نامه‌ای از خدا

✍️نامه اى از خدا

فرض كنيد من اصلا وجود ندارم!

برويد مثل آدم زندگيتان را بكنيد،

اينقدر داستان و شعر درست نكنيد،

خودتان مى خواهيد سر همديگر را كلاه بگذاريد، چرا پاى من را وسط مى كشيد؟

اگر من خدايم چرا موسى را بفرستم تا شنبه را تعطيل كند، عيسى را بفرستم تا يكشنبه را تعطيل كند و به مسلمان ها بگويم جمعه را؟؟


چرا كارى كنم كه عيسى شرابش را در كليسا يعنى خانه خدا راحت بنوشد، و مسلمانان به جاى شراب شلاق بخورند؟؟


چرا يكى چادر سر كند و ديگرى هيچ نپوشد؟!

اگر من اين خدايى كه شما مى گوييد بودم، چرا بايد بگذارم به اسم من كليد بهشت بفروشند؟!

يا دنيا را براى مخلوقات من جهنم كنند؟


خدايى كه به عبادت محتاج باشد، خدايى كه قسم ميخورد جهنمش را از نافرمانان پر مى كند، خدايى كه تمام آنچه را در زمين حرام كرده، در بهشت وعده مى دهد...من نيستم! اشتباهى گرفته ايد!


اگر به دنبال من مى گرديد مرا در عشق، مهربانى، بخشش، آگاهى، گذشت، راستگوئى و انسانيت پيدا كنيد...البته اگر به دنبال من مى گرديد...!