
اگر تا حالا در مصاحبه UX شرکت کردهاید، حتما با بخش وایتبرد چلنج مواجه شدید. این قسمت از مصاحبه میتواند ترسناک به نظر برسد، اما با شناخت درست مراحل، اشتباهات رایج و تمرین عملی، میتوانید برنده شوید. در این مقاله، همه چیز درباره وایتبرد چلنج، از اصول اولیه تا تکنیکهای حرفهای، آورده شده است.
تصور کن وارد یه مصاحبه کاری بهعنوان طراح UI/UX میشی. مصاحبهکننده یه ماژیک میده دستت و میگه:
«فرض کن باید یه اپلیکیشن برای رزرو تاکسی طراحی کنی. چطور شروع میکنی؟»
این همون وایتبرد چلنج (Whiteboard Challenge) ـه؛ یکی از محبوبترین روشهای شرکتها برای ارزیابی طراحها.
توی این چالش، شما باید در مدت کوتاهی (معمولاً ۳۰ تا ۶۰ دقیقه) نشون بدی چطور یه مسئله رو میفهمی، تقسیمبندی میکنی و به یه راهحل اولیه میرسی.
اما نکته مهم اینجاست:
وایتبرد چلنج قرار نیست طراحی نهایی یا پیکسلپرفکت ازت بخواد. هدف اصلیش اینه که ببینه چطور فکر میکنی و ایدههات رو منتقل میکنی.
وایتبرد چلنج در واقع یه تمرین طراحی سریعه. مصاحبهکننده یه مسئله بهت میده (مثل سادهتر کردن فرآیند خرید بلیت یا طراحی اپ سفارش غذا) و تو باید روی وایتبرد یا حتی کاغذ مراحل کار رو نشون بدی:
اول مسئله رو شفاف کنی (با پرسیدن سؤال)
بعد نیازهای کاربر رو تعریف کنی
یه وایرفریم یا فلو ساده بکشی
و در نهایت منطق و دلیل انتخابهات رو توضیح بدی
این تمرین با تسکهای خانگی (Take-home Assignment) فرق داره؛ چون توی خونه فرصت داری تحقیق کنی و روی جزئیات کار کنی، ولی توی وایتبرد چلنج همهچی زنده، سریع و جلوی چشم مصاحبهکننده اتفاق میافته.
بذار رک بگیم: مصاحبهکننده دنبال دیدن یه طراحی چشمگیر یا وایرفریم خوشگل نیست. چیزی که براش مهمه ایناست:
نحوه فکر کردن 🧠
آیا میتونی مسئله رو تحلیل کنی یا مستقیم میپری وسط طراحی؟
تمرکز روی کاربر 👤
راهحلت برای کاربر واقعاً قابل استفادهست یا فقط برای خودت منطقیه؟
مهارت حل مسئله 🔎
چطور مسئله رو به بخشهای کوچکتر تقسیم میکنی و مرحلهبهمرحله جلو میری؟
توانایی ارتباط و توضیح دادن 🗣️
میتونی ایدههات رو واضح و قابل فهم توضیح بدی، جوری که تیم فنی یا مدیر محصول هم بفهمن؟
بهعبارت ساده: وایتبرد چلنج بیشتر از اینکه یه تست طراحی باشه، یه تست طرز فکر و شیوه کار کردن توئه.
برای اینکه توی این چالش دستپاچه نشی، بهتره مراحلش رو به شکل یه چارچوب ساده توی ذهنت داشته باشی:
Clarify → شفافسازی مسئله
سؤال بپرس!
چه کسی کاربره؟ چه شرایطی داره؟ چه محدودیتهایی هست؟
هرچی سؤال دقیقتر، راهحل هوشمندانهتر.
Define → تعریف نیازها و سناریو
یه پرسونای سریع بساز (مثلاً: «کاربر من یه مادر پرمشغلهست که وقت زیادی برای اپ نداره»).
سناریوی اصلی کاربر رو مشخص کن.
Ideate → ایدهپردازی و ترسیم وایرفریم
جریان اصلی کار (User Flow) رو روی وایتبرد بکش.
وارد جزئیات ریز UI نشو؛ تمرکز روی مسیر و تجربه کاربر باشه.
Explain → توضیح دادن
دلیل انتخابهاتو بگو: «این مسیر رو کوتاهتر کردم چون برای کاربر مهمه سریع برسه به هدفش.»
حتی اگه طراحیت کامل نیست، شفافیت در منطق خیلی امتیاز بزرگیه.
اینکه توی وایتبرد چلنج گیر بیفتی خیلی راحته. بیشتر طراحها دقیقاً همین جاها خراب میکنن:
بدون سؤال شروع کردن ❌
مستقیم میرن سراغ کشیدن وایرفریم، بدون اینکه بفهمن کاربر کیه یا اصلاً مسئله دقیقاً چیه.
👉 همیشه اول چند تا سؤال هوشمند بپرس. حتی اگه جواب کامل نگرفتی، نشون میده داری درست فکر میکنی.
غرق شدن توی جزئیات UI 🎨
خیلیها به جای تمرکز روی جریان کار، شروع میکنن دکمهها و رنگها رو توضیح دادن.
👉 یادت باشه، اینجا جای طراحی نهایی نیست. مسیر کاربر مهمتر از رنگ و استایل دکمهست.
نادیده گرفتن کاربر 👤
بعضیها فقط به راهحل فکر میکنن، نه به کاربر. مثلاً میگن: «خب اینو اینجا میذارم که سریعتر بشه» ولی توضیح نمیدن چرا برای کاربر بهتره.
👉 هر جا ایده میدی، دلیلش رو از نگاه کاربر بگو.
بینظمی و شلوغکاری 🌀
یه سریها کل وایتبرد رو پر میکنن با خطوط و باکس و فلش، طوری که خود مصاحبهکننده هم گیج میشه.
👉 ساده و مرتب بکش، طوری که کسی اولین بار نگاه میکنه سریع بفهمه چی به چیه.
ساکت بودن موقع طراحی 🤐
خیلیها موقع کشیدن چیزی نمیگن. آخرش که مصاحبهکننده میپرسه «چرا اینو اینطوری زدی؟» تازه شروع میکنن توضیح دادن.
👉 از همون اول با صدای بلند فکر کن. توضیح دادن حین طراحی نشون میده کنترل اوضاع دست توئه.
مثل هر امتحان دیگه، وایتبرد چلنج هم با تمرین راحتتر میشه. چند تا نکتهی کلیدی:
تمرین با مسئلههای ساختگی 📝
از دوستت بخواه یه مسئله طراحی ازت بپرسه (مثلاً «یه اپ برای مدیریت خرجهای روزانه بساز») و تو ۳۰ دقیقه روی کاغذ یا وایتبرد تمرین کن.
با صدای بلند فکر کن 🗣️
عادت کن موقع کشیدن، منطق پشت کارت رو توضیح بدی. اینجوری توی مصاحبه هم راحتتر میشی.
سریع پرسونا و فلو بساز 👤➡️📊
لازم نیست خیلی وارد جزئیات شی. فقط یه کاربر فرضی ساده و مسیر اصلیش رو مشخص کن.
مدیریت زمان ⏱️
یادت باشه معمولاً کل چالش بین ۳۰ تا ۶۰ دقیقهست. وقتت رو برای کشیدن جزئیات هدر نده. بهتره یه وایرفریم ساده داشته باشی + توضیح خوب.
مرتب و ساده بکش 🔲
از باکسها و فلشهای ساده استفاده کن. کسی دنبال زیبایی نیست، دنبال وضوحه.
سناریوهای مشابه ببین 👀
توی اینترنت نمونههای Whiteboard Challenge زیاده. مرور اونها کمک میکنه دستت بیاد سؤالها معمولاً چه شکلیان.
برای اینکه دستت بیاد دقیقاً چهجوری سؤالات مطرح میشن، این چند نمونه رو ببین:
«یه اپلیکیشن برای سفارش غذا طراحی کن که کاربر بتونه سریع غذای موردعلاقهش رو پیدا کنه.»
«فرآیند رزرو بلیت قطار رو سادهتر کن، طوری که کاربر سردرگم نشه.»
«یه راهحل طراحی کن تا دانشجوها بتونن راحتتر هزینههای ماهانهشون رو مدیریت کنن.»
«برای یه فروشگاه اینترنتی، صفحهی پرداخت رو طوری طراحی کن که کمترین ریزش رو داشته باشه.»
این سؤالها ساده بهنظر میرسن، اما نکته مهم اینجاست که جواب درست مطلقی وجود نداره. مصاحبهکننده بیشتر دنبال اینه ببینه چطور فکر میکنی، نه اینکه چه چیزی طراحی میکنی.
وایتبرد چلنج شاید در نگاه اول یه تمرین طراحی بهنظر بیاد، اما در واقع آزمونی برای طرز فکر، توانایی حل مسئله و مهارت توضیح دادنه.
یادت باشه:
قرار نیست طراحی نهایی ارائه بدی.
قرار نیست همهچیز کامل باشه.
فقط باید نشون بدی چطور مسئله رو میشکنی، از نگاه کاربر نگاه میکنی و راهحل منطقی ارائه میدی.
پس اگر جلوی وایتبرد قرار گرفتی، نترس! مثل یه گفتوگو بهش نگاه کن. سؤال بپرس، ایده بده، و دلیل انتخابهات رو توضیح بده. همین کافیه تا مصاحبهکننده بفهمه با یه طراح واقعی طرفه.