
اولین باری که مقالهام را ارسال کردم، فکر میکردم سختترین بخش کار تمام شده است.
ماهها مطالعه، طراحی چارچوب نظری، تحلیل دادهها و نوشتن متن علمی را پشت سر گذاشته بودم و تصورم این بود که اگر مقاله خوب باشد، بالاخره چاپ میشود.
اما پاسخ ژورنال فقط یک ایمیل کوتاه بود:
Rejected
نه بهخاطر ضعف موضوع، نه بهخاطر نداشتن داده، بلکه بهدلیل چیزهایی که آن زمان اصلاً آنها را دانش حساب نمیکردم.
سالها بعد در مسیر نگارش، داوری و تحلیل مقالات علمی بهویژه در حوزه معماری و شهرسازی فهمیدم بسیاری از ریجکتها نه به دلیل ضعف علمی، بلکه به دلیل ناآگاهی از قواعد نانوشته انتشار علمی اتفاق میافتند.
اینها مهمترین چیزهایی هستند که ایکاش قبل از اولین ارسال مقاله میدانستم.
در معماری و شهرسازی، ژورنالها رویکردهای کاملاً متفاوتی دارند:
برخی نظری–انتقادیاند، برخی تکنیکی–کاربردی، برخی میانرشتهای و برخی بومیگرا.
اشتباه رایج این است که مقالهای با رویکرد مفهومی یا فلسفی را به ژورنالی ارسال کنیم که اساساً دنبال مطالعات کمی یا مطالعات موردی اجرایی است.
در چنین شرایطی، حتی مقاله خوب هم نامرتبط تلقی میشود.
انتخاب ژورنال باید قبل از نهایی شدن مقاله انجام شود، نه بعد از آن.
در اولین مقاله، فکر میکردم هرچه ایده کلیتر و بزرگتر باشد، ارزش علمی بالاتری دارد.
اما داوری علمی بهویژه در مجلات معتبر معماری بر پایه چیز دیگری است:
مسئله مشخص
چارچوب نظری روشن
ارتباط منطقی میان مسئله، روش و نتیجه
یک مقاله خوب الزاماً انقلابی نیست، بلکه دقیق، شفاف و قابل دفاع است.
بسیاری از مقالات معماری و شهرسازی دقیقاً در بخش روششناسی رد میشوند.
نه چون داده ندارند، بلکه چون نمیدانند داده چگونه به دانش تبدیل میشود.
چه تحقیق کیفی باشد، چه کمی، چه تحلیل فضایی، چه مطالعات تطبیقی، داور انتظار دارد بداند:
چرا این روش انتخاب شده؟
محدودیتهای آن چیست؟
چگونه با مسئله تحقیق همراستاست؟
روش تحقیق، ستون فقرات مقاله است؛ نه یک الزام اداری.
یکی از بزرگترین سوءتفاهمها این است که متن علمی باید دشوار، سنگین و مبهم باشد.
در حالی که داوران حرفهای دقیقاً برعکس فکر میکنند.
جملههای طولانی، واژههای نامأنوس و ابهام مفهومی، نشانه عمق نیست.
اغلب نشانه ضعف در فهم موضوع است.
مقالهای که خوب نوشته شده باشد، حتی وقتی پیچیده است، قابل دنبالکردن است.
در معماری و شهرسازی، بسیاری از مقالات خوب حداقل یکبار ریجکت میشوند.
تفاوت نویسنده حرفهای و آماتور در این است که:
نویسنده آماتور ریجکت را شخصی میبیند
نویسنده حرفهای ریجکت را به عنوان داده تحلیل میکند
کامنتهای داوران، اگر درست خوانده شوند، یکی از بهترین منابع یادگیری هستند.
چون نوشتن مقاله علمی فقط نوشتن نیست، بلکه شناخت نظام انتشار علمی است.
در آکادمی پژوهشی فراتحلیل، تمرکز ما دقیقاً روی همین نقطه است:
پیوند میان دانش معماری و شهرسازی با منطق داوری، انتخاب ژورنال و نگارش حرفهای.
نه با وعدههای اغراقآمیز،
بلکه با فهم دقیق اینکه مقاله علمی چگونه خوانده، داوری و پذیرفته میشود.
اگر قرار بود فقط یک چیز را به نسخه جوانتر خودم بگویم، این بود:
قبل از ارسال مقاله، مثل داور به آن نگاه کن، نه مثل نویسنده».
همین تغییر زاویه دید، مسیر پژوهشی بسیاری را عوض میکند.