بسیاری از پدر و مادرها از این موضوع ناراحت هستند که فرزندشان به حرفشان گوش نمیدهد، قوانین خانه را رعایت نمیکند یا آنها را جدی نمیگیرد. همین مسئله باعث میشود والدین به دنبال راهی باشند تا کودک از آنها «حساب ببرد». اما سؤال مهم اینجاست که آیا حساب بردن کودک یعنی ترسیدن از والدین؟ یا احترام گذاشتن و پذیرفتن قانون؟
مرکز مشاوره آویژه با سالها تجربه در زمینه روانشناسی کودک و خانواده، به والدین کمک میکند تا بدون خشونت، داد و تنبیه اشتباه، اقتدار سالمی در خانه ایجاد کنند. در این مقاله بهصورت کامل بررسی میکنیم که چگونه میتوان کاری کرد که کودک به حرف والدین گوش دهد، احترام بگذارد و قوانین خانه را بپذیرد؛ بدون اینکه رابطه عاطفی او با پدر و مادر آسیب ببیند.
بسیاری از افراد تصور میکنند اگر کودک از والدین بترسد، یعنی تربیت درستی داشته است. در حالی که ترس با احترام فرق دارد.
کودکی که فقط از تنبیه میترسد:
ممکن است دروغ بگوید
رفتارهایش را پنهان کند
اعتمادش به والدین کم شود
دچار اضطراب شود
اما کودکی که به والدین احترام میگذارد:
حرف آنها را جدی میگیرد
قوانین را رعایت میکند
احساس امنیت دارد
رابطه سالمتری با خانواده خواهد داشت
پس هدف اصلی باید ایجاد «اقتدار همراه با محبت» باشد، نه ترساندن کودک.
قبل از اینکه به دنبال راه حل باشیم، باید علت رفتار کودک را بدانیم.
وقتی قوانین خانه مدام تغییر میکند، کودک سردرگم میشود.
والدینی که مدام فریاد میزنند، بعد از مدتی اثر حرفشان را از دست میدهند.
کنترل شدید باعث لجبازی کودک میشود.
گاهی کودک برای جلب توجه نافرمانی میکند.
کودکی که احساس نزدیکی عاطفی با والدین ندارد، همکاری کمتری خواهد داشت.
برای اینکه کودک حرف والدین را جدی بگیرد، باید چند اصل مهم تربیتی را رعایت کنید.
یکی از مهمترین ویژگیهای والدین موفق، قاطعیت است.
قاطع بودن یعنی:
قوانین مشخص داشته باشید
روی حرف خود بمانید
آرام اما جدی صحبت کنید
مثلاً به جای داد زدن:
«الان سریع برو اتاقت!»
بگویید:
«وقت خواب رسیده و باید به اتاقت بروی.»
کودکان به والدینی که آرام اما محکم هستند بیشتر احترام میگذارند.
کودک باید بداند چه رفتارهایی قابل قبول است و چه رفتارهایی ممنوع هستند.
کوتاه باشند
قابل فهم باشند
ثابت بمانند
توسط هر دو والد اجرا شوند
مثلاً:
موقع غذا موبایل ممنوع
قبل از خواب مسواک زدن ضروری است
بیاحترامی ممنوع است
اگر قوانین هر روز تغییر کنند، کودک آنها را جدی نمیگیرد.
بعضی والدین مدام تهدید میکنند:
«دیگه دوستت ندارم»
«میذارمت خونه مادربزرگ»
«دیگه هیچ وقت بازی نمیکنی»
این تهدیدها هم به کودک آسیب روحی میزنند و هم بعد از مدتی بیاثر میشوند.
به جای تهدید از پیامد منطقی استفاده کنید.
مثلاً:
اگر اسباببازیاش را جمع نکرد، مدتی اجازه استفاده از آن را نداشته باشد.
احترام دوطرفه است. اگر میخواهید کودک به شما احترام بگذارد، باید شما هم با او محترمانه صحبت کنید.
جملات تحقیرآمیز مثل:
«تو هیچی نمیفهمی»
«چقدر لجبازی»
«بچه بدی هستی»
باعث کاهش اعتماد به نفس و افزایش مقاومت کودک میشود.
یکی از مهمترین دلایلی که بچهها والدین را جدی نمیگیرند، بیثبات بودن رفتار پدر و مادر است.
مثلاً:
امروز انجام کاری ممنوع است
فردا همان کار مشکلی ندارد
کودک یاد میگیرد قوانین واقعی نیستند.
اگر قانونی تعیین میکنید، باید در اجرای آن ثابتقدم باشید.
شاید فریاد زدن در لحظه کودک را ساکت کند، اما در بلندمدت تأثیر منفی دارد.
کودکی که مدام سر او داد زده میشود:
لجبازتر میشود
اضطراب پیدا میکند
به فریاد عادت میکند
در نتیجه بعد از مدتی فقط زمانی واکنش نشان میدهد که والدین عصبانی شوند.
بسیاری از والدین فقط اشتباهات کودک را میبینند.
در حالی که تشویق رفتار خوب تأثیر فوقالعادهای دارد.
مثلاً:
«آفرین که بدون غر زدن تکلیفت رو انجام دادی.»
«خیلی خوبه که حرفم رو گوش کردی.»
تشویق باعث میشود کودک رفتار مثبت را تکرار کند.
اقتدار واقعی با ترس فرق دارد.
آرام هستند
قابل پیشبینی هستند
قانون دارند
مهربان اما جدیاند
اما والدین خشن:
مدام عصبی میشوند
تنبیه شدید میکنند
کودک را میترسانند
اقتدار سالم باعث احساس امنیت در کودک میشود.
تنبیه شدید معمولاً نتیجه کوتاهمدت دارد.
کودک ممکن است:
جلوی والدین رفتار خوبی نشان دهد
اما پشت سر آنها قانون شکنی کند
تنبیه بدنی یا تحقیر:
اعتماد کودک را از بین میبرد
باعث دروغگویی میشود
رابطه عاطفی را خراب میکند
بهترین روش، استفاده از پیامد منطقی و آموزش مسئولیتپذیری است.
کودک لجباز معمولاً درگیر جنگ قدرت با والدین میشود.
وارد بحث طولانی نشوید
آرام بمانید
انتخاب محدود بدهید
احساسات کودک را درک کنید
قوانین را ثابت نگه دارید
مثلاً:
«میدونم ناراحتی، ولی قانون خونه اینه که قبل خواب موبایل کنار گذاشته بشه.»
مثل:
«اگر حرف گوش کنی برات جایزه میخرم.»
این کار کودک را شرطی میکند.
وقتی خشمگین هستید، احتمال رفتار اشتباه بیشتر میشود.
جملاتی مثل:
«ببین بچه مردم چقدر خوبه.»
اعتماد به نفس کودک را تخریب میکند.
اگر یکی از والدین قانون بگذارد و دیگری آن را نادیده بگیرد، کودک سردرگم میشود.
کودکی که مسئولیتپذیر باشد، همکاری بیشتری دارد.
وظایف کوچک به او بدهید
نتیجه رفتارهایش را ببیند
اجازه انتخاب داشته باشد
بابت مسئولیتپذیری تشویق شود
مثلاً:
مرتب کردن اتاق یا جمع کردن اسباببازیها.
بعضی والدین فکر میکنند محبت زیاد باعث لوس شدن کودک میشود، در حالی که محبت سالم یکی از مهمترین نیازهای کودک است.
کودکی که احساس دوست داشته شدن میکند:
آرامتر است
همکاری بیشتری دارد
کمتر لجبازی میکند
روزانه زمانی را فقط برای ارتباط با فرزندتان اختصاص دهید:
بازی کنید
حرف بزنید
او را در آغوش بگیرید
به احساساتش گوش دهید
در این سن لجبازی طبیعی است.
دستور کوتاه بدهید
حواسش را پرت کنید
آرام بمانید
کودک قوانین را بهتر میفهمد.
جدول تشویقی استفاده کنید
مسئولیت بدهید
قانون ثابت داشته باشید
در این سن گفتوگو اهمیت بیشتری دارد.
نظرش را بپرسید
مشارکت در قوانین خانه
احترام متقابل
اگر رفتارهای زیر شدید یا مداوم باشند، بهتر است از مشاور کمک بگیرید:
نافرمانی شدید
پرخاشگری زیاد
دروغگویی مداوم
اضطراب شدید
افت تحصیلی
لجبازی غیرطبیعی
گاهی مشکلات رفتاری کودک ریشه عمیقتری دارند که نیاز به بررسی تخصصی دارد.
اگر میخواهید فرزندتان از شما حساب ببرد، هدف نباید ترساندن کودک باشد. اقتدار واقعی یعنی کودک شما را بهعنوان والد قابل اعتماد، قاطع و مهربان بپذیرد. داد زدن، تهدید و تنبیه شدید شاید در لحظه اثر داشته باشند، اما در بلندمدت باعث فاصله عاطفی و لجبازی بیشتر کودک میشوند.
بهترین روش تربیت کودک، ترکیبی از محبت، قانون، احترام و قاطعیت است. زمانی که کودک احساس امنیت و احترام کند، همکاری بیشتری خواهد داشت و حرف والدین را جدیتر میگیرد.
اگر احساس میکنید در مدیریت رفتار فرزندتان دچار چالش شدهاید، مشاوران متخصص مرکز مشاوره آویژه آمادهاند تا با ارائه راهکارهای علمی و کاربردی، به شما در تربیت سالم کودک و ایجاد رابطهای آرام و صمیمی کمک کنند.
منبع: مشاوره خانواده