ویرگول
ورودثبت نام
سید فرشاد فیض آبادی
سید فرشاد فیض آبادیروزنامه نگار اجتماعی - سیاسی / کارشناس رسانه و روابط عمومی
سید فرشاد فیض آبادی
سید فرشاد فیض آبادی
خواندن ۴ دقیقه·۱ روز پیش

من ایرانم؛ خواهان براندازی

عکس از جلد کتاب فرهنگ نامه تاریخ ایران
عکس از جلد کتاب فرهنگ نامه تاریخ ایران

من خواهان براندازی در ایران هستم.

در دو دهه‌ی گذشته، واژه‌ی جدیدی به ادبیات سطحی جامعه اضافه شد: براندازی. براندازی یکی از راه‌های مبارزه نیست؛ براندازی تیر خلاص یک تغییر است.

مسئله ساده است؛ حاکم موظف به تأمین نان و امنیت مردم سرزمین است. هر زمان یکی از این دو گزاره‌ی اصلی تحت تأثیر قرار بگیرد، مردم لب به اعتراض می‌گشایند. حال آن‌که می‌دانیم آزادی‌های اجتماعی، توسعه، پیشرفت علم، به‌روز شدن سبک زندگی و هزاران مسئله‌ی دیگر نیز ذیل نان و امنیت‌اند، اما موضوع اصلی بحث نیستند.

اگر حکومتی هم در تأمین نان و هم در تأمین امنیت دچار ضعف و تناقض‌های واضح بود، آن‌وقت است که باید به فکر براندازی بود. اگر ناتوانی حکومت در تأمین نان و امنیت در عمق جامعه را به یک ویروس کشنده تشبیه کنیم که یکی‌یکی سراغ مردم می‌رود و آن‌ها را از پا درمی‌آورد، مردم ضعف‌های تأمین نان و امنیت را تا وقتی تحمل می‌کنند که این ویروس به خانه و خانواده‌ی خود سرایت نکرده باشد. اما چنانچه یکی از اعضای خانواده دچار این ویروس شود، خانواده در قامت یک برانداز معترض عصبانی در جامعه ظاهر می‌شود. او خیلی ساده به این نتیجه می‌رسد که حاکم و شیوه‌ی حکمرانی‌اش جانش را به لب رسانده و باید کسی سر کار بیاید که توانمندتر و باهوش‌تر باشد.

امروزه حاکمان با استفاده از نفوذ رسانه در نهاد جامعه، در تلاش برای گمراه‌کردن مردم از بهانه‌ی اصلی‌شان برای مقابله با این ویروس کشنده هستند. کاری که رسانه با ذهن انسان می‌کند، شبیه اعتیاد به قوی‌ترین مخدرهاست؛ به‌طوری که اتفاقی را که با چشم خودت دیده‌ای، ممکن است باور نکنی یا خیلی زود فراموش کنی. به تعبیر دیگر، رسانه تو را محسور و مجذوب می‌کند؛ به‌طوری که وارد دنیایی پُر از تناقض میان حقیقت و جعل می‌شوی. این رویه قدرت تصمیم‌گیری و انتخاب را از انسان خواهد گرفت و همین، آغاز سقوط یک جامعه است.

 

ایران در سال 1404 به اوج ناکارآمدی در 2 گزاره‌ی اصلی حکمرانی رسیده است؛ نان و امنیت. در جای دیگری گفته‌ام که حکومت‌ها می‌آیند و می‌روند؛ از پدرمان کوروش کبیر تا حاکمان بزرگ و کوچک در طول تاریخ در دنیا، هیچ حکومتی ابدی نیست. در ایران، این مردم نیستند که خواهان براندازی‌اند؛ خودِ ایران، این باشکوه‌ترین مادر تاریخ، خواهان براندازی است. براندازیِ اندیشه‌های افراطی. براندازیِ مصلحت‌اندیشی‌های فاسدپرور. براندازیِ تفکرات ایران‌ستیزانه. براندازیِ رانت‌خواری. براندازیِ نگاه‌های افراطی ایدئولوژیک. ایران برانداز است، در عین قدرت. ایران کم نمی‌آورد. آن خرد جمعی که از هزاران سال پیش در روح و خون ما مردم بوده است، همچنان ایران را سرپا نگه می‌دارد. ایران از پای نمی‌افتد. فرقی نمی‌کند چه حکومتی بر سر کار باشد و چه بلایی بر سر فرهنگ و اقتصاد و امنیت این مردم آورده باشد. خرد جمعی راه خودش را پیدا می‌کند.

 

در انتها، به رسم مکتب روزنامه‌نگاری، راه‌حل برون‌رفت از این معضلات ایران را از نظر خود بیان می‌کنم:

موفقیت‌های کوچک، منجر به پیروزی‌های بزرگ می‌شوند.

در چند سال اخیر پرده از قصد و اندیشه‌ی جریان‌های مختلفی که خواهان حکومت( یا تسلط ) در ایران هستند برداشته شد. تنها با کمی آرامش، تفکر و پذیرش منطق، می‌توانیم چون روز روشن حقیقت را تشخیص دهیم. حقیقت این است که همه‌ی آن‌ها شهوت رسیدن به قدرت را دارند و برای رسیدن به آن اهمیتی ندارد که چه ارزش‌هایی را از بین ببرند. اهمیتی ندارد که یک نفر یا یک میلیون نفر در راه رسیدن به قدرت آن‌ها کشته شوند. اهمیتی ندارد که ایران تکه‌پاره شود. این ذات شهوت است. اگر ایران را دوست داریم، باید بپذیریم که وقتی حقیقت را تشخیص دادیم، حتی اگر حقیقت آن چیزی نبود که سال‌ها علیه‌اش باور داشتیم، اشتباهمان را بپذیریم و از حالا به بعد راه درست را ادامه دهیم. ما مردم باید با آگاهی، فضای غبارآلود و مسمومی را که هر گروهی سعی می‌کند به خورد ما بدهد، کنار بزنیم. بله؛ سخت است، اما تاریخ و منطق می‌گوید این درست است. مانند مطالعه که سخت است، اما با مطالعه آگاهی به‌دست می‌آید و نگاه و تفکر انسان پوست‌اندازی می‌کند و به بلوغ می‌رسد. پوست‌اندازی سخت است، ولی نتیجه‌اش خوشایند است.

آگاهی یعنی برای تغییر بزرگ، باید از تغییرات کوچک شروع کنیم؛ به موفقیت‌هایی در سطوح پایین‌تر برسیم، آن‌ها را نگه داریم و به سمت پیروزی‌های بزرگ‌تر قدم برداریم. دموکراسی نیاز به موفقیت‌ها و پیروزی‌های کوچک دارد؛ در هر سطحی. باید از جامعه‌های کوچک دور خودمان برای آگاهی، بلوغ و پوست‌اندازی آغاز کنیم.

 

ایران به سلامت باد

سید فرشاد فیض‌ آبادی

ایرانبراندازیجامعهرسانهآگاهی
۷
۳
سید فرشاد فیض آبادی
سید فرشاد فیض آبادی
روزنامه نگار اجتماعی - سیاسی / کارشناس رسانه و روابط عمومی
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید