ویرگول
ورودثبت نام
فِرنو
فِرنو
فِرنو
فِرنو
خواندن ۲ دقیقه·۲ روز پیش

خیام نیشابوری

چندین سال پیش شنیده بودم؛ خیام ملحد و کافره، خب زیاد اهمیتی برام نداشت. حتی وقتی یک مولودی رفته بودم؛ اون جا خیام را لعن و نفرین میکردند، خیلی برام عجیب بود که شاعر مملکت چرا باید مورد لعن قرار بگیره؟ جوابشون خیلی شوکه کننده بود که نمیشه این جا گفت...

بابامم به جز حافظ شاعر دیگه ای را قبول نداشت و وقتی خواستم رباعی خیام بخرم و بابام گفت همچین کتابی نمیخوام تو خونم باشه.🤦‍♀ انگار که بدترین و نجس ترین چیز ممکن را میخام بخرم.

خلاصه از خیام متنفر بودم با اینکه اصلا نمیشناختمش، سال ۴۰۴ به نیشابور رفتم و از آرامگاه خیام دیدن کردم ولی اون جا هیچ حس خاصی نداشتم و بیشتر دلم میخواست عکس های خوبی بگیرم و اصلا برام مهم نبود که آرامگاهش شاهکار ریاضی و جبر و هندسه است.

تا اینکه این شعر را توی کانالی دیدم:

آورد به اضطرارم اول به وجود

جز حیرتم از حیات چیزی نفزود

رفتیم به اکراه و ندانیم چه بود

زین آمدن و بودن و رفتن مقصود!

وقتی زدم در اینترنت و یکی یکی رباعی های خیام را خواندم شگفت زده شدم، خیام به چیزاهایی فکر می‌کرده و آن را به قلم در آورده که دائما توی ذهن من نوعی میچرخه.

باورم نمیشد کسی وجود داشته که حال و روز امروز من را به شعر نوشته، اینقدر حیرت زده بودم که به هر کس که میرسیدم میگفتم خیام را میشناسی؟ شعرهاش را خواندی؟ خیلی قشنگه میدونستی؟

الان شاعر مورد علاقه‌ی من خیامه و هر روز سعی میکنم حداقل یک دوبیتی ازش بخوانم...

هرچند که رنگ و روی زیباست مرا

چون لاله رخ و چو سرو و بالاست مرا

معلوم نشد که در طربخانه خاک

نقاش ازل بهر چه آراست مرا؟

ز آمدنم نبود گردون را سود

وز رفتن من جاه و جلالش نفزود

وز هیچ کسی نیز دو گوشم نشنود

کاین آمدن و رفتنم از بهر چه بود!

خیام اگر ز باده مستی خوش باش

با ماه رخی اگر نشستی خوش باش

چون عاقبت کار جهان نیستی است

انگار که نیستی چو هستی خوش باش

این یک دو سه روز نوبت عمر گذشت

چون آب به جویبار و چون باد به دشت

هرگز غم دو روز مرا یاد نگشت

روزی که نیامده‌ ست و روزی که گذشت

تا کی غم آن خورم که دارم یا نه

وین عمر به خوشدلی گذارم یا نه

پرکن قدح باده که معلومم نیست

کاین دم که فرو برم برآرم یا نه

۱۳
۵
فِرنو
فِرنو
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید