ویرگول
ورودثبت نام
farzane ebrahimzade
farzane ebrahimzade
farzane ebrahimzade
farzane ebrahimzade
خواندن ۱۱ دقیقه·۷ ساعت پیش

بهرام بيضايي: اشتباهات خود را گسترش می‌دهیم


✍︎فرزانه ابراهيم زاده : تیرماه ۱۳۸۴ در روزهایی که به حکم تقدیر روزگارمان در معرض نغییر قرار گرفت و در سپهر سیاست ایران کسانی آمدند که وضعیت ایران را دیگرگونه و به آستانه سقوط بردند بهرام بیضایی بزرگ نمایش مجلس شبیه در ذکر مصائب استاد نوید ماکان و همسرش رخشید فرشید را روی صحنه برد که از بخت‌یاری این مجال به من داده شد که با ایشان مصاحبه کنم. آن جایی که مصاحبه منتشر شد دیگر نیست اما این یکی از معدود مصاحبه‌های آقای بیضایی در مجال کوتاه اجرای آن نمایش بود که به حکم سیاست تازه از صحنه به زیر آمد. جوان بودم و تازه‌کار و نشستن در برابر مردی که سحر شده کلماتش بودن سخت و حاصل شد این.

 :صحنه‌اي تيره با سازه‌هاي بزرگ سياه‌رنگ فلزي و موسيقي تاثير گذاري كه دل را در لحظه نخست با موضوعي ترس‌آور روبه رو مي كندو گروه ‌همسراياني با لباس‌ها تيره جين  كه در ميان صحنه با هم مي‌خوانند:«  اين نغمه‌اي است ناهنگام از مرگ و زندگي و زندگي و مرگ» 

اين صحنه آغازين « مجلس شبيه در ذكر مصائب استاد نويد ماكان و همسرش مهندس رخشيد فرزين» نمايش نامه‌اي نوشته و كارگرداني بهرام بيضايي نويسنده و كارگردان صاحب‌نام ايراني است كه پس از مدت‌ها انتظار اين روزها، در قاب صحنه سالن اصلي مجموعه تئاتر شهر را در تسخير خود گرفته. داستان نمايش حكايت زن و شوهري امروزي است كه در كابوس‌‌هاي  مشترك خواب مرداني پالتوپوش را مي‌بينند.

 براي آن‌هايي كه سال‌هاست، آثار بيضايي را دنبال مي‌كنند اين اثر بيضايي متفاوت‌تر از ساير كارهاي او نيست. بيضايي در جلسه نقد و بررسي اين كار با مخاطبانش تاكيد كرد:« اين نمايش مانند همه آثارم داستاني است درباره ميل جمعي به فراموشي.»داستاني از تكرار اشتباهات گذشته از طرف نخبگان و جامعه ايراني و چنانچه از نام داستان برمي‌آيد تعزيه اي مدرن كه به قول استاد اگر به حال خود رها مي‌شد به اين جا مي‌رسيد. او معتقد است كه نمايش به اين شيوه اجرا شده چون قرار بوده در سالن اصلي تئاتر شهر به صحنه بيايد، اگر در تكيه نياوران به صحنه مي‌رفت به طور قطع شكل ديگري داشت. بيضايي در اين اثر پروايي از شعار دادن ندارد. او معتقد است كسي كه زير فشار فرياد مي زند شعار نمي‌دهد. 

به بهانه به روي صحنه رفتن «مجلس شبيه در ذكر مصائب استاد نويد ماكان و همسرش رخشيد فرزين» بهرام بيضايي گفت‌گويي با ميراث خبر انجام داده است كه مي‌خوانيد:

🔵 مجلس «شبيه در ذكر مصائب استاد نويد ماكان و همسرش رخشيد فرزين» در نگاه اول به نسبت ساير كارهاي ديگر شما كاري متفاوت به نظر مي‌رسد. اما در حقيقت اين نمايش اثري است در ادامه كارهاي شما با مضاميني كه در ساير آثار شما است و  پر از  نشانه‌هايي كه در ساير آثار شما تكرار مي‌شود. انگار يكي از حلقه‌هاي زنجيري است كه مجموعه نوشته‌هاي شما را كامل مي‌كند؟

🔶اين چيزي است كه تماشاگران و خوانندگان آثار من مي‌گويند نه خود من . من مفسر كارهاي خودم نيستم فقط مي‌نويسم وترجيح مي‌دهم راجع به كارهايم نظريه پردازي نكنم. 

🔵 اما مثلا تحت فشار بودن و سرخوردگي  روشنفكري  و ديگر انديشان كه در اين اثر به روشني  از آن سخن مي‌گوييد، در ساير آثار شما به چشم مي‌خورد. از نخستين نمايشنامه‌ها يا فيلم نامه‌ها  تا همين آخرينشان، در اثري مثل سياوش‌خواني يا طومار شيخ شرزين و يا ندبه كه به نظر من يكي از بي‌نظيرترين نمايش‌نامه‌هايي است كه به زبان فارسي نوشته شده و حتي آخرين كتاب منتشر شده شما «اتفاق خودش نمي‌افتد».

🔶 اين موضوع از موضوعاتي  است كه  در تاريخ ما جريان دارد و تا اين تداوم وجود دارد در آثار من هم تكرار مي‌شود. اين نكته مختص  من هم نيست در نوشته‌هاي بسياري از نويسندگان ما وجود دارد، فكر مي‌كنم تا زماني كه اين شدت و حدت هست، اين مسئله منعكس مي‌شود و پايان نمي‌گيرد. 

🔵 برخي از صحنه‌هاي اين كار بي اختيار ذهن را به سمت ساير كارهاي شما مي‌برد. صحنه كابوس‌هاي رخشيد، من را به ياد صحنه اي در سگ‌كشي و يا شايد وقتي ديگر انداخت. اين شباهت ها به خاطر انديشه‌هايي است كه در ذهن شما وجود دارد يا اتفاقي بوده است؟ 

🔶 شباهتي ميان اين ها نمي‌بينم .كابوس‌ها غير از كابوس بودن هيچ نقطه شباهت ديگري ندارند. كابوس منطقي براي خودش دارد و  در بحران‌هاي رواني آدمي ريشه دارد كه كابوس مي‌بيند. در واقع غير از اين، صحنه‌هايي كه گفتيد شباهتي به هم ندارند. 

🔵 در‌ مجلس شبيه ... در كنار داستان اصلي كه در حال وقوع است مسئله‌اي مطرح مي‌شود كه همواره از دغدغه‌هاي شما است و  آن از بين رفتن ميراث فرهنگي و گذشته تاريخي ما است. البته ميراث فرهنگي به معني عام آن تنها از بين رفتن مظاهر مادي نيست و به از بين رفتن آن چه از گذشته به جاي مانده را در بر مي‌گيرد. در اين نمايش اين موضوع پررنگ تر است. شخصيت اصلي نمايش كارشناس مرمت آثار تاريخي است ، ماكان چندين بار مي‌گويد خانه‌ كودكيش از بين رفته است. اين نشانه دغدغه شما در از دست رفتن گذشته ما است. 

🔶اين كه مي‌گوييد اين آثار از بين مي‌روند، من معتقدم كه نه اين ماييم كه در حال از بين بردن ميراث گذشتگانمان هستيم، شهرداران و كساني در حال برنامه ريزي هستند اين آثار  را از بين مي‌برند. گاهي وقت ها به صورت چشم بستن در برابر تخريب طبيعت و ميراث فرهنگي و گاهي همكاري با بساز و بفروش‌ها براي از بين بردن خانه‌هاي قديمي به جرم اين كه اين ها بافت فرسوده است. تمام ميراث فرهنگي و طبيعي اين مملكت را يا از بين مي‌بريم و يا مي‌فروشيم تا خراب كنند و يك مشت آشغال بي مصرف جديد بسازند. روزبه روز با افزوني گرفتن اين تخريب‌ها، حساسيت مردم هم افزوني مي‌گيرد. در حقيقت من به دنبال پاسخ اين سئوالم كه چرا اين اتفاق رخ مي‌دهد و چرا ميراث فرهنگي ما غارت مي‌شود انگار نه انگار و كوچكترين اتفاقي نمي‌افتد. تنها كساني كه بايد سير شوند سير مي‌شوند و من منظورم محرومين نيست، منظورم كساني است كه در حال چاپيدن مردم هستند، جيب‌هاي خود را پر مي كنند. اما در اين ميان  ‌آن‌چه از بين مي‌رود، ميراث فرهنگي ما است و ما فقط حرف‌هاي بزرگ و مهم مي‌زنيم. 

🔵 در اين نمايش چرا  از منظر زن نمايش به اين موضوع پرداختيد، در واقع رخشيد راوي نهايي نمايش و از بين رفتن‌ها است؟ دليلش همان نيست كه  در نمايش هم گفته مي‌شود زنان يكي از عوامل انتقال فرهنگ و ميراث فرهنگي هستند؟

🔶اين تعبير  درستي است.  در حقيقت آن چيزي است كه شايد درست يا غلط به آن معتقدم. در كنار تاريخ نوشته ما يك روايت شفاهي خاموش نگفته و پنهاني وجود دارد كه در قصه هاي مادربزرگ‌ها و  در فرهنگ عامه شنيديم و در واقع جنبه غير رسمي دارد، اما توضيح  درست  تاريخ ما است. رخشيد فرزين زني امروزي است، ميراث دار زناني كه در گذشته، در تاريخ ما وجود داشتند و راويان شفاهي تاريخ هستند.  

🔵 در صحنه آخر روانشناس به رخشيد مي‌گويد من يك عظمت تاريخي را مي‌بينم كه در هم شكسته، اين همين جمله اي است كه يكبار رخشيد درباره يك بناي تاريخ مي‌گويد. به نظر مي‌رسد كه اين جا از شباهتي كه ميان زن و تاريخ و طبيعت وجود دارد، استفاده شده است ؟ 

🔶جمله اي كه گفتيد يكبار رخشيد درباره نويد ماكان مي‌گويد و در انتها همين را درباره رخشيد مي‌گويند . در واقع هر فكر بزرگ شكست خورده‌اي در اين مملكت شبيه خود تاريخ اين مملكت است. 

🔵 به نوعي توضيح اين نكته نيست  كه ما خودمان را حداقل در 100 ساله اخير تكرار كرده‌ايم. از مشروطه تا امروز ما هرچه كرديم دور زدن حول يك دايره بوده است. اين مضمون در اين نمايش و ساير آثار شما هست يعني از ياد بردن گذشته كه به واسطه تخريب آن صورت مي‌گيرد، باعث تكرار آن مي‌شود؟

🔶 مطمئن نيستم كه ما داريم تاريخ خودمان را تكرار مي‌كنيم ما اشتباهات خودمان را گسترش مي‌دهيم. در واقع ما به‌روي اشتباهاتمان چشم مي بنديم و از روي عادت فقط از روي گودال ها مي‌پريم. ما نمي‌خواهيم پلي بزنيم، هيچ وقت هم نمي‌خواهيم خودمان را اصلاح كنيم، يا از گذشته ياد بگيريم، فقط مي‌گذريم. تلاش مي‌كنيم  هرچه بيشتر خودمان را شبيه كساني كنيم كه موفق هستند. خودمان از نظر ظاهري، بصري و حتي پوشش، شبيه آن ها مي‌كنيم. هيچ وقت  نمي‌خواهيم اشتباهاتمان را جبران كنيم  و نمي‌خواهيم خودمان را نقد كنيم و فقط مي‌خواهيم اين اشتباهات را تكرار كنيم. 

🔵 انتخاب نام اين نمايش نامه به مخاطب مي گويد كه تو يك مجلس تعزيه مدرن مي‌بيني، نمايشي كه قراردادهاي تعزيه در آن به چشم مي‌خورد، چرا اين شيوه را براي اجراي اين نمايش برگزيديد؟ 

🔶 فكر مي‌كنم تعزيه اگر به حال خود رها مي شد تا زندگي طبيعي خودش را طي كند  به شكلي از نمايش غير مذهبي مي رسيد. در واقع با تغيير فضا و مكان، به قراردادهاي مشابهي مي‌رسيد كه در اين نمايش به آن‌‌ها رسيدم. البته من اين نمايش را براي اثبات اين موضوع ننوشتم.  نوشتم چون تعزيه هميشه به كمكم آمده است.

🔵 از چه خصوصيت تعزيه بهره برديد؟

🔶 سيال بودن زمان و مكان در تعزيه، هميشه به كمكم آمده، فكر مي كنم. وارث سنت نمايشي هستم كه امروزه جواب مي‌دهد و مي‌شود موضوعات مدرن را در قالب آن ريخت. 

🔵 البته در اين كار فقط تعزيه نبود ما قوانين نقالي را هم مي‌ديديم؟در رواياتي كه نقل مي‌شد، حتي در برخي موارد،  توضيح صحنه را از طريق نقل مي‌شنيديم اين هم از قراردادهاي تعزيه بود؟

🔶از نقالي استفاده كردم اما اين را نكته را از پرده‌داري گرفتم. داستان و شخصيت اصلي در ميانه قرار دارد و دور تا دورش داستان‌هايي است كه يك نفر آن ها را روايت مي‌كند..  

🔵 در مورد تعداد پرده‌ها و نوع آن‌ها چطور، چرا  اين تعداد در نظر گرفته شد؟

🔶 دليلش نياز و كشش نمايش بود. از ابتدا تعداد مشخصي در نظر نداشتم. 

🔵 برداشت‌هاي اجرايي در اين كار به چشم مي‌خورد، شيوه‌اي است كه در بيشتر تئاترهاي شما مي‌بينم و جابه‌جا در آثار سينمايي.  گويي نه آن جا برداشت تئاتري محض است  نه در اين يكي كه برداشت سينمايي محض؟ 

🔶من چنين نظري ندارم. نه در اين كار و نه ساير كارها، برداشت سينمايي وجود ندارد. اين نگاه من است كه گاهي درتئاتر اين جوري است و در سينما به آن شيوه ديگر. يعني به نظر من اين نظر اشتباه است كه چون سينما هم كار مي‌كنم، چنين شيوه اجرايي دارم. 

🔵 البته منظورم اين نبود.  

🔶نه اين پاسخ به شما نيست. اين نكته‌اي است كه منتقدان حرفه اي بارها تكرار كرده‌اند كه فكرمي‌كنند كسي كه سينما كار مي كند در تئاتر سينمايي كار مي‌كند و برعكس 

🔵 مجلس شبيه ...  از ابتدا براي اجرا در صحنه نوشته شده بود ؟

🔶زماني مي خواستم در شكل ديگري آن را  براي فيلم كار كنم. اما بعد از آن كه از سيستم ويران سينما،  مديريت آن،‌ برنامه‌ريزي‌هايش و ساير عنوان‌هاي گنده‌تر و توخالي‌تر اين حرفه و سياستگذاري هاي كلان آن نااميد شدم ترجيح دادم آن را به روي صحنه بياورم.  

🔵 زماني كه با به اجرا رفتن يكي از  كارهاي شما موافقت شد، همين كار را پيشنهاد داديد؟ 

🔶بله البته مي‌خواستند من نمايش ديگري را به صحنه بياورم اما من اين را پيشنهاد كردم .

🔵 آقاي بيضايي در كارهاي اخير برخلاف آثار قديمي‌ترتان  پوشيده صحبت نمي‌كنيد در كارهايي كه طي سال‌هاي اخير جلوي دوربين يا به روي صحنه رفته يا چاپ شده، مانند سگ كشي،‌شب هزار و يكم و حتي اتفاق خودش نمي‌افتد و بخصوص اين كار كه صريح حرف زده‌ايد و در لفافه نگفته‌ايد، البته در دوره كنوني صراحت بهتر از در پرده سخن گفتن است دليل اين تغيير نگاه چيست؟

🔶 هميشه صريح صحبت مي‌كردم و هيچگاه پوشيده حرف نزده‌ام. برخي موضوعات خودشان پيچيده ترند اما اين صراحت در آن‌ها وجود دارد. 

🔵 اما اين كار به نسبت برخي آثار شما مانند شايد وقتي ديگر و مسافران پيچيده نبود، حتي در مقايسه با  آثاري كه در چند سال اخير به مسئله قتل‌هاي زنجيره اي پرداختند و اين موضوع را دستمايه كار قرار داد، هيچ كس به اندازه شما اين قدر واقعي و بي‌پرده از اين موضوع صحبت نكرده‌است . اين صراحت به خاطر شرايط اجتماعي است؟

🔶اين كار هم پيچيدگي‌هايي دارد. تصور من اين است كه وقتي كه پرده اين صراحت برداشته شود پيچيدگي‌هاي نمايش ديده مي‌شود. صراحت به خاطرشرايط اجتماعي در آثار من هميشه وجود داشته  اما برخي وقت‌ها نمي‌گذارند بيان شود. همان‌طور كه تا به حال چندين كار اجازه چاپ و اجرا ندادند. با اين همه هميشه تلاش كردم صريح حرف بزنم. اما اين صريح بودن مانع پيچيدگي‌هاي كار نيست. 

🔵 در مورد مجلس شبيه... همه اين تلقي را دارند كه درباره قتل‌هاي زنجيره‌اي و يك جور كابوس ‌هاي خود شما است. 

🔶اين برداشت‌هايي  است كه درباره اين اثر مطرح‌ مي‌كنند. بله اين نمايش كابوس‌هاي من هم هست. اما اصرار ندارم بگويم درباره قتل‌هاي زنجيره‌اي است، راجع به شرايط روشنفكري در ايران است. متعلق به  هرجايي جهان است و در شرايط مشابه دارد، هرجايي كه از طريق ترس خواسته مي‌شود روشنفكري منزوي شود. چنان كه گفته ام هم اداي دين به چندين تن از دوستانم كه الان در ميان ما نيستند. 

🔵 بعد از اين كار تصميم نداريد كار تازه اين به صحنه ببريد؟

🔶نمي‌دانم . اصلا نمي توانم پيش‌بيني كنم. 

بهرام بیضاییمیراث فرهنگی
۰
۰
farzane ebrahimzade
farzane ebrahimzade
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید