
اکوسیستم استارتاپ ایران در کمتر از دو دهه مسیر پر فراز و نشیبی را طی کرده است؛ مسیری که ترکیبی از جسارت فردی، آزمون و خطا، حمایت مقطعی سرمایهگذاران، فشارهای قانونی و البته خلاقیت نسلهای مختلف فاندرها بوده است. اگر به عقب نگاه کنیم، میتوانیم این مسیر را به چند نسل تقسیم کنیم؛ هر نسلی با داستانها، قهرمانان و شکستهای خاص خودش. درست مثل موسیقی رپ ایران که طرفدارها آن را به نسلهای اول تا چهارم تقسیم میکنند، اکوسیستم استارتاپ ایران هم اکنون میتواند نسلهای خودش را تعریف کند.
🟢 نسل اول: پیشگامان (۱۳۸۴ تا ۱۳۹۲)
نسل اول شبیه دوران پیشاتاریخ استارتاپ در ایران بود. هیچ زیرساختی وجود نداشت، اینترنت کند و محدود بود و اصطلاحاتی مثل VC یا شتابدهنده برای اکثر مردم ناشناخته. فاندرهای این نسل با غریزه و جسارت شخصی جلو رفتند، نه با نقشهی از پیش آماده.
بازار ناآشنا: کاربران هنوز به خرید اینترنتی اعتماد نداشتند.
بدون سرمایهگذار رسمی: بیشتر سرمایه شخصی یا دوستان و خانواده بود.
تمرکز روی مدلهای ساده: فروشگاه اینترنتی، محتوای دیجیتال، پلتفرم دانلود.
دیجیکالا: برادران محمدی با فروش دوربین دیجیتال شروع کردند و به مرور اعتماد عمومی را ساختند.
کافهبازار: با رشد اندروید در ایران، آرمندهیها بازاری بومی برای اپلیکیشنها ایجاد کردند.
نتبرگ و تخفیفان: تجربهی خرید گروهی را آوردند.
بیپتونز: اولین تلاش جدی برای فروش موسیقی دیجیتال.
این نسل همان کاری را کرد که در موسیقی به آن «پایهگذاری سبک» میگویند. اگر این اعتماد اولیه ساخته نمیشد، هیچکدام از نسلهای بعدی شانسی برای رشد نداشتند.
🟠 نسل دوم: موج انفجار و ورود سرمایهگذاران (۱۳۹۲ تا ۱۳۹۶)
با ورود اینترنت موبایل پرسرعت و رشد اسمارتفونها، شرایط به یکباره تغییر کرد. همزمان اولین صندوقهای VC، شتابدهندهها و مراکز نوآوری شکل گرفتند. اصطلاح «استارتاپ» در رسانهها جا افتاد و نسل دوم وارد میدان شد.
حمایت سرمایهگذاران: سرآوا، آواتک، شزان.
بازارهای بزرگ و عمومی: تاکسی آنلاین، فروشگاه، آگهی.
رقابت شدید: برای اولین بار مفهومی به نام «اسکیل» و «هایپ رشد» وارد فرهنگ استارتاپی شد.
اسنپ: با حمایت MTN و سرآوا، حملونقل شهری را متحول کرد.
تپسی: رقیب اسنپ با مدل بومیتر.
دیوار و شیپور: بازار خرید و فروش دستدوم.
علیبابا: پرواز و سفر آنلاین.
بامیلو: نسخه ایرانی آمازون با حمایت Rocket Internet.
مامانپز: یک نمونه از استارتاپهای خلاق خانگی.
نسل دوم همان چیزی بود که در ادبیات استارتاپی «explosion stage» نامیده میشود. کاربران ایرانی برای اولین بار تجربهی واقعی از سرویسهای مقیاسپذیر و روزمره داشتند. از طرف دیگر، بسیاری از مشکلات سرمایهگذاری و وابستگی شدید به منابع مالی خاص هم در همین دوره نمایان شد.
🔵 نسل سوم: تخصصیسازی، فینتک و چالش رگولاتوری (۱۳۹۶ تا ۱۴۰۰)
نسل سوم زمانی وارد شد که دیگر استارتاپ یک کلمهی مد نبود، بلکه بخشی از اقتصاد دیجیتال ایران شده بود. ولی همزمان فشارهای قانونی، تحریمها و محدودیتها خودش را نشان داد. فاندرهای این نسل حرفهایتر بودند و در حوزههای تخصصیتر دست به کار شدند.
تمرکز روی B2B و SaaS: ورود به نرمافزارهای سازمانی، ابزارهای ابری.
انفجار فینتک: استارتاپهای پرداخت، کیف پول و لایههای بانکی.
محدودیتهای قانونی: فیلترینگ، قوانین بانک مرکزی، فشارهای سیاسی.
زرینپال: اولین شرکت جدی پرداخت آنلاین.
پیپینگ: خدمات انتقال پول.
باسلام: پلتفرم اجتماعی خرید از تولیدکنندگان محلی.
بلد: جایگزین داخلی گوگلمپ.
کرفس: اپلیکیشن سلامت و رژیم.
آچاره: خدمات در محل.
نسل سوم نقطهای بود که استارتاپها برای اولین بار با واقعیت سیستم روبهرو شدند: قوانین، رگولاتوری، فشار تحریم و محدودیتهای پرداخت. بسیاری از استارتاپها شکست خوردند، اما همان شکستها باعث شکلگیری تجربه و بلوغ در اکوسیستم شد.
🟣 نسل چهارم: جهانیها و دیپتک (۱۴۰۰ تا امروز)
نسل چهارم بیش از هر چیز به خاطر پراکندگی جغرافیایی و جهانیبودن شناخته میشود. بسیاری از فاندرها به دلیل محدودیتهای داخلی، تمرکز خود را روی بازارهای خارجی گذاشتند. حوزههای فناوری هم تغییر کرد: از marketplace به سمت AI، healthtech، cleantech و agri-tech.
پراکندگی جغرافیایی: بسیاری از فاندرها در کانادا، اروپا، ترکیه و امارات.
فناوریهای پیشرفته: تمرکز روی AI، VR، بلاکچین، بیوتک.
بازارهای بینالمللی: هدف اصلی جذب سرمایه خارجی و حضور در برنامههای جهانی.
Tapsell: تبلیغات دیجیتال با بازار منطقهای.
Medrick Games: بازیسازی با حضور جهانی.
تیمهای AI health مثل AI Cardia یا IMEDICA.
استارتاپهای cleantech و agri-tech مثل Rootopia یا Aqualinity.
این نسل با وجود پراکندگی و چالشها، نگاه اکوسیستم ایران را تغییر داده: بازار ایران تنها مقصد نیست، بلکه سکوی پرتاب است.
جمعبندی؛ چرا نسلبندی مهم است؟
تقسیم استارتاپها به نسلها صرفاً بازی با کلمات نیست. این کار سه فایده بزرگ دارد:
هویت جمعی میسازد: هر فاندر میتواند خودش را به نسلی نسبت دهد.
درک تاریخی میدهد: میفهمیم چه چیزهایی جواب داده و چه چیزهایی شکست خورده.
الهام برای آینده میآورد: نسل چهارم میتواند درسهای نسلهای قبل را ببینند و اشتباهاتشان را تکرار نکنند.
اکوسیستم استارتاپ ایران امروز در مرحلهای قرار دارد که به شدت به روایت، دستهبندی و داستانسازی نیاز دارد. درست مثل موسیقی رپ که با «نسلها» توانست تاریخچهاش را ماندگار کند، فاندرها هم میتوانند با این دستهبندی حس تعلق، افتخار و حتی رقابت سالم بین خودشان ایجاد کنند.