
تا همین چند وقت پیش، مطمئن بودم شغلم در امانه؛ باور داشتم هوش مصنوعی نمیتونه تهدیدش کنه. هنوزم تا حدی همین فکر رو دارم. اما وقتی دیدم چه سرعتی مردم دارن سراغ ابزارهای AI میرن، دیگه چندان مطمئن نیستم. آَره، حق دارن؛ این ابزارها سریعن، قابلاعتمادن و در نگاه اول جواب میدن. خودم هم دارم ازشون استفاده میکنم، ولی اینکه وسط خلاقیت بذاریمشون؟ مَغروره اصلاً قبول ندارم!
هوش مصنوعی خلاق نیست؛ فقط تقلیدگره. بر اساس الگوهای گذشته عمل میکنه — خیلیها ایدهشون همینه که “خُب، سریع و قابلقبول باشه، دیگه!” و این صداهایی که در MIT دربارهی این موضوع حرف میزنن، دقیقاً بهم ماجرارو گوشزد میکنن.
واژههایی مثل «همدلی» و «همکاری در خلق» رو دهههاست داشتیم تکرار میکردیم. ولی وقتی کاره جدی میشه، و فشار بودجه یا زمان میرسه، این چیزها اولویت نیستن. خیلی از طراحها — کلی شنیدم — حتی نمیتونن طراحی فراگیر رو بهخوبی اجرا کنن.
هوش مصنوعی دقیقا اینجا به کمک میاد: یه راهحل ارزون، سریع و ظاهراً قابلقبول. اما قَطعاً این یعنی استاندارد و تکراری شدن همه چیز. اگر طراحیمون واقعاً همدلانه نیست، AI که بخواد از همون چیزها کپی کنه، نتیجهاش هم همینه.
بذار رک باشم: بیشتر ماها داریم در چارچوبهایی کار میکنیم که قبلاً تعیین شدن — گایدلاینهای دسترسی، سیستمهای طراحی، کتابخانههای آماده فیگما. کاری که میکنیم فقط وصل کردن نقطههاست. هوش مصنوعی هم دقیقاً همین رو میکنه.
دو تا چیز مهمه:
آیا کسی که با این ابزارها کار میکنه، بلدِ بتونه هوش مصنوعی رو کنترل کنه؟ جلوی سوگیری رو بگیره؟
آیا وقتی وقت میخریم، اون وقت واقعاً صرف تفکر، تحقیق و ایدههای جدید میشه؟ یا فقط سریعتر سر پروژه بعدی میریم؟
اگر جواب نه باشه، واقعاً داریم خلاقیتمون رو در ازای یه توهم «پیشرفت» هزینه میکنیم.
این ابزارها خلاق نیستن. فقط چیزی رو میسازن که قبلا توی اینترنت یا منابع دیگر بوده؛ فقط کپی بهتر. اما این یعنی ما داریم همان سوگیریها رو دوباره و دوباره تولید میکنیم.
مثلاً اون تحقیق Gender Shades نشون داد AI تا ۳۵٪ افراد با پوست تیره رو اشتباه شناسایی کرده — چون دادههای آموزشی خودش مشکلدار بودن. این دقیقا یعنی AI از همون سقفها و اشتباهات یاد میگیره، نه چیز بهتر.
مولی رایت استنسون میگه:
«دادهها متعلق به گذشتهاند. مشکل اینه که باعث تکرار سوگیریهای گذشته میشن، نه کشف راهحلهای جدید.»
پس ما داریم ابزارای آینده رو روی بستر پیشفرضی میسازیم که خودش مشکلداره!
نمیگم هر فرم لاگین یا پروسهای باید انقلابی باشه. نه. بعضی از بهترین تجربهها اصلاً به چشم نمیآن. اما ما (یا حداقل باید) این نقاط رو با دقت و آگاهی وصل کنیم، نه مثل ماشین فقط چسبوندن طرحهای تکراری.
اگر همه چیز رو صرفاً به AI بسپریم، اصلاً جای ما چیه؟ چه چیزی از ما در این فرایند میمونه؟ چطور میتونیم پیشرفت کنیم توی طراحی وقتی همهچی رو سپردیم به ابزار؟
دههی ۹۰ تا اوایل ۲۰۰۰ جایی بود که تازه UX و طراحی جان گرفته بود. هرکس یه ایده دیوونهوار داشت — گوشیهای عجیب، کنترلرهای متفاوت و تجربههایی که احتمالاً ۸۰٪ شون شکست خوردن؛ ولی با عشق و جسارت تجربه شدن.
خیلی زود سیستمها تبدیل شدن به اپل، اندروید و استانداردهای مینیمال؛ و عجیب بودن منسوخ شد. UX اما اومد نظم بده و جا باز کرد. مفید بود، ولی یه چیز گم شد: بُعد خلاق و «چی میشه اگه؟» که از یاد رفت و آدمها عادت کردن به «چی آیندهاِش؟»
حالا AI هم داره از همین چارچوبها تقلید میکنه؛ به چشمِ فرهنگ استفاده ما از گذشته. آیا مشکل اون تکنولوژیِ تکراریه؟ یا مشکل خودمونه که سالها قبل از AI مسیرمونو انتخاب کردیم؟
من خودم تجربههای خوبی با ابزارهای هوش مصنوعی داشتم؛ ولی همیشه نظرم رو میگم، اعتبار و سوگیریش رو چک میکنم. دلیلش اینه که اعتقاد دارم «هدف، تقویت انسانه، نه جایگزینی ما» (همون جمله شنیدرمن). ما باید بدونیم AI چیکار میکنه، چی میتونه و چه زمانی نباید ازش استفاده کرد. این سواد نباید فقط برای کسایی باشه که با UX یا کدنویسی سروکار دارن؛ باید همه تیم — شامل مارکتینگ، QA، UX و... — بدانند و مسئولیتپذیر باشند.
داشتن چارچوب و مستندسازی: کی از چه ابزاری استفاده میکنه؟ در چه مرحلهای؟ کِی بهتره رسماً با فکر انسانی ادامه بدیم؟ اینها نباید دستور بالا به پایین باشه؛ باید مشارکتی ساخته بشه.
AI میتونه کارهای تکراری رو انجام بده — خوبه! ولی مهم اینه که با اون وقت ذخیرهشده چی کار کنیم: فقط پروژههای بیشتر تحویل بدیم؟ یا به تحقیق، تفکر واگرا و طراحی جسورانه برسیم؟
اونجاست که نوآوری زنده میمونه. بدونش، فقط توی یه چرخهی بیروح گرفتار میمونیم.
AI خودش هیچ مشکلی نیست. اون فقط نشوندهندهی شرایطی هست که ما قبلاً ساختیم. درواقع، مشکل جایی غیر اونجاست.
طراحی امروزی ما مدتهاست در مسیر استاندارد و بدون ریسک افتاده؛ حالا فقط اسمش شده AI. اگر نمیخوایم فقط تماشاگر باشیم، باید با هم روی آموزش، اخلاق حرفهای، و تحقیق و توسعه کار کنیم؛ نه فقط ابزار و اتوماسیون.
چون ارزش واقعی طراحی در سرعت نیست — در تفکر انسانی، همدلی و تجربهمحوریه. چیزایی که هیچ ماشینی نمیتونه جایگزینشون بشه
مقاله از Kym Primrose
زبان اصلی : https://uxdesign.cc/ai-wont-kill-ux-we-will-6ab68db1f1e3