
لوح حمورابی نمادی از تمدن بینالنهرین است. این ستون سنگی بزرگ از جنس سنگ بازالت که در قرن هجدهم پیش از میلاد به فرمان شاه بابِل ساخته شد، یک اثر هنری، تاریخی و ادبی است و کاملترین چکیدهی قانونی عهد باستان بینالنهرین به شمار میآید.
این اثر شگرف توسط پادشاهی ایلامی در قرن دوازدهم پیش از میلاد، از بابِل به کاخی در شهر شوش منتقل شد. پس از کشف آن توسط باستانشناسان فرانسوی، این اثر ارزشمند برای مطالعه به موزهی لوور منتقل شد. لوح حمورابی در بخش بینالنهرین موزهی لوور در کنار دیگر شاهکارهای تاریخی منطقه به نمایش درآمده است. این لوح بازالتی احتمالاً در سیپار، شهری متعلق به خدای آفتاب بابلیان؛ شَمَش ساخته شده باشد.
دیگر آثار تاریخی مشابه این لوح، در شهرهای تحت حکمرانی حمورابی یافت شدهاند. سنت نوشتن قانون در منطقه بینالنهرین به پیش از دوران حمورابی بازمیگردد. برای مثال دو سند قانون سومری که به فرمان اورنامو؛ پادشاه شاه اور نوشته شده و لوح لیپیت ایشتار قدمت بیشتری از لوح حمورابی دارند.
لوح حمورابی اعتبار خود را از نوشتههای روی آن میگیرد. متون میخی بیشتر سطح این لوح را به اشغال خود درآوردهاند و اهمیت این اثر را دوچندان میکنند. صحنهی اصلی در این لوح، تصویری از شاه را به نمایش میگذارد که در حال دریافت اختیارات قانونی خود از شَمَش است.
این اثر که به لطف محتوای قانونی خود شگفتانگیز است، همچنین منبعی خارقالعاده از اطلاعات در مورد جامعه، مذهب، اقتصاد و تاریخ آن دوره نیز محسوب میشود. برخلاف کل موزه، مجموعهی آثار شرق نزدیک عاری از بازدیدکنندهی فراوان است. بااینحال، توضیح قانون حمورابی به برنامهی آموزشی مدارس فرانسه اضافه شده و هرروزه دانش آموزان فراوانی برای دیدار از آن به لوور میآیند.
این لوح به خط میخی و به زبان اَکَدی نوشته شده است و به سه بخش تقسیم میشود:
مقدمه تاریخی این لوح به تفویض اختیار به شاه حمورابی بهعنوان «حافظ مستضعفان و سرکوبشدگان» و شکلگیری امپراطوری و دستاوردهای وی اشاره دارد.
یک شعر که به قوانین حمورابی و تلاش برای جاودانه کردن آنها در آینده اشاره میکند.
این دو بخش، متنی را احاطه میکنند که به توصیف تقریباً ۳۰۰ قانون و تصمیمات قانونی در زندگی روزمره در قلمروی بابل اشاره دارد.
بخش مربوط به قوانین در این متن با استفاده از زبان مرسوم نوشته شده و به دستور شاه به منظور درک آن توسط همهی مردم، به زبان ساده بیان شده است. تصمیمات قانونی همگی به یک شیوهی مشابه نوشته شدهاند. به این نوع قوانین، قوانینِ اگر-آنگاهی گفته میشود. برای مثال؛ اگر فردی مرتکب عمل خطایی شود، آنگاه خود نیز با همان عمل مجازات خواهد شد.
موضوعات مورد اشاره در این لوح قوانین جزایی و مدنی آن دوره را پوشش داده و در فصلهای مختلف دستهبندی شدهاند. موضوعات اصلی در این لوح، مربوط به قوانین خانواده، بردهداری، قوانین شغلی، تجاری، کشاورزی و اجرایی هستند.
قیمتها و دستمزدها بر اساس قوانین اقتصادی تعیین میشدند. طولانیترین فصل این لوح مربوط به خانواده است که اساس جامعهی بابلی را شکل میداده است. این فصل با موضوعاتی چون نامزدی، ازدواج، طلاق، فرزندان، فرزندخواندگی، ارث و میراث و وظایف مراقبت از فرزندان ارتباط دارد. در این لوح به تمامی جنبههای هر موضوع اشاره شده و سبب میشود تا بهترین تصمیم ممکن در ارتباط با هر موضوع گرفته شود.
کودورو (Kudurru) یا سنگ مرز به سنگهای کوچکی گفته میشود که حد و مرز زمینهای اهدایی پادشاهی را مشخص میکردند. این سنگها اولین بار در دوران حکمرانی کاسیها در بینالنهرین ظهور کردند. این نمونه از سنگها در موزهی لوور، متعلق به زمینهای اهدایی از سوی شاه ملی-شیپاک به پسر خود مَردوک اَپَل ایدین هستند.
چنین هدایایی تحت محافظت خدایان بزرگ معبد بابل قرار میگرفتند. نام و نشان خدایان بر روی این سنگها به منظور حفاظت از زمینها در برابر غارت و چپاول نوشته میشد.
بعد از سقوط اولین امپراطوری بابل و پس از عصر طلایی حکمرانی حمورابی، این قلمرو به تدریج و تحت فرمانروایی خاندان خارجی کاسیها جانی دوباره گرفت.
کاسیها بهسرعت زبان بابلی و رسم و رسومات آنها را یاد گرفتند. آنها سنگهای کوچکی موسوم به سنگ مرز را پدید آوردند که استفاده از آنها تا قرن هفتم پیش از میلاد رواج داشتند.
این سرستون عظیم یکی از ۳۶ ستونی است که سقف کاخ آپادانا در شوش را سر پا نگه میداشتند. بر اساس اسناد و شواهد، طراحی و معماری این سرستون کاملاً ایرانی است. این سرستون نمادی از هنر دوران هخامنشی است که در آن المانهای گرفتهشده از تمدنهای دیگر بهمنظور خلق اثری منسجم و زیبا دیده میشود.
وقتیکه داریوش جانشین کوروش کبیر شد، شهر شوش را به عنوان پایتخت اجرایی امپراطوری متحد خود انتخاب کرد. شوش که یکی از قدیمیترین شهرهای جهان بود، تبدیل به قطب تجاری، سیاسی و اداری شد و اهمیت بسیار بیستری نسبت به پرسپولیس داشت. پرسپولیس نیز یک محوطهی بزرگ تشریفاتی است که در همین ابعاد به دست داریوش ساخته شده است. او دستور ساخت کاخی در سه طبقه مشرف به شهر در منطقهی شمالی شوش را داد.ـ(فقط اینکه این چجوری به اونجا رسیده خدا داند)
آثار باستانی ایرانی معمولاً از طریق امپراطوری عثمانی به اروپا راه یافتند، درنتیجه تاجران تصور میکردند که این آثار ریشههای ارمنی یا ترکی دارند. اولین اثر برنزی لرستان که در سال ۱۸۹۳ به موزهی لوور راه یافت یک عَلَم مرموز بود که حلقهای از فیگورهای در کنار هم را به تصویر میکشید.
لئون الکساندر و اوزِی، متخصصان فرهنگ یونان، به محض بررسی این اثر تصور کردند که این اثر شبیه به تصویر کشیدن گورگونها در یونان باستان است. آنها این اثر را به عنوان اثری متعلق به دوران پارتها شناسایی کرد.
اندکی بعد، اولین تندیسهای لرستان تهیه و به عنوان سرهای خاندان سلطنتی به سبک هنر کاپادوکیه شناخته شدند، هرچند از روی احتیاط در کنار آنها نوشته شد: «این دوره و سبک در دست بررسی است.» بررسی و کشف ماهیت این آثار ۳۰ سال دیگر زمان برد.
اشیاء خارقالعاده که غیرقابل مقایسه با دیگر کلکسیونهای موزهی لوور بودند، در اواخر قرن نوزدهم به دست آمدند و به طرز عجیبی موجب شگفتی هیچ علاقهمندی نشدند. دلیل این بیمیلی، تعصب و پیشداوری بیشازحد نسبت به آثار هنری فاخر یونانی بود. محققان در آن زمان کمتر اطلاعی در مورد هنر جواهرسازی هخامنشی داشتند.