ویرگول
ورودثبت نام
تولیدات شبانه
تولیدات شبانهمن ملک بودم و فردوس برین جایم بود. . . فاطمه ام
تولیدات شبانه
تولیدات شبانه
خواندن ۲ دقیقه·۱۳ روز پیش

سه شنبه ٠۲/٠۴/۱۴٠۵

تو لبنانم. با یه عده مسلمان دیگه. محل اقامتون جاییه که یه تعداد بودایی زندگی میکنن. فلسفه های کارهاشون برام جالبه. به توضیحاتشون گوش میدم و دنبال نقطه اشتراک میگردم. یه جایی میرسیم به موقعیتی که باید از خودمون دفاع کنیم. هر لحظه ممکنه حمله بشه بهمون. یه اسلحه دارم و یه چراغ قوه که قوتی برا نور دادن نداره. یه نفر اشاره میکنه به اسلحم و ازم میپرسه بلدی باهاش کار کنی؟ میگم آره و اشاره میکنم به گلنگدنش و میگم اینو میکشی، بعد هدف میگیری و شلیک. میدونم فرصت آزمون و خطا ندارم. اگه شلیکم به هدف نخوره خودم هدف قرار میگیرم. میدونم باید یه ذره پایین تر از هدف رو نشونه بگیرم چون موقع شلیک دستم به سمت بالا پرتاب میشه. به کاری فکر میکنم که اگه بهمون حمله شد باید بکنم. باید آدم بکشم؟ اگه نکشم اونها میکشن. هم منو هم دوستام رو. بودایی یا مسلمان برام فرق نداره، مهم اینه که کشته میشیم. یعنی باید برای اینکه زنده بمونم آدم بکشم؟ یه نفر؟ دو نفر؟ من که نمیتونم از همه محافظت کنم. اگه فرار کنم و جون خودمو نجات بدم چی؟ اونوقت اونها بهمون حمله میکنن. شاید نفر بعد از من نتونه از خودش دفاع کنه. کاش مجبور نمیشدم تو این شرایط باشم. کاش مجبور نمیشدم برا زنده موندنم آدم بکشم یا کاش حداقل فقط پای خودم وسط بود نه آدمای دیگه. یه لحظه به خودم میام. فقط میدونم امنیت نداریم و هر لحظه ممکنه بهمون حمله شه. فقط میدونم اسلحه تو دستم برا محافظته از خودم و خیلیای دیگه. صحنه عوض میشه. انگار رفتیم لبنان برا یه مصاحبه شبیه به مصاحبه کاری. نفر کناریم دکترا داره. قبل از من میره تو اتاق. میاد بیرون. میگه اونی که تو این اتاق مصاحبه میگیره خود فرویده. تو فکر فرو میرم. این دیگه حس جوجه بودن نیست. حس هیچی نبودنه. علمی ندارم در برابر فروید که بخوام چیزی بهش بگم. خیلی از من بزرگتره. خیلی بیشتر از اونکه بهش فکر کنم. در برابرش اونقدر کوچیکم که شاید اصلا به حسابم نیاره که بخواد ازم مصاحبه بگیره.

اینها که نوشتم یکی از تولیدات شبانه مغزمه که وقتی من خوابیدم اون تازه بیدار میشه.

مصاحبه کاری
۰
۰
تولیدات شبانه
تولیدات شبانه
من ملک بودم و فردوس برین جایم بود. . . فاطمه ام
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید