مور،نامه،محدودیت.

بسم الله

+باید یه نامه بنویسید

_خدا رحم کنه

+ این نامه رو به منِ ده سال آینده تون بنویسید

_از چی حرف بزنیم؟

+منم میخوام بدونم شما از چی میخواهید حرف بزنید،همین مهمه.



ریشه شرم را میتوان در شیوه ایی خاص از فهم و تفسیر غریبه ها جست و جو کرد.افراد خجالتی جلوی هرکسی با حجب و حیا رفتار نمی کنند. آن ها تنها در کنار کسانی که بر مبنای یک سری مشخصه های ظاهری با آن ها بسیار متفاوتند لکنت زبان می گیرند.ویژگی های ظاهری مثل سن،طبقه،سلیقه،عادات،عقاید،زمینه ها یا دین.


میازار موری که دانه کش است...!

بچه ها،

شما پر از محدودیت هستید. محدودیت هایی که یا دیگران یا جامعه و بیشترش رو خودتون ساختید. شما به عنوان انسان نباید با محدودیت زندگی کنید. تا حالا متوجه نبودید،ولی ردِ محدودیت های ذهنتون به صورت خیلی عمیقی توی نامه هاتون مشخصه.

منِxساله با منِy ساله صحبت میکنه.چندبار این سن ها رو به کار بردید؟

شغل،هدف،آرزو،رویا،سن،مکان،رشته ،جنسیت،ملیت،دین،عقیده...! همه ی موقعیت سنجی های ذهنتون با محدودیت همراهه...!


فرد جهان شهری به خوبی از تفاوت میان آدم ها آگاه است،آنها فقط از تحت سلطه قرار گرفتن سر باز میزنند و به دنبال اتحاد گونه ی جمعی انسان می گردند.فرد غریبه ممکن است دوستانتان را در راهنمایی نشناسد،داستان هایی را که خوانده اید نخوانده باشد،یا با والدینتان دیدار نکرده باشد،ممکن است یک پیراهن و یک کلاه بزرگ پوشیده باشد و ریش گذاشته باشد،ممکن است در دهه هشتم زندگی اش باشد یا صرفا چند روز از چهارمین سالگرد تولدش گذشته باشد. با این حال یک جهان شهر گرا از نبود نقطه مشترک هراسی به دل راه نمی دهد.


میازار موری که دانه کش است...

به این جمله فکر کنید،به چندتا موقعیت اطرافتون میتونید تعمیمش بدید؟

بچه ها! یه دختر چهار ساله درس این جمله رو میفهمه، یه پسر چهار ساله هم میفهمه.

یه زن و مرد چهل ساله و یه پیرزن و پیرمرد 80 ساله هم می فهمند.

برای یه اروپایی و امریکایی و افریقایی هم ترجمه کنی میفهمه این جمله داره چی میگه.

برگرد دو قرن قبل یا برو دو قرن بعد! بازم میفهمند...

بچه ها! چه محدودیتی در این جمله می بینید؟


افراد بر مبنای دارا بودن روحیه ی سرخوش یا معاشرتی جهان شهر گرا نمی شوند،بلکه به خاطر این جهان شهر گرا میشوند که می دانند فارغ از ظواهر در آخر ما همه از یک نوع هستیم. همه ی انسان ها هر چقدر هم که ظاهر بیرونیشان گوناگون باشد می دانند که چند دغدغه با ابعاد بنیادی باید آنها را به حرکت در بیاورد.پسند ها،نفرت ها،بیم ها و امید های متحد کننده...!


میازار موری که دانه کش است...

اگه این جمله تا الان مونده، چون هیچ محدودیتی نداره!

بچه ها! بدون محدودیت بنویسید،بدون محدودیت فکر کنید،بدون محدودیت برخورد کنید،بدون محدودیت زندگی کنید..!

هروقت یاد گرفتید برای ده سال آیندتون محدودیت نزارید،یاد میگیرید با بقیه هم بدون محدودیت برخورد کنید.

میازار...

میازار...


*درباره ی خوب بودن،آلن دوباتن،مدرسه زندگی