کار هر بز نیست...

توی کار جدیدم، زمینه‌های جدیدی رو دارم تجربه میکنم که قبلا دورادور باهاشون برخورد داشتم و تجربه کسب می‌کردم. سر فرصت مقاله می‌خوندم و "دانش" جمع می‌کردم.

الان وقتیه که باید اون دانش و تجربه رو استفاده کنم در عمل، و همینجور سواله که دارم پیش میاد.

مثلا، هی می‌خونیم که نویسنده‌های خارجی (جهان اول طبعا) می‌گن در کانتنت‌مارکتینگ و سوشال‌مارکتینگ و دیجیتال‌مارکیتینگ، این مدلی کار کنید و این جوری بنویسید و اینقدر کلمه و این استراتژی و فلان رویکرد و بهمان گرافیک رو استفاده کنید تا به نتیجه برسید.

بعد در عمل با یک سری کارفرمای عجول طرفی، با یک سری مدیر مارکتینگ عشق عدد و عشق لایک و فالوور؛ با یک سری تجربه‌های مسخره طرفی که دانش‌ها رو نقض می‌کنه، با اینفلوئنسرهای وطنی طرفی که هر مسخره‌بازی رو در میارن، با لایک‌سازی و عدد‌سازی طرفی، و نمی‌دونی کدوم روش رو استفاده کنی، علمی یا تجربی؟
البته این نکته چیز عجیب و جدیدی نیست، مثل همه چیز دیگه در اطراف ما، این هم پا در هواست، مثل فوتبال، مثل سینما، مثل رانندگی، مثل آموزش، مثل همه چیز.

الحق که همه چیزمون باید به همه چیزمون بیاد!