ویرگول
ورودثبت نام
اسماعیل مرادی
اسماعیل مرادی
اسماعیل مرادی
اسماعیل مرادی
خواندن ۱ دقیقه·۱ ماه پیش

شعر اسماعیل مرادی

اسماعیل مرادی شاعر
اسماعیل مرادی شاعر

در ذهنم چیزی خطور نمی‌کند

که بهر این عشق بنویسم

سه درد دوری و درد عاشقی بنویسم

دورم ز دیدارت جانان جانم به فدایت

تا کی بهر وصالت باشد این دو چشمانم چشم به راهت

مثل یعقوب و زلیخا آنقدر گریه کردم کور شدم

تا که بیایی ز عطر بوییت بینا شود چشمان من

شعر نواسماعیلشاعر
۰
۰
اسماعیل مرادی
اسماعیل مرادی
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید