
گاهی لازم است، کتابی است شامل داستان مواجه شدن با ناخدای قایقی کوچک که براحتی خود و سرنشینان همراه را از طوفانی سهمگین نجات می دهد، مردی که خود را جزئی از طبیعت و دنیای اطراف خود می داند، نه ذره ای بیشتر و نه کمتر. وی آموخته که امواج خروشان اگر قایق او را تهدید می کنند، نه از سر کین و بدخواهی ، که بر اساس وظیفه ای ذاتی است که بر عهده دارند. صخره های جزیره هرچند مانعی بر سر امواج به نظر می رسند لیکن هر دو در یک مسیر در حرکت هستند و یک هدف را دنبال دنبال می کنند و آن هدف چیزی نیست جز زندگی، بودن و حرکت.