ویرگول
ورودثبت نام
فرزانه خزاعی
فرزانه خزاعینویسنده، مترجم و روانشناس. نوشته‌های بیشتر در https://www.digikala.com/mag/user/269645/ و https://medium.com/@farzanekhazaee
فرزانه خزاعی
فرزانه خزاعی
خواندن ۲ دقیقه·۵ ماه پیش

یادداشتی بر فیلم «آپارتمان» بیلی وایلدر؛ یک دفترچه راهنما برای کنار آمدن با تنهایی

فیلم «آپارتمان» بیلی وایلدر، برخلاف اسمش، کمتر درباره دیوارها و اثاثیه‌ها است و بیشتر از قفل‌ها و کلیدها می‌گوید. جک لمون، در نقش سی. سی. باکستر، کلید آپارتمانش را آن‌قدر به مدیران شرکت قرض می‌دهد که خانه‌اش عملاً به یک شعبه فرعی روابط عمومی اداره تبدیل شده. آدمی که ساعت کاری‌اش در دفتر شروع می‌شود و در خانه‌ خودش ادامه پیدا می‌کند، فقط با این تفاوت که او میزبان نیست، بلکه کلیددار بی‌جیره و مواجب چند رابطه پنهانی است.

باکستر، که از عشق چیزی جز تماشا از دور نصیبش نشده، کم‌کم می‌فهمد که آپارتمانش فقط محلی برای ارتقای شغلی نیست، بلکه آینه‌ای است از خودش: یک فضای خالی که هرکس دلش خواست واردش می‌شود، استفاده می‌کند و بی‌آنکه یادداشتی بگذارد، می‌رود.

وایلدر استاد این است که لبخند را با تیغ بتراشد. همان‌طور که در Some Like It Hot عشق را زیر لباس‌های مبدل زنانه پنهان کرده بود، اینجا فساد را در کت و شلوارهای اتو کشیده و مکالمات «اداری» پیچیده است. سالن بی‌انتها با ردیف میزها، شبیه مزرعه‌ای است که در آن کارمندها مثل مرغ‌های تخم‌گذار کار می‌کنند: هرکس جای خودش، زیر نور فلورسنت، با چشم به ساعتی که دیر حرکت می‌کند.

وایلدر لحظه‌هایش را با تناقض می‌سازد. صحنه‌ای که فرن کوبلیک (با بازی شرلی مک‌لین استثنایی یک آسانسورچی‌ که عاشق رئیسش شده) نیمه‌جان روی تخت باکستر است و او با صبر و یک قابلمه رشته می‌خواهد زندگی‌ را به او برگرداند، همزمان کمیک و غم‌انگیز است. این تضاد، همان رشته پنهانی است که فیلم را از یک ملودرام اخلاقی یا کمدی سبک‌سرانه جدا می‌کند.

در این جهان، موفقیت شغلی شبیه آپارتمانی با پنجره‌های رو به شهر است: پرنور، اما بدون حریم. هرچه بالاتر بروی، دیوارها شفاف‌تر و درها بازتر می‌شوند. وایلدر، با مهارتی که کمتر فیلمسازی دارد، نشان می‌دهد که فساد و تنهایی، هر دو از یک جنس‌اند: قراردادهایی بی‌سروصدا که آدم را قانع می‌کند «فعلاً همین خوب است» تا روزی که ناگهان بفهمد سال‌هاست تنها نشسته و منتظر کسی است که کلید آپارتمانش را پس بدهد.

پایان فیلم، «نه» قاطع باکستر به رئیس، نه پیروزی اخلاقی بزرگی است و نه شوری انقلابی. بیشتر شبیه این است که در آپارتمانش را برای اولین بار فقط به میل خودش باز و بسته می‌کند. در جهان وایلدر، این شاید بیشترین سهمی باشد که از خوشبختی نصیب آدم می‌شود.


فیلممعرفی فیلمنقد فیلمسینما
۴
۸
فرزانه خزاعی
فرزانه خزاعی
نویسنده، مترجم و روانشناس. نوشته‌های بیشتر در https://www.digikala.com/mag/user/269645/ و https://medium.com/@farzanekhazaee
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید