ویرگول
ورودثبت نام
تولیدات شبانه
تولیدات شبانهمن ملک بودم و فردوس برین جایم بود. . . فاطمه ام
تولیدات شبانه
تولیدات شبانه
خواندن ۱ دقیقه·۱۸ روز پیش

پنچشنبه،۲۸/٠۳/۱۴٠۵

چقدر دلم میخواد با یکی حرف بزنم. فکر کنم اصلا نوشتن برا همین خلق شده باشه که وقتی از شنیدن و خوندن خسته شدی و نشد با کسی حرف بزنی، بری سراغش.

بهترین دوستم حالش خوب نیست. منم حالم خوب نیست. در نتیجه ترجیح دادیم همو تنها بذاریم.

به گفته طاقچه، ۳۷ درصد از کتابی که الان دستمه رو خوندم ولی اگه بخوام بگم چی ازش فهمیدم باید بگم هیچی. یعنی هیچی هیچی که نه. از یه جایی به بعد یه پترن تکراری داره که تقریبا حفظ کردمش. درباره چند تا کیس صحبت میکنه و دلایل و راهکار ها و طرحواره بعدی.

فردا کلاس موسیقی دارم. تمرین زیادی نکردم. خونه هم نیستم. ظاهرا قراره چند دقیقه قبل از شروع کلاس برسم شهر خودمون. تا دم کنسل کردنش هم رفتم ولی گفتم چرا باید اینکارو کنم؟ فردا روز منه و من برنامه هاش رو به هم نمیزنم. درس خوندن رو، تمرین زبان رو و کلاس موسیقی رو به همراه اصلی ترین کار جمعه یعنی استراحت.

از اول هفته یه حالیم. شنبه بود که تراپیستم ازم پرسید تو بچگی برا چی بیشتر استرس داشتی؟ و به خاطر جوابی که بهش دادم، هنوز متاسفم. هر لحظه از هفته به یاد این افتادم که چقدر همه چیز میتونست متفاوت باشه و من چقدر ساده آسیب دیدم و چقدر سخت التیام پیدا میکنم.

کلاسموسیقیتراپی
۰
۰
تولیدات شبانه
تولیدات شبانه
من ملک بودم و فردوس برین جایم بود. . . فاطمه ام
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید