ویرگول
ورودثبت نام
fd.mohkami
fd.mohkami
fd.mohkami
fd.mohkami
خواندن ۱ دقیقه·۷ سال پیش

تا ابد که نیست

قسمت هایی از متن کتاب " تا ابد که نیست "
پادگانی که بدلیل وجود درختان بزرگ ، قدیمی بنظر می آمد ، یک میدان صبحگاه نه چندان بزرگ شامل محوطه ای آسفالت شده به اندازه ...
این شاید اولین واکنش اعتراضی من به اسارت و کیفیت پایین غذا بود، که خوشبختانه کسی ندید، نهار ظهر نیز به همین منوال گذشت و و باز قید آن را زدم و همچنین عطای شام را به لقای آن بخشیدم، البته اگر نبود تنقلات و شیرینی هایی که از خانه همراه خود آورده بودم، بی شک نمی توانستم قید آن وعده های غذایی را بزنم. واکنش اعتراضی به شرایط موجود فقط بی صدا ترک کردن سالن غذاخوری بود، ناسزا گفتن به خود بود آن هم بی صدا، قهر کردن با خود ، جیغ زدن در عمق ده متری دریا، که فقط باعث ترسیدن ماهی ها می شد، گریه کردن در میان کویری پهناور و خشک که فقط مارمولک ها شاهد آن بودند. خوابیدن در وسط جاده ای که سالها است خودرویی از آن عبور نکرده، پریدن از هواپیمایی که هنوز پرواز نکرده و حتی هنوز تو سوار بر آن هم نشد ه ای و یا بستن سنگی بر پای و پریدن در رودخانه ایی که سالها خشک شده است و آبی ندارد. کیفیت غذا خیلی بد بود ولی گرسنگی بلایی سرم آورد که فردا صبح اول وقت اولین نفر حاضر در صف صبحانه بودم. اگر سنگ هم می دادند می خوردم .

کتاب
۴
۰
fd.mohkami
fd.mohkami
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید