
در سال 2001، کمپانی 2K اثری جهان باز را روانه بازار کرد که آغازکننده یک سه گانه خاطره انگیز برای چه مخاطب داخلی و چه خارجی بود؛ سه گانه پر فراز و نشیب مافیا. این مقاله قرار است سرگذشتی بر این مجموعه باشد، از گیمپلی و مکانیزم های مختلف گرفته تا بخش روایی آن.
بیش از دو دهه پیش و در پایان سال 1998، استودیوای به نام Illusion Softworks (که بعدها به 2K چک تغیر نام پیدا کرد)، پروژهای با پسوند Gangster را شروع کرد که نتیجه آن Mafia: City of The Lost Heaven بود. این بازی توانست موفقیت و طرفداران زیادی کسب کند و جایزه های کوچکی بگیرد. فروش مناسب نسخه اول دلیل خوبی برای ساخت یک دنباله عالی بود که در نهایت در سال 2004 ساخت آن شروع شد و دوسال قبل از انتشار معرفی شد و در سال 2010 با تاخیری کوچک عرضه شد؛ اما نحوه تبلیغات و بدتر از آن، انتشار در حین جولان Red Dead Redemption باعث فروش ناامیدکننده شد. اگر 2K تاریخ انتشار درستی را انتخاب میکرد شاید شاهد چنین اتفاقی نبودیم. قسمت سوم نیز شاید داستانی قابل قبول را ارائه داد اما به دلیل مشکلات توسعه، گیم پلی و سایر المان ها راضی کننده نبود چرا که بعضا در حد استاندارد هم نبودند. مجموعه بازی مافیا شاید در طول زمان افت قابل توجهی پیدا کرده است، اما نمیتوان منکر داستان باکیفیت و جنایی دو قسمت اول شد که یک تجربه استثنایی را برای طرفداران خود رقم میزند. تمام این ها باعث شد که دو قسمت اول مجموعه به مرور زمان تبدیل به یک اثر کالت کلاسیک شوند و من قرار است به شما بگویم چرا.
من بارها از کلمه "متمایز" در مقاله هایم استفاده و بر روی آن تاکید کردهام؛ دلیل آن این است که هر بازی ویدیویی یک هویت دارد و زمانی این هویت منحصر به فرد است که چیزی را در خود خلق کند که بازیهای مشابه آن را نداشته باشند. مافیا 1 و 2 نیز اینگونه هستند. ماجراهای تام آنجلو در شهر Lost Heaven و ویتو در Empire Bay بهطوری یک حکایت مافیایی را به خوبی نشان میدهد که موجب متمایز شدن آن از آثار دیگر میشود. هر دو فرد در پشت صحنه بازی در حال روایت سرگذشت خود هستند، از اینکه چگونه وارد ماجرا شدند و آخر قصه چگونه به اتمام رسید و این قضیه تم ماجرایی بازی را جالب و جذابتر میکند؛ از جایی یک تاکسیران عادی که وارد یک مسیری میشود که روزی تصور آن را نمیکرد تا یک سرباز جنگی سارق سابق که به دنبال دست و پا کردن یک زندگی خوب است. حضور شخصیت های خاطره انگیز و کاریزماتیک به همراه فضاسازی کلاسیک با موسیقی های jazz دهه های 30 تا 50 میلادی به شما احساس حضور در آمریکای قدیم را میدهد. بر خلاف سری GTA ماشین و موزیک ها لایسنس شده هستند که میتواند به حس و حال دنیای آمریکایی جانی ببخشد. مردانی که با کت و شلوارهای بعضا سیاه تا زنان دامن پوش به همراه ساختمان هایی با طراحی کلاسیک و ماشین های عهد بوق که سرتاسر شهر را فرا گرفتهاند. نتیجه تمام این ها چه میشود؟ یک اثر جنایی ناب!

بگذارید صادق باشیم، درست است که مافیا 1 آغازکننده یک ماجراجویی بزرگ بود، اما نقاط ضعف قابل توجهی داشت. مپ بازی به شکل عجیبی بر روی صفحه نمایش داده میشد و ماموریت های زمانی واقعا گیج کننده بودند (البته سختی غیرمنطقی را به حساب قدیمی بودن میزنیم). انتشار بازی مربوط به زمانی بود که هنوز چیزی به اسم Resident Evil 4 وجود نداشت که یعنی دوربین روی شانه نیز وجود نداشت یا خیلی بی استفاده بود؛ برای همین دوربین بالای سر کاراکتر تنظیم شده است. با حضور عناوینی مانند GTA 3 در بازار، نحوه هندل کردن ماشین ها سخت و گاها طاقتفرسا بود و حتی این مشکل در نسخه بازسازیشده هم تقریبا دست نخورده باقی ماند. با این وجود طراحی مراحل خوب و کار شده بود.
مافیا 2 با توجه به اینکه یک دنباله است و 9 سال با قسمت قبلی خود فاصله دارد، ضعف های پیشین را بهبود داده است. رانندگی کردن بهتر شد و ماشین ها دوباره لایسنس شد. دوربین روی شانه آمد و شاهد یک فیزیک عالی در بازی بودیم. اضافه شدن مکان های داخلی باز مانند مغازه ها و فروشگاه، سیستم جهان باز را بهتر کرد. اما تفاوت ها به اینجا ختم نمیشود. مافیا 2 از ایده های جالب و در عین حال ساده استفاده کرد. بهترین نمونه آن سرقت از مکان های داخلی بود. اگر با سلاح شروع به تهدید کردن میکردید، میتوانستید هرچیزی را که پولی بود به رایگان بردارید و سپس پس از مدتی پلیس ها در حل سرقت حضور پیدا میکردند یا اینکه با ورود مجدد به آن مکان فروشنده شمارا شناسایی میکرد. طراحی سیستم تحت تعقیب به گونهای بود که راه های مختلف برای فرار از آن گذاشته میشد. میتوانستید رشوه دهید یا پلاک ماشین را عوض کنید. شما میتوانید تمام ویژگی های گانگستر بودن را در آن پیدا کنید.
با معرفی Mafia 3 توسط استودیو تازه تاسیس Hangar 13، طرفداران این سری، جانی دوباره گرفتند. اما هیچکس نمیدانست که بدترین نسخه مجموعه در راه است. انتظارات بالای ناشر و همچنین مشکلات عجیب توسعه در زمینه موتور بازیسازی از جمله ترجمه زبان اوکراینی آن و اختلافات بین استودیو و ناشر، در نهایت شاهد یک محصول درجه سه بی هویت بودیم. با وجود اینکه یک روایت از مافیای آمریکایی دهه شصت میبینید، ولی در حد نسخه های قبلی برجسته ظاهر نمیشود. Mafia 3 روایتگر فردی به نام لینکلن است که به تازگی از جنگ ویتنام به خانه مادری خود بازگشته است. او تصمیم دارد با کمک دوستان دور و اطراف خود در شهر قدرت بگیرد که بعدها به او خیانت میشود. با این وجود در سال 2020 اعلام شد 7 میلیون از بازی فروش رفته و موفق ترین قسمت از لحاظ درآمدزایی شد.

در اوایل 2020، استودیو Hanger 13 از پروژههای جدید خود رونمایی کرد: بازسازی کامل قسمت اول مافیا و ارتقای گرافیکی قسمت دوم که بازخورد خوبی را دریافت نکرد. Mafia 2 از لحاظ گرافیکی پیشرفت بسیار پایینی داشت و پر از باگ و گلیچ های اذیت کننده بود که منجر به دریافت نقدهای منفی شد. ماجرا برای Mafia: Definitive Edition فرق داشت. جهش گرافیکی وصف ناپذیر بود و تبدیل به یکی از نقاط قوت بازی شد. پویایی شهر بیشتر به چشم میخورد و جزئیات قابل توجهی داشت. رانندگی همچنان مانند نسخه اصلی خود لنگ میزد و تغییری نکرده بود. گان پلی افت کرده بود و تبدیل به یکی از بزرگترین ایرادات بازی شد. در بخش داستانی کمی اختلاف نظر وجود داشت چرا که برخی از کاراکتر ها و مراحل بازطراحی شده بودند. به عنوان مثال تامی تبدیل به فردی رک و جدی شده و مراحل زیادی از لحاظ چگونگی اتفاق افتادن تغییر کرده و در بعضی مواقع تفاوت ها بسیار زیاد شده است. انیمیشن ها چنگی به دل نمیزد و در روزهای اولیه انتشار، خریداران بازی با باگ های گاه و بیگاه مواجه میشدند. از نظر من ریمیک ضعیفی نیست، به این دلیل که میتوان تغییرات مثبت قابل توجهی را در آن مشاهده کرد، اما نمیتوان منکر مشکلات آن نیز شد.
در آخر باید دید که Take Two Interactive چه آیندهای را برای سری تدارک دیده است. طبق اخباری که به طور رسمی اعلام شد، نسخه بعدی مافیا توسط شعبهای دیگر از استودیو Hanger 13 در دست ساخت قرار دارد.