روز ها میخندم و شب ها دو چشمانم تر است
من قوی هستم ولی این رنج ها اشک آور است
هیچکس حتی نمی داند که غم دارد دلم
در خیال دیگران تخت من از جنس پَر است
این نقاب خنده هم یک روز می افتد زمین
مادرم تا هست، تاج خنده بالای سر است
او نباید حس کند، غصه عذابم می دهد
رنج فرزندان همیشه، داغ جان مادر است
مثل هرشب، اشک را با خود به بستر می برم
خوب میخوابم که گریه، اندکی خواب آور است