اول چاه رو بکن! منار دزدی رو همه بلدن

خیلی وقت‌ها، آدم‌ها وقتی یک چیزی، کالایی، سرویسی و یا هر تولید دیگری دارن، بقیه را به شکل گوسفندانی می‌بینن که از خدمات‌شون استفاده نمی‌کنن و لاجرم اونها هم پولی به دست نمیارن!
چقدر احمقند! چرا متوجه نکات مهم کالا یا سرویس ما نیستند؟
ای ابله چرا از اپلیکیشن "باسن خشک‌کن" ما استفاده نمی‌کنی؟ چرا شیر آب یک طرفه به دوطرفه با صدای سوت بلبلی را نخریدی ای احمق؟ چرا اینقدر تخفیف دادیم و استفاده نکردی از بازی پینت‌بال با اسب در کوهپایه‌های اورست! 35 درصد تخفیف داشت! چرا شرکت من که این همه سرویس‌های خفن تبلیغاتی می‌ده هیچ مشتری نداره؟

نکته اینجا 3 تاست! یک اینکه مزخرفی تولید کردید که هیچ دردی رو دوا نمیکنه، دو اینکه این‌قدر قیمت بی‌ربطی داره که کسی بهش توجهی نمی‌کینه، و سه اینکه بلد نبودید پرزنتش کنید!
پرزنت کردن خوب، تبلیغات خوب، خیلی مهمه، اونقدری که می‌تونه یه آشغال رو در جهان فراگیر کنه! به شرطی که اول بلد باشیم "نیاز" رو درست کنیم، اونوقت محصول ما به عنوان راه‌حل نهایی همه‌گیر می‌شه...

تبلیغات و مارکتینگ اول باید بتونه نیاز رو ایجاد کنه، هر وقت تو ایجاد نیاز موفق بودیم، بقیه راه رو هم می‌تونیم بریم.
همه احتمالا اون داستان معروف رو شنیدید که می‌گه، تبلیغاتچی و بازاریاب خوب اونیه که بتونه به یه اسکیمو، یخچال بفروشه!!
تو نگاه اول همه می‌گن واااای! چه مغزی! تو اون سرما کی یخچال می‌خواسته! چه مخی زده یارو! ای ول...
ولی دقیق‌تر نگاه کنید! "نیاز" برای اون اسکیمو وجود داشته! توی قطب، برای اینکه مواد‌غذایی از یخ‌زدگی دور بمونن، باید تو یخچال نگهداری بشن! پس اون اسکیمو به یخچال نیاز داشته! فقط خودش خبر نداشته!
هنر بازاریاب و تبلیغاتچی این بوده که نیاز رو تعریف کرده و براش راه‌حل اجرایی تهیه کرده.

همین

http://vrgl.ir/ZYWgY