اصلیترین وظیفهی همه ما انسانها، رسیدن به سرچشمهی داناییست. چراکه تنها با خردورزی افراد هر جامعه است که آن جامعه به سوی موفقیت هدایت میشود.
فارغ از جنسیت همهی باید در جهت پیشرفت فردی و اجتماعی تلاش کنند.
اما متاسفانه به دلیل اینکه در جامعه ما اکثرا واکنشهای منفی نسبت به فعالیت بانوان در تمامی عرصهها وجود داشته، هیچوقت نیاز به این رشد و تعالی برای بانوان دیده نشده و همچنان اگر یک دختر برنامهنویس، یا یک بانوی ریاضیدان و فضانورد برای پیشرفتش تلاش میکنه باعث تعجب همگان میشه و نه تنها بهای کافی داده نمیشه بلکه موانع بیشتری سد راهش به وجود میاد.
به نظر من برای مبارزه با این وضعیت، حضور زنان باید به جسورانهترین شکل ممکن صورت بگیره. برای ایجاد برابری باید همواره یادآور شد که دستیابی به موفقیت فقط برای مردان نیست، تکرار پیشرفت زنان در مقابل تابوها ضدزن مثل یک سپر دفاعی است تا تیر خشونت علیه زنان به هدف ننشیند.
مطمئنا جامعه ما نیاز دارد تا این برابری را احساس کند و برای ایجاد این حس باید اینبار کفه ترازو برای بانوان سنگینتر شود تا تعادل برقرار شود. در حال حاضر به دلیل اینکه جنسیت مانع از آن میشود که بتوان نقاط قوت زنان دیده شود باید این نقاط قوت با صفت زنانگی بیشتر در معرض نمایش قرار بگیرد تا منجر به فرار فرصتها نشود.

برای مبارزه با جنسیتزدگی خصمانه که به شکل سلطهجویی مردانه نشان داده میشود و نتیجهی آن باورهای تحقیرآمیز علیه زنان است باید با مانور برروی جنیست زنان تعادل را برقرار کرد تا این باورها به مرور زمان از بین رفته و درک از حضور زنان و موفقیت آنها بیشتر شود.

این مورد غیرقابل انکار است که همواره مردانی بودند که همیشه فرصتهای بیشتری در اختیار زنان گذاشتند تا پیشرفت کنند. حمایت کردند و یا حتی بدون دلسوزی به زنان سخت گرفتند تا تواناییهای زنان بیشتر شود. به نظرم این مردان تواناییهای خودشون رو فارغ از جنسیتشون پیدا کردند و به این باور رسیدند که فارغ از جنسیت میتوان تخصص پیدا کرد و پیشرفت کرد.
برای گذر از این تونل تاریک نیاز به همبستگی و حمایت دوجانبه از سوی دو جنس است.
برای پیشرفت هم تلاش کنیم.