حسادت روزانه من


میدونید، بنظر من آدمها یا خوبیهای خودشون رو دست کم میگیرند یا به خوبیهای بقیه زیادی دقت میکنن. مثلا تا حالا شده به یه کسی که انگلیسی زبان مادریشه و مثل بلبل صحبت میکنه حسودی کنید؟ این حسادت شده عادت روزانه ی من و دائم فکر میکنم اینهایی که انقدر خوب انگلیسی صحبت میکنن واقعا توی پیدا کردن کار مشکل دارن؟

نکته جالب اینجاست که همین افراد وقتی رزومه من رو میبینن، میگن خوشبحالت، تو چطور هنوز کار پیدا نکردی؟ والا آدم نمیدونه چی بگه!

داشتم به این فکر میکردم که حتی اگه من مهارت صحبت کردن اونها رو هم داشتم شاید باز هم الان در جستجوی کار بودم. همه چیز که خوب صحبت کردن نیست و حتی رزومه ی خوب هم نیست.

حالا اینکه چی هست رو من نمیدونم :) اگه میدونستم که الان توی خونه پشت کامپیوترم ننشسته بودم و کلمات رو پشت سر هم ردیف نمیکردم. خلاصه در مرحله ی خاصی از زندگیم گیر افتادم که مطمئنم بعدا که درباره ش فکر میکنم میگم آخی، چقدر گناه داشتم!!!