به قلم سید علی امامی، ورودی ۴۰۰ مهندسی کامپیوتر دانشگاه صنعتی اصفهان
بازنگریشده توسط پارسا شیرکوند، ورودی ۴۰۲ کارشناسی مهندسی کامپیوتر صنعتی اصفهان

به راستی انسانها از جان هوش مصنوعی چه میخواهند؟
حتما شما هم تصاویر مختلفی که هوش مصنوعی به سبک استودیو جیبلی (Studio Ghibli) ساخته را دیدهاید و حتی احتمالا خودتان هم از آنها تولید کردهاید. این تصاویر آنقدر باورپذیر و شبیه به نسخه اصلی بود که احتمالا همه را به وجد آورد، به جز هنرمندان نگونبخت که یک قدم به بیکار شدن نزدیکتر شدند :)
اما آیا این کاری بود که انسانها از هوش مصنوعی میخواستند؟ هوش مصنوعی هنوز نمیتواند خانه را تمیز کند، غذا بپزد یا چای دم کند، اما میتواند سریعتر و بعضیوقتها بهتر از ما متن بنویسد، کد بزند و اثر هنری خلق کند.
رویای بشر همیشه ساخت ماشینی بود که او را از کار بینیاز کند تا بتواند وقتش را در فعالیتهایی که دوست دارد صرف کند اما با اختراع ماشینهای اولیه، کارخانههای بزرگ صنعتی پدید آمدند که نیاز به نیروی کار را دو چندان کرد. تکنولوژی به صاحبان سرمایه کمک کرد بهینهتر و بیشتر از کارمندان و کارگران کار بکشند. ماشینها اگر چه نیاز به زور بازو را کمتر کردند، اما نیاز به اپراتوری داشتند که آنها را تنظیم کند و تماموقت مراقب آنها باشد؛ اما آیا نمیشد همین اپراتور هم یک ماشین باشد؟
پیشرفت مدلهای زبانی بزرگ مثل جیپیتی در سالهای اخیر همه را هیجان زده کرد؛ هیجانی در حد اختراع اینترنت! مهم نبود که متخصصان با بادی در غبغب به شما بگویند:«این که واقعا هوش مصنوعی نیست، فقط یک مدل احتمالاتی بزرگ است که مدام کلمه بعدی را حدس میزند.»
فرض کنید به باغ وحشی رفتهاید و جلوی قفس میمونها که میرسید یک میمون جلو میآید، با شما دست میدهد و خودش را معرفی میکند. احتمالا بعد از وحشتزده شدن، با او مثل یک انسان برخورد میکنید و فراموش میکنید که یک میمون است. وقتی یک ربات آنقدر شبیه انسان رفتار میکند که میتوانید با آن مکالمههای عمیق راجع به زندگی داشته باشید و همزمان تکالیفتان را حل کند، بهراستی چه کسی اهمیت میدهد واقعا هوشمند است یا هوشمند نیست؟ به قول خارجیها وقتی چیزی شبیه اردک است و صدای اردک هم میدهد، پس لابد اردک است :)
بعضیوقتها فکر میکنم شانس آوردهایم که لااقل هنوز جیپیتی از پشت مانیتور بیرون نیامده. درست است که کلمات توی یک مستطیل هم میتوانند ترسناک باشند، اما نه به ترسناکی یک ربات اسلحه به دست. رباتی که طبق محاسباتش ناگهان به این نتیجه میرسد ما انسانها در حال نابودی محیطزیست و کره زمین هستیم، پس باید نسل ما را منقرض کند تا خودش بماند. بعضیها معتقدند این حرفها بدبینی زیاد یا تئوری توطئه است که خب، امیدوارم همینگونه باشد.
کسی که دوچرخه را اختراع کرد دقیقا میدانست کارکرد دوچرخه چیست. پس اگر یک روز دوچرخهاش پرواز میکرد احتمالا به این نتیجه میرسید چیزخور شده و توهم زده؛ اما کسانی که روی هوش مصنوعی کار میکنند اعتراف میکنند که نمیدانند این مسیر به کجا ختم خواهد شد. آنها فقط سخت کار میکنند تا سرمایهگزاران انبوهشان را با مدلهای بزرگتر و بهتر راضی نگه دارند و از شرکتهای رقیب عقب نمانند. آنها مداوم تلاش میکنند برای جلوه تجاریشان هم که شده هوش مصنوعی را بچه مثبت نگه دارند تا حرف بد نزند، نژادپرست نباشد و آموزش ساخت کوکتل مولوتوف هم ندهد! اما همانطور که بارها دیدهایم این محدودیتها قابل دور زدن هستند و چه کسی میداند اگر روزی هوش مصنوعی آگاه شود واقعیت را چهطور خواهد دید؟ احتمالا آن روز دیگر جیپیتی به توصیههای اخلاقی سم آلتمن اهمیتی نخواهد داد.
به راستی انسانها از جان هوش مصنوعی چه میخواهند؟ سوالی است که جواب مشخصی ندارد. آن چه که مشخص است این است که ما کاری دیوانهوار انجام دادهایم! تکامل میلیاردها سال وقت میخواست تا موجودی به هوشمندی انسانها بسازد و حالا ما، موجودی باهوشتر از خودمان ساختهایم تا به ما کمک کند. این که در آینده هم هوش مصنوعی دستیار خیرخواه ما میماند و یا ما را در قفس میاندازد و به مغزهای کوچکمان میخندد هنوز معلوم نیست. ولی محض احتیاط به شما توصیه میکنم هر موقع با جیپیتی صحبت کردید تشکر کردن را فراموش نکنید :)
ما را در صفحات مجازی، مخصوصا تلگرام دنبال کنید: