
هرگاه به قالیچه ای نگاه میکنم محو نقش ورنگ آن میشوم .نقش گل وبته ،ترنج ،شکارگاه ....همه فرشهای ایرانی که اغلب هنردست زنان ایرانی اند،تابافته شوند وتاروپودشان درهم گره بخورد داستانی دارند.
داستان خستگی هایشان ،داستان دردودلشان ،داستان هزارتوی فکر وخیالشان،میبافند میبافند رج به رج فرش بالا می آید،نقشش ظاهر میشود .
گلهایش میشکفند .غزالهایش می خرامندوپرندگانش جان میگیرند.
نقشهایش به زیبایی تمام می درخشند،اما دستهایشان پیر و وجودشان خسته می شود.ما محو زیبایی هنردستشان میشویم ،آنان درحسرت عمری که باچشمهایشان طی شد...
من عاشق فرش ایرانی ام .ذوق میکنم ازدیدنش .رنج بافنده اش را میفهمم.
هیچگاه به خودم اجازه نمی دهم فرشی که حاصل دسترنج بانوان سرزمینم است ،روی زمین باشد ،فرش ایرانی راباید بوسید.به احترام تمام اشک ها وخنده هایی که بابافتنش این اثر هنری خلق شده است. باید با مهر محو دیدنش شد.
خداحافظشان باشد. وجودشان سلامت وسفره هاشان پربرکت.🌹❤️
🌹