ویرگول
ورودثبت نام
فاطمه صاد
فاطمه صادواسئل خیالک: هل کان یعلم ان طریقک هذا طویل؟
فاطمه صاد
فاطمه صاد
خواندن ۱ دقیقه·۱ روز پیش

سِرّ الحب الحسین

سلام. امشب یک شب قبل از اغازِ ماهِ محرم است. در تلاطمِ یافتنِ هیئتی به دور از سیاست و اغشته به نامِ فقط "حسین(ع)"، فکر کردم شاید بدی نباشد کمی از این روزها بنویسم. از این روزها که هیچ‌وقت قلمم را برایش روی کاغذ نگذاشته‌ام و حالا با چشمِ گریان مینویسم. فکر کردم از حُبی بگویم که از کودکی در من ریشه دوانده و حالا درختی جوان دارد، که هر روز با ترسِ اینکه نکند روزی با دستانِ خودم ریشه‌اش را بخشکانم! چشم باز میکنم. امروز ساعتها فکر کردم اگر فردا و چند روز بعدش را در خانه بمانم و ببینم ادمیانی که مُحرم از خانه بیرون نروند هم زنده میمانند و روزهای بعدش و سالهای بعد هم به همین منوال و ببخشید؟ ان‌وقت چه کسی بازنده است؟ کسانی که همه عمر با خود شرط بسته بودند روزی این درخت هم میخشکد؟ یا منی که چراغِ پناهگاهِ روزهای بی‌پناهی‌ام را خاموش کرده‌ام؟ تشخیصِ بازنده‌ی داستانِ مُچاله‌ی زندگی‌ام ان‌قدر سخت و دشوار شده است که امروز مدالِ بازنده بودن را بر گردنِ کسی و فردا بر گردنِ کسی دیگر میاندازم و روزهای بعد هم به همین منوال. در اخر مدالِ بازنده را به گردنِ خود میاویزم و بازی از اول سر میگیرد.

عایدیِ من از این روزهای به دنبالِ بازنده گشتن مدالی بر گردنِ دختری بی‌چاره و اشفته و از انجا مانده و از ان یکی جا رانده، بوده که بزرگ و خوانا عبارتِ Loser بر ان حکاکی شده. و با این مدالِ بزرگ از هیچ دری به داخل راهش نمیدهند. و او میماند و "حسین(ع)" اولاد و اصحابش، که شاید او، دختر را از درِ محرم‌ش به داخل راه داد. و شاید هم نه.

۲۴ خرداد ۱۴۰۵

- ۱۸

محرمامام حسین
۴
۰
فاطمه صاد
فاطمه صاد
واسئل خیالک: هل کان یعلم ان طریقک هذا طویل؟
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید