ایده پردازی روش ها و تکنیک های خودش رو داره. گاهی اوقات شما روی ایده ای که ناگهان به سرتون میزنه تمرکز میکنید و کار میکنید، گاهی اوقات هم ایده ای ندارید و دوست دارید یک ایده خوبی داشته باشین تا بتونین کسب و کارتون رو راه اندازی کنید.
اول از همه مراحل ایده پردازی رو بررسی میکنیم.
ایده پردازی برای حل مشکل یا تأمین یکی از ملزومات کاری، میتواند برای بسیاری از کسبوکارها نقطهی شروع مناسبی باشد. معمولا شرکتها درد را به خوبی شناسایی میکنند. اما مهمتر از تشخیصِ مشکل، فراهم آوردن بسترِ ایده پردازی برای درمانِ درد است. ایدهها فقط چارهی مشکلات نیستند و به غیر از درمانگری، در دو حوزهی دیگر هم کاربرد دارند: شایستگی محوری و نیازسنجیِ مشتریان.
در حوزهی شایستگی محوری، میتوان از ایده پردازی به منظور افزایش توانمندیهای شرکت استفاده کرد. در این نوع ایده پردازی، سازمان به دنبال خلق خدمات و محصولات تازه یا بازارهای جدید برای خدمات و محصولات موجود است.
در بحث نیازسنجیِ مشتریان نیز ایده پردازی کمک میکند تا از فواید تحقیقات متداول در بازاریابی (مانند گروههای کانونی و نظرسنجیها) بیشتر بهرهمند شویم و از اشتراکگذاری ایدهها به عنوان فرصتی برای انجام چنین بررسیهای سودمندی استفاده کنیم.
انتخاب بهترین ایدهها خیلی زودتر از شروع فرآیند ایده پردازی آغاز میشود. در اینجا تعیین معیارهایی که ایدهها بر اساس آنها سنجیده میشوند، کسانی که مسئول ارزیابی آنها هستند و اینکه ایدههای اصلی برای ارزیابی بیشتر و به اجرا در آمدن چطور به تیمهای داخلی ارائه میشوند، اهمیت پیدا میکند. فرآیند انتخابِ خوب را معمولا با استفاده از برچسب و تگ برای تبدیل ایدهها به دستهبندیهای معنادار شروع میکنیم. برای این منظور، میتوانیم محصولات را دستهبندی کنیم: موبایل، لپتاپ، تبلت (برچسب)؛ در گام بعدی جزئیات بیشتری را در نظر میگیریم و ویژگیها یا خصوصیات محصول را به آن «تگ» میکنیم: مثلا سبُک، باطری با طول عمر بالا، قابل حمل… یا به سراغ خصوصیتهایی مانند سیستم عامل، صفحه نمایش و… میرویم. در مرحلهی بعدی، با استفاده از این برچسبها و تگها، ایدهها را اولویتبندی میکنیم. دستهبندیها و تگزنیها باید طوری باشد که مانند فیلتر عمل کند و تنها بهترین ایدهها را تا مرحلهی اجرا بدرقه کند.
موفقیت در فرآیند پیادهسازی، بستگی به توانایی سازمان برای انتخاب برترین ایدهها و عمل کردن براساس آنها دارد. به علاوه، سازمان باید جریان کاری منظمی داشته باشد، به طوری که کارکنان سازمان، به خوبی از نقش خود در مراحلِ مختلف فرآیند ایده پردازی آگاهی داشته باشند. اگر سازمانی بخواهد ایده پردازی را شروع کند، طراحی فرآیند مناسبی برای ایده پردازی (یعنی مشخص کردن دقیقِ نقشها و مسئولیتها) اهمیت زیادی خواهد داشت. افرادی که برای نقشهای مختلف، انتخاب میشوند باید آمادگی پذیرش ایدههای جدید را داشته باشند؛ ایدههایی که لزوما در داخل سازمان خلق نشدهاند. حتی ممکن است بتوان به این افراد براساس عملکردشان در پیادهسازی رویکردهای جدید، پاداش هم داد.
برای ایده پردازی بیش از ۱۵ تکنیک وجود داره که شما بسته به نیازتون میتونید از اونها استفاده کنید. امروز میخوام معروف ترین و جامع ترین تکنیک ایده پردازی به SCAMPER رو بهتون معرفی کنم.
تکنیک SCAMPER روشی برای ایده پردازی هست که توسط با اِبری (Bob Eberie) طراحی شده و قدرت اراده را در ایده پردازی به عنوان محرک اصلی در نظر میگیرد. درواقه این روش، چک لیست شناخته شده ای را شامل می شود که به فرد کمک می کند ایده هایش را برای بهبود محصولات موجود یا تولید یک محصول کاملا جدید ثبت کند. چک لیست تکنیک اسکمپر موارد زیر را در بر می گیرد:
حرف S که از كلمهی substitution به معني جانشينسازي گرفته شده است.
حرف C که از كلمه combine به معني تركيب كردن آمده است.
حرف A که از كلمهی adapt به معنيِ سازگاري و تعديل كردن میآید.
حرف M که به كلمهی magnify به معني بزرگ سازي اشاره دارد.
حرف P که از كلمهی put to other uses به معني استفاده در ساير موارد وام گرفته شده است.
حرف E که از كلمهی elimination به معني حذف كردن گرفته شده است.
حرف R که از كلمهی reverse به معني معكوسسازي میآید.