◄ چرا نمی‌توانم با خواهرم ارتباط بگیرم؟

برادران و خواهران فقط در ظاهر با همدیگر خوب هستند وگرنه دشمن هم‌‌اند زیرا نخستین رقبای هم بوده‌اند!

چند نکته در این رابطه وجود دارد. برخی از حسادت های كودكی باید وجود داشته باشد. تو آن را سركوب كردی و او (خواهر یا برادرت) نیز سركوب كرده است، زیرا به ما آموخته اند كه باهم خوش‌رفتاری كنیم و این یكی از خطرناك ترین چیزهاست!
به ما آموخته‌اند كه انسان باید با خواهرش، با برادرش خوش‌رفتاری كند.
به این ترتیب یک سری از احساسات سركوب می شوند و فرد دیگر با احساسات خودش صادق نیست.

زمانی كه مراقبه می كنیم، آن احساسات سرکوب‌شده بیرون می‌زنند بنابراین باید از آن دوره ای از زندگی كودكی كه از دست داده ایم گذر كنیم...

اما چیزی نیست كه نگرانش باشی. طبیعی است زیرا هرآنچه كه سركوب و ممنوع شده شروع می كند به بیان شدن. پس شما ارتباط را از دست می دهید.

درواقع، این ارتباط هرگز وجود نداشته است. فقط باادب بودن، یك ارتباط نیست. برای یك ارتباط، فقط خوب بودن كافی نیست زیرا اگر چیزی را سركوب كنی، آن ارتباط سطحی و فقط كلامی است.
فقط حركاتی توخالی انجام می دهی و عواطفی بی معنی نشان می دهی. می توانی بگویی، "سلام" بدون اینكه سلامی گفته باشی. می توانی به شخصی لبخند بزنی بدون این كه ابداً لبخند زده باشی. می توانی صحبت كنی و خوشرو باشی، آنطور كه از انسان انتظار می رود، بدون اینكه ابداً خوشرو باشی. تمام این رفتارها می تواند فقط یك پرهیز شدید باشد.
با ادب بودن تو، خوشرفتاربودنت، خوب بودنت شاید فقط یك زره روانی باشد، زیرا می ترسی كه اگر واقعی شوی، آن عواطفی كه سركوب شده اند، بیرون بزند.
و آن شخص دیگر؛ خواهر یا برادرت نیز می كوشد تا خوب باشد. او نیز همانند تو می ترسد.

اگر ارتباطی بین خواهر و برادر وجود داشته باشد، آنگاه مراقبه آن رابطه را حتی عمیق تر خواهد كرد. اگر ارتباطی وجود داشته باشد، مراقبه آن ارتباط را به یك اتحاد تبدیل خواهد كرد، چیزی ژرف تر از ارتباط.
ولی اگر ارتباطی وجود نداشته باشد، مراقبه تو را از آن آگاه می سازد....

واقعیت این است که برادران و خواهران فقط باهم خوشرفتار هستند؛ وگرنه دشمن هم‌اند زیرا نخستین رقبای هم بوده‌اند!
در یك خانه ی كوچك، وقتی كه نخستین فرزند زاده می شود، همه چیز را در اختیار دارد و یكه‌تاز است. سپس فرزند بعدی می آید. او شروع می كند به رقابت كردن؛ رقابتی طبیعی.
این تازه وارد، توجه بیشتری می خواهد و فرزند نخست از حضور این دومی، احساس می‌کند مورد تهاجم واقع شده است. احساس می كند كه انحصاری بودنش شكسته شده است و این طبیعی است كه مادر به فرزند تازه وارد توجه بیشتری نشان بدهد، نوزاد به آن توجهات نیاز دارد. سپس حسادت برمی‌خیزد.
وقتی در یك خانه فرزندان زیادی وجود داشته باشد، این حتمی است كه یك فرزند نسبت به سایرین، توجه بیشتری را به دست خواهد آورد و یك سلسله مراتب به وجود خواهد آمد...

شاید مادر به یكی از فرزندانش بیشتر عشق بورزد، و به دیگری كمتر. مادر نیز یك انسان است. نمی توانید انتظار داشته باشید كه مطلقاً یكسان دوست بدارد: این امكان ندارد.

مادر سخت تظاهر می كند، ولی كودكان بسیار باادراك هستند. آنان بی درنگ می توانند تشخیص دهند كه یكی بیشتر مورد توجه است و دیگری كمتر و این تظاهر فقط قلابی است.
آنگاه یك تضاد درونی، ستیزه‌جویی و جاه‌طلبی برمی خیزد.
هر فرزند موجودی متفاوت است: یكی بسیار بااستعداد است، دیگری نیست. یكی استعداد موسیقی دارد، دیگری ندارد. یكی استعداد ریاضی دارد و دیگری ندارد. یكی جسماً زیباتر از دیگران است و یا یك گیرایی شخصیتی ویژه دارد كه در دیگران نیست. اینجاست که مشكلات بیشتری برمی خیزند.

و به ما آموخته شده كه خوب باشیم و هرگز واقعی نباشیم!

اگر به كودكان آموخته شود كه واقعی باشند، آنان خواهند جنگید و با همین جنگیدن آن را رها خواهند كرد. آنان خشمگین خواهند بود، می‌جنگند و سپس تمام می شود، زیرا كودكان خیلی زود از چیزها خلاص می شوند. اگر خشمگین باشند، خشمگین خواهند بود، داغ می شوند، تقریباً مثل كوه آتشفشان می شوند، ولی لحظه ای بعد دست های همدیگر را می گیرند و همه چیز از یاد رفته است.
آنان بسیار ساده هستند. ولی این سادگی برای آنان مجاز نیست.
به آنان گفته می شوند كه به هر هزینه ای كه شده خوشرفتاری كنند. آنان از این‌كه نسبت به همدیگر خشمگین باشند منع شده اند: «او خواهرت است، او برادرت است، با او مهربان باش!»

آن خشم ها، آن حسادت ها و هزار و یك زخم و خراش كه به جمع شدن ادامه می دهند، بعدها یك روز در زندگی وقتی به چیزی چون مراقبه برمی‌خوری، بالا می زنند!

بنابراین، لطفاً این بار آن ها را دوباره سركوب نكن.
حالا با موقعیت رو به رو شو: اگر تو خشمگین هستی؛ اگر او خشمگین است، پس خشمگین باشید! بجنگید! تمامش كنید!
چیزهایی به او بگو كه همیشه می خواسته ای بگویی، ولی نگفته ای و خواهرت/برادرت نیز باید چیزهایی را بگوید كه همیشه می خواسته بگوید، ولی نگفته است. زیرا هردو سعی كرده اید این بازی باادب بودن را بازی كنید.

این بازی مسخره را رها كنید. اگر بتوانید در خشم و حسادت واقعی با یكدیگر روبه رو شوید، اگر بتوانید آن را تا به آخر بجنگید ، بی درنگ پس از آن، و به دلیل آن، عشق ومهری عمیق برخواهد خاست و این چیز واقعی خواهد بود. آن زمان ارتباط ممكن خواهد بود.

اشو: یك گل سرخ، یك گل سرخ؛ یك گل سرخ است.
برگردان: محسن خاتمی
ویرایش: فرهاد