ویرگول
ورودثبت نام
فائزه عبدی پور
فائزه عبدی پوردست من نیست، کلمات حمله می‌کنند‌!
فائزه عبدی پور
فائزه عبدی پور
خواندن ۱ دقیقه·۱۱ روز پیش

روزها (۳)

۲۷ دی ماه ۱۴۰۴_شنبه

امروز تعطیل رسمیه، بالاخره اس ام اس کار میکنه. نمیدونیم فردا چطور میخواد بشه. خواهرم میگه خبر داری اس ام اس کار میکنه و درست شده؟ میگم نه والا. میگه تو هم شدی شبیه آدم‌هایی که تو غار زندگی می‌کنن. راستم میگه. فردا یه سر برم شرکت ببینم کار و بار چطوره. البته که هنوز هم گوگل کار نمیکنه و کسب و کار آنلاین تقریبا بیکار بیکاره. نمیدونم شما که اینجارو میخونید چه کارهایی می‌کنید. همه راه‌های ممکن ارتباطی، حتی همین کامنت گذاشتن ویرگول مختل شده. البته که ما به همه چیز عادت خواهیم کرد! اگه به بیرون ارتباط دارید به دختر عمه‌هام و پسر عمه‌م بگید اینجا خبری نیست و همه حالمون خوبه، به سمانه بگید عزیزوم نگران نباش. این روزها میگذره، به فائزه و آبان بگید عزیزوم دیدی اینترنت قطع شد و اینقدر منتظر موندم و آخر نرسید به دستم؟ :)))) و بگید البته، محض خنده و شوخی گفتم. ولی خب بد جور گیر کردیم. کاش بشه کاری کرد. به فرشته بگید دختر جان، صبوری کن مثل همیشه. نمی‌دونم شایدم بهتر باشه هیچی به هیشکی گفته نشه. آدم نمی‌دونه چی بهتره چی بدتر. فقط می‌دونم حس خفگی می‌کنم. خفگی زیاد.

خبر نداشتم از جایی، ساعت ۸ و نیم بود که صدای شعارهای مردم از چند کوچه آن‌طرف‌تر به گوش خورد، سراسیمه شدم. همان کوچه‌ای که در قدم زدن‌هایم این روزها چند در خانه سیاه شده بود و جوان ناکام فلانی تسلیت از طرف فلانی‌هارا دیدم. روزهای تلخی را می‌گذرانیم. روزهای خون و بازداشت و سوگ. شاید که پیروزی از آن ما شود و باشد..۵

ایران
۴
۰
فائزه عبدی پور
فائزه عبدی پور
دست من نیست، کلمات حمله می‌کنند‌!
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید