلاس ، دانشجو رو حذف میکنن.این تیپ از استاتید معمولا دروسی رو تدریس میکنن که دانشجو ها باید ترم یک اون ها رو پاس کنن اما چرا؟! به دو چون ، چون اول اینکه حساب را دست دانشجو ها بدهند که اینجا دبیرستان و راهنمایی نیست که هر کاری بخواهند انجام دهند.چون دوم هم اینکه معمولا این تیپ از استاتید یکی از مسئولین انضباطی دانشگاه هستند نظیر حراست یا مسئول بازرسی دانشگاه ، که باز هم میخواهند حساب کار دست دانشجو بیایید که اگر کارتان به این بخش ها بیافتد ، دیگر هیچ!

استاد زرنگ ها وقتی در حال نوشتن روی تخته هستن زیر چشمی و به صورت کاملا نامحسوس شما را زیر نظر دارند و معمولا جلسات اول چند نفر را از کلاس اخراج میکنند ، باز هم به دو چون ، چون اول اینکه باز هم حسابِ کار ، دستِ بقیه بیاید و آن بنده خداهای اخراجی درس عبرت بقیه شوند و چون دوم اینکه میخواهند میزان زرنگی ، مدیریت ، هوش ، تجربه و ... خود را ثابت کنند.

این نوع اساتید رو معمولا در جلسه اول میشه شناخت چون با اخم وارد میشن ، کافیه جلسات اولیه رو دانشجو ها با میزان مراقبت بالای 80% در کلاس حاضر بشن چون رفته رفته این نوع استاتید نرم تر میشن با دانشجوها به سازش نسبی خواهند رسید.

استاد تجربه:این نوع اساتید معمولا "گل از باغ فلک چیده اند" و بالای 20 سال هست که استاد دانشگاه هستند ، علاوه بر تدریس درسِ رسمی ، زندگی یاد میدهند😍.این جمله یک شعار نیست و نگارنده اصلا اهل شعار دادن و شعار شنیدن نیست و صرفا یک واقعیت را بیان میکند. نگارنده این مطلب تبدیل به مرید یکی از اساتید شده است که 28 سال هست که در منصب استادی مشغول است.تک تک جمله های این استاد را مینویسد و چندین بار مرور و چندین دقیقه فکر میکند.وصف این استاد از حوصله این مطلب خارج است.

به نظرم احترام هر استادی واجب است و باید نسبت بهشون احترام قائل باشیم حتی اگه بهمون نمره ندن.😊

در دوران دانشجویی معمولا کسی کاری به کارتان ندارد و بیشتر سوالات اطرفیان نظیر : "کی ازدواج میکنی؟" ، "مشغول چه شغلی هست؟" و ... را میتوان با جواب "دانشجو ام" جواب داد ، اما نباید غافل شد که همه چیز هایی که برای کار نیاز داریم رو تو دانشگاه یاد نمیگیریم ، باید ببینید بازار کار چه چیزهایی رو علاوه بر مدرک و دروس دانشگاهی نیاز داره و اون ها رو در دوران دانشجویی فراهم کنید.یکی از مهم ترین ها یاد گرفتن نرم افزار های تخصصی مرتبط با رشته خودتون هست.

کارِ دانشجویی خیلی میتونه به اقتصاد خانواده و یا حتی خود دانشجو کمک کننده باشه ، خصوصا اگر دانشجوی دانشگاه آزاد باشید.در خود دانشگاه ، معمولا بخش فرهنگی ، میتوان یک سری کار های سبک و درآمد کم پیدا کرد نظیر انجام کارهای گرافیکی دانشگاه. کار دانشجویی علاوه بر ، آورده یِ مالی و تجربی ، میتونه برای رزومه سازی شما خیلی مفید باشه.

لازم به ذکر هست که چون دانشگاه با منزلمون کمتر از 10دقیقه فاصله داره(اگر V=10km/h باشد) ، خوابگاهی نیستم ، طبق ذهنیت من خوابگاهی بودن میتونه تجربه جدید و خیلی جالبی باشه که فعلا از آن محروم هست.

نویسنده تمام این موارد را نمیدانسته و برخی از این موارد حاصل تجربه یک ترم تحصیل است و برخی را هم قبل از ورود به دانشگاه پیش بینی کرده بود.امیدوارم دانشگاه بهتون خوش بگذره.😉😉😉