شاید کمتر کسی استاد گرانقدر محمدعلی اسلامی ندوشن را بشناسد. اما این شخصیت والا مقام چنان تأثیری بر فرهنگ و تاریخ ایران داشته است که حیف است از ایشان یادی نکنیم.
سعی من بر این است که با مطالعه کتاب ارزشمند (ایران و تنهاییش)، و ذکر نکات مهم از مطالب استاد و همچنین نکاتی که به ذهنم میرسد. به اشتراک بگذارم.

از دیباچه کتاب
ما برای آنکه با چشم بازتری به امروز و فردا نگاه کنیم، احتیاج داریم که دیروز کشور خود را با تفاهم بیشتر و به نحوی دقیقتر بشناسیم.
هر گذشتهای درسی برای امروز دارد، به شرط آنکه درست به آن نگاه شود. ما تاریخ خود را بیشتر در ضمیر ناآگاه خود حمل میکنیم در حالی که نگرش آگاهانه تری از آن مورد نیاز است. هر روبرویی، محتاج شناخت است، و ما در هر حال با ایران روبروییم.
((انسان در پی چه بوده است))؟ انسان در پی طولانی کردن عمر خویش بوده، ولی، چون نتوانسته است این مهم را به سرانجام برساند. سعی بر آن داشته که کیفیت زندگیاش را به جای کمیت زندگی بیشتر کند. انسان از دیرباز تا به اکنون در تلاش بوده است. که ارزش زندگیاش را بالاتر ببرد، و برای همین افزودن بر کیفیت زندگی است که در طول هزاران سال دست به اختراعات و اکتشافات زده است. ما(انسانها) آتش را کشف کردیم و از کشف آتش توانستیم آهن را ذوب کنیم. پس از ذوب آهن توانستیم خنجر و نیزه برای شکار و دفاع بسازیم. وسایل کشاورزی بسازیم . و همینطور که نگاه کنیم جلوتر که آمدهایم، پیشرفت های زیادی حاصل شده برای راحتی زندگیاش. اما، همچنان فکر اینکه من-انسان- بعد از اینهمه تلاش قرار است دیگر نباشم. یعنی بمیرد. حال چه کند؟
((با مرگ چه میشود کرد))؟ جایگزنی از نوع ملموس برای عمر اینکه انسان عمر طولانی(بینهایت) داشته باشد پیدا نشده، اما انسان موجودی نیست که کم بیاورد پس؛ تصور کرد. از دل این تصور، خلاقیت پدیدار شد. تصور به اینکه چقدر خوب است که من بتوانم لباسهایی در رنگهای مختلف داشته باشم. من فلان خانه را داشته باشم. من فلان ماشین را داشته باشم. و....... همین تصورات است که موتور محرکی برای این همه پیشرفت شده است. انسان موجودی حریص و جاه طلب است. اما در همین حین که انسان، شروع به تصور کردن نمود، افرادی هم پیدا شدند که تصویری خیالی از دنیای دیگر(بهشت) که خالی از هر نوع بدی است را نشان دادند. آن مکان را زیباتر از این دنیا نشان دادند. پریان زیبا چهره متعدد، نهری از شراب و عسل، خوراکیهایی بینهایت لذیذ، شادی در همهی لحظات، نبود غم و ناراحتی، صورتی از آن دنیایی خیالی است. بحث درباره این موضوع را بعداً ادامه میدهم......
سوال ما این بود ((چرا تاریخ بخوانیم))؟
تاریخ میخوانیم، که بدانیم بر نیاکانمان چه گذشته است.
تاریخ میخوانیم، که مسیر آینده را بهتر و درستتر انتخاب کنیم.
تاریخ میخوانیم، که کمی کمتر فریب بخوریم.
اساساً تاریخ را نباید فقط به منزله اینکه دربارهی سلسلهها و حکومت های آمده و رفته است بخوانیم. دانستن تاریخ و مطالعه فقط صرف آن - درباره فلان پادشاه یا فلان وزیر یا فلان حاکم چه سالی بر تخت نشسته است یا چه سالی منقرض شده است یا دستور قتل چه کسی را داده است - معطوف باشد نیست. یعنی نباید فقط این باشد. در دل مطالعه تاریخ؛ فرهنگ، ادبیات، هنر، فلسفه، روانشانسی و جامعهشناسی نهفته است. پس تاریخ را باید به گونه ای بخوانیم که بتوانیم گذشته را تحلیل کنیم، بتوانیم فکر کنیم که گذشتگان چگونه فکر میکردند. چگونه عمل میکردند. برای چه چیزهایی میجنگیدند. یا دنبال چه ارزشهایی بودند. باید به شکلی بخوانیم که با مدل ذهنی آنهاآشنا شویم. نتایج کارهایشان را بررسی کنیم. پس فایده مطالعه تاریخ این است.