سلام.
امروز خواهر کوچیکم یه معما ازم پرسید و گفت اگه تونستی جواب بده.
سوال این بود:
چهار نفر زیر چترن ولی هیچکدوم خیس نمیشن. چطور ممکنه؟
خب من جواب سوالو فهمیدم!
ᕙ( ~ . ~ )ᕗ
ولی بخاطر اینکه خواهرم ذوق کنه که معمای سختی گفته چندتا جواب پرت گفتم و بعد جواب اصلی رو.
مثلا :
۱_ آدمای لاغری هستن :|

2_ چارتا بچه کوچولو هستن :|

3_ چتر خیلی بزرگیه :|

4_ یه خانمه که سهقلو بارداره :|

و جوابی که مد نظر کتاب و خواهرم بود:
اصلا بارون نمیباره :/
خب چرا باید جوابای دیگه غلط باشن؟ ಠ_ಠ
هرکسی با طرز فکری که خودش داره معما رو حل میکنه و طبق علم منطق، همهی جوابا درسته. ¯\_(ツ)_/¯
مگه اینکه بخوایم وسواسی نگاه کنیم و مسائل انحرافی رو مطرح کنیم؛ مثلا اینکه حتی یه نفرم زیر چتر باشه وقتی بارون میباره بالاخره از کنارههای چتر آب میپاشه رو سر و کلهاش و خیس میشه. که خب هرجوری حساب کنیم این زیادی وسواسیه! ಠಿ_ಠ

احتمالا همه این سوالو شنیدیم که یه نفر که همیشه کثیفه باید بره حموم؟ یا یه نفر که همیشه تمیزه؟! =_=
اگه هم نشنیدین یا فراموش کردین داستانشو، دوباره یه خلاصه میگم براتون:
شاگردی از استاد پرسید: منطق چیست؟
استاد کمی فکر کرد و جواب داد : گوش کنید ، مثالی میزنم، دو مرد - پیش من می آیند. یکی تمیز و دیگری کثیف من به آنها پیشنهاد میکنم حمام کنند. شما فکر میکنید، کدامیک این کار را انجام دهند؟
شاگردان یک زبان جواب دادند: خوب مسلما کثیفه!
استاد گفت: نه، تمیزه. چون او به حمام کردن عادت کرده و کثیفه قدر آنرا نمی داند. پس چه کسی حمام میکند؟
حالا پسرها میگویند: تمیزه!
استاد جواب داد: نه، کثیفه، چون او به حمام احتیاج دارد. و باز پرسید:
خوب، پس کدامیک از مهمانان من حمام میکنند؟
یک بار دیگر شاگردها گفتند: کثیفه!
استاد گفت: اما نه، البته که هر دو! تمیزه به حمام عادت دارد و کثیفه به حمام احتیاج دارد. خوب بالاخره کی حمام میگیرد؟
بچهها با سردرگمی جواب دادند: هر دو!
استاد این بار توضیح میدهد: نه، هیچکدام! چون کثیفه به حمام عادت ندارد و تمیزه هم نیازی به حمام کردن ندارد!
شاگردان با اعتراض گفتند: بله درسته، ولی ما چطور میتوانیم تشخیص دهیم؟ هربار شما یک چیزی را میگویید و هر دفعه هم درست است!
استاد در پاسخ گفت: خب. پس متوجه شدید، این یعنی: منطق!
***خاصیت منطق بسته به این است که چه چیزی را بخواهی ثابت کنی!
(فقط جمله آخر داستانو در نظر نگیریم چون هدف من نبود)
حالا بعد این پرحرفیا میخوام یه چیزی بگم!
آهای آدما! قرار نیس همهمون معماهای زندگیمونو به یه روش حل کنیم و پاسخ یکسان بدیم. :^)
اصلا تو ریاضی داشتیم! جواب آخر مهمه. هرکی یه راه حلی میره.همه تهش به یه جواب میرسن اگه درست حل کرده باشن. (اینجا هم میشه ان قلت بیاریم! تو امتحان نهایی همه باید روش کتابو بنویسن وگرنه قبول نیس! که خب خداوکیلی بیاید بحثو نکشونیم جاده خاکی!!)
مخلص کلام آنکه، بگردید دنبال جواب اختصاصی خودتون برا معماهای زندگیتون. اگه همه مثه جوجه اردک دنبال هم نریم، هرکی یه راه پیدا کنه، نتیجهاش میشه یه دنیای پیشرفتهتر. ^_^
مثلا اگه ترکها هم مثلِ فرانسویها قهوه درست میکردن یا ایرلندیها هم مثلِ آمریکاییها، اونوقت نه قهوه ترک داشتیم نه فرنچ نه آیریش نه امریکانو! میدونید چی میگم؟ همهی دنیا فقط یه سری طعم تکراری کافی رو درست میکردن و خلاقیتشون تو اضافه کردن شیر و شکلات و یخ محدود میشد. :|

از امشب تلاش میکنم دست از تقلید بردارم و جوابای شخصی سازی شده به اتفاقا و معماهام بدم. :]

خوشحال میشم جوابای خلاقانه شمارو به معمای اول بدونم. حتما کامنت بذارید. (✯ᴗ✯)
کامنت شماره ۱) همگی زیر یه سقف هستن. (ح.ع)
کامنت شماره ۲) یه گروه چهار نفره ی آکروبات بازن که روی شونههای هم ایستادهاند و چتر بالای سر همهشونه. (ح.ع)
کامنت شماره ۳) تو فروشگاه هستن برا مسخره بازی چتر رو باز کردن چهار نفری رفتن زیرش (ح.ش)
کامنت شماره ۴)۱. همهشون لباس ضد اب پوشیدن.
۲. ممکنه خطای دید باشه.
۳. نفر فقط به معنای انسان نیست(!) :) ممکنه ۴ تا نهال نخل(درخت خرما) باشن؛ شایدم چهار تا بچه شتر که به هم چسبیدن (م.ح)
کامنت شماره ۵) شاید دو تا زوج جوون بودن که اینقدر عاشقن که حواسشون به خیس شدن نیست و فقط عشق میبینن (آ.ع)
کامنت شماره ۶) من فکر میکنم چون گفته «زیر چتر» و نگفته «زیر یک چتر»، پس ممکنه که هرکدام بصورت جداگانه یه چتر برای خودشان دارن (س.م)
کامنت شماره 7) 3 تا بچه کوچولو زیر چادر مادر و مادر چتر بدست (م.ف)