
بعد از خواندن رمان بابا لنگ دراز اثر معروف بانوی رمان نویس و نمایش نامه نویس آمریکایی جین وبستر به این نتیجه رسیدم که این بانو علاوه بر اینکه نویسنده باشد، اطلاعات جامعه شناسی قوی نیز دارد زیرا به ابعاد مختلف زندگی یک دختر بی سرپرست می پردازد و تمام اثرات حاصل از زندگی این چنینی را بررسی میکند. در این کتاب می توان چهره های مختلفی از غم، شادی، تلاش، شکست، امید و ناامیدی را درک و حتی شاید لمس کرد.

در این کتاب نقش اصلی متعلق به دختر بچه ای است که به یتیم خانه یا همان پرورشگاه ژان گریر که مدیر آن خانمی بد اخلاق و سخت گیر به نام لیپت است سپرده می شود. او از محیط پرورشگاه بیزار است ولی رابطه ی خوبی با بچه های پرورشگاه دارد و همیشه مثل یک خواهر بزرگ تر از دختر پسر های کوچک آن جا حمایت می کند. جروشا ابوت یا همان جودی ابوت معروف که در ابتدای ورود به یتیم خانه اسمی نداشت و اسم جودی را از روی سنگ قبری که نزدیک یتیم خانه بود انتخاب کردند و فامیلی اَبوت را هم از دفترچه تلفن یتیم خانه انتخاب می کنند اَبوت اولین اسم دفترچه تلفن بوده است.

از مهم ترین ویژگی های ظاهری جودی می توان به موهای بافته شده ی دو طرف سر او اشاره کرد، برخلاف همه ی دختران اطراف او که تنوع زیادی در آرایش موهای خود دارند جودی همیشه با یک مدل مو ظاهر می شود.او شخصیتی دل رحم دارد که همه ی آدم ها برایش اهمیت دارند و دلش می خواهد همه ی آدم هارا خوشحال کند، همچنین او دختری است که سعی میکند از همه ی لحظات لذت ببرد و حتی از تنهایی خود لذت میبرد و آن را به یک فرصت تبدیل کرده است.
جودی سرشار از امید و انگیزه ی ما بعد از اینکه توسط بابا لنگ دراز معروف به سرپرستی پذیرفته شد و هزینه های تحصیل آن توسط ایشان پرداخت میشد حالا روبه روی دروازه ی ورودی سرزمینی پهناور از فضای پرورشگاه ایستاده بود و به سمت آینده و تلاش هرچه بیشتر برای دروس و مهارت های مختلف قدم برمیداشت تا بتواند محبت های همان بابا لنگ دراز معروف را جبران کند، در این کتاب شما انگیزه ای را از دختر بچه ای میگیرید که در محیطی بسته بدون آموزش ها و وجود حمایت های پدر و مادر رشد می کند و با قرار گرفتن در محیط جدید با سختی های فراوان تفاوت هارا بین دانش آموزان و بچه های خوابگاه درک می کند با این حال با توجه به سختی های پذیرش آن همه تفاوت، او به تلاش های خود برای رسیدن به اهداف خود ادامه میدهد.
در این کتاب به اهمیت خانواده و اهمیت وجود آن نیز پرداخته می شود، جایی در آن کتاب جودی زمانی که می بیند همه ی دوستانش در خوابگاه خانواده و فامیل دارند او هم به دروغ می گوید که اعضایی از خانواده را دارد و حتی در نامه ای به بابا لنگ دراز می نویسد که من برای شما یک کلاه زنانه هدیه گرفته ام چون دوستم برای مادربزرگ خود کلاه گرفته بود و من هم به آن ها گفته ام که یک مادر بزرگ دارم و در جای جای این کتاب خواهید خواند که با تمام موفقیت ها و پیشرفت ها انسان نیاز به خانواده و حمایت آن ها دارد. بابا لنگ دراز در تمام مراحل زندگی جودی سعی میکند که تاجایی که امکان دارد حمایت های مالی، عاطفی و... را برای جودی به گونه ای فراهم کند که به شخصیت مستقل و تلاش گر جودی صدمه ای وارد نشود.

از دیگر نقاط مثبت این کتاب می توان به بیان احساسات و اهمیت گفت و گو و نوشتن اشاره کرد. در این کتاب جودی تمام اتفاقات زندگی خود را برای بابا لنگ دراز در قالب نامه می نویسد، به گونه ای که همه ی احساسات خود را تخلیه می کند و نوعی تراپی برای دختر بچه ای به حساب می آید که حالا یک سرپرست دارد و می تواند به راحتی با اون گفت گو کند.
امید است با تهیه و مطالعه ی این کتاب برداشت های خود را با ما به اشتراک بگذارید.