
شاید برای خیلی از ما، بابونه فقط یک دمنوش آرامبخش باشد. چیزی که شبها قبل از خواب دم میکنیم تا کمی از شلوغی روز فاصله بگیریم.
اما این گل کوچک، هزاران سال قبل از اینکه وارد لیوانهای شیشهای و بستهبندیهای رنگارنگ شود، مسیر عجیبی را پشت سر گذاشته است.
Chamomile اصالتاً بومی بخشهایی از اروپا و غرب آسیاست. گیاهی که در دشتهای آفتابی، میان علفزارها و کنار مزارع گندم رشد میکرد. آنقدر مقاوم که گاهی کشاورزان آن را علف هرز میدانستند، اما طبیبان باستان ارزشش را خیلی زود فهمیدند.

مصریان باستان عاشق بابونه بودند.
آنها این گل را به احترام خدای خورشید، «رَع»، مقدس میدانستند. حتی در بعضی مراسم مذهبی، بابونه را به عنوان هدیه تقدیم معابد میکردند. برایشان رنگ زرد گلبرگها یادآور خورشید بود؛ همان چیزی که زندگی را به زمین برمیگرداند.
جالب است بدانید که در بعضی نسخههای پزشکی مصر باستان، از بابونه برای پایین آوردن تب استفاده میشد. به همین دلیل بعضی مورخان معتقدند این گیاه یکی از نخستین داروهای گیاهی ثبتشده در تاریخ بوده است.
اما داستان بابونه فقط به مصر ختم نمیشود.
یونانیها هم از آن استفاده میکردند. پزشک مشهور باستان، Hippocrates، از گیاهان دارویی زیادی نام برده و بعدها شاگردانش بابونه را برای مشکلات گوارشی، دردهای عضلانی و بیخوابی تجویز میکردند.

وقتی نوبت به رومیها رسید، بابونه دیگر فقط یک دارو نبود.
آنها از گلهای خشکشدهاش عطر تهیه میکردند، داخل حمامهای عمومی میریختند و حتی در مهمانیها از رایحهاش استفاده میکردند. بوی شیرین و سیبمانند بابونه، از همان زمان یکی از ویژگیهای محبوبش بود.
اگر تا به حال بابونه تازه را بو کرده باشید، احتمالاً متوجه این عطر شدهاید. خیلیها تعجب میکنند که چرا بویش کمی شبیه سیب است. ما بهترین گل های بابونه را در «مزرعه ارگانیک استمرار» برای شما تهیه کردهایم تا بتوانید بهترین نوع بابونه را مصرف کنید و لذت ببرید.
اتفاقاً همین ویژگی باعث شده نام انگلیسی آن، Chamomile، از واژهای یونانی به معنای «سیب زمینی» یا «سیب خاکی» گرفته شود؛ چون رایحهاش مردم را یاد سیب میانداخت.

در قرون وسطی، بابونه تقریباً در همه صومعههای اروپا پیدا میشد.
راهبها آن را در باغهای دارویی میکاشتند و برای تهیه مرهم، دمنوش و روغنهای گیاهی از آن استفاده میکردند. حتی یک باور جالب هم وجود داشت؛ میگفتند اگر کنار یک گیاه بیمار بابونه بکارید، حال آن گیاه هم بهتر میشود.
امروز میدانیم این باور کاملاً افسانه نبوده است. بابونه ترکیبات معطری دارد که میتواند بعضی آفات را دور کند و در بعضی شرایط به سلامت گیاهان اطراف کمک کند. برای همین هنوز هم بعضی باغبانها آن را کنار سبزیجات و گیاهان دیگر میکارند.
بابونه فقط تاریخ جالبی ندارد، ظاهرش هم داستان خودش را دارد.

گلبرگهای سفید دور یک دایره زرد طلایی، آنقدر سادهاند که شاید اصلاً به چشم نیایند. اما اگر از نزدیک نگاه کنید، میبینید یکی از ظریفترین گلهایی است که طبیعت ساخته؛ گلی که هزاران سال است تقریباً بدون تغییر کنار انسان زندگی میکند.
شاید همین سادگی راز ماندگاریاش باشد.
نه رنگ عجیبی دارد، نه ظاهر پر زرقوبرقی.

اما از مصر باستان تا آشپزخانههای امروز، از نسخههای پزشکی قدیمی تا فنجان دمنوشی که آخر شب دم میکنیم، بابونه همیشه همان گل کوچک و آرامی بوده که انگار عجلهای برای دیده شدن نداشته است.
و شاید به همین دلیل، بعد از هزاران سال، هنوز هم وقتی بوی بابونه در خانه میپیچد، حس میکنیم زمان کمی کندتر حرکت میکند.